ایالات متحده چه می‌خواهد؛ گفت‌وگوی اختصاصی با دکتر مطهرنیا: آینده جنگ

* کامیاب بهرودی

 

جنگ 12 روزه ایران و اسراییل که از بامداد روز 23 خرداد با حمله هوایی رژیم صهیونیستی به مراکز نظامی، فرماندهان ارشد، تاسیسات اتمی و دانشمندان هسته‌ای در کشورمان آغاز شده بود با آتش‌بسی  از ساعت 7:20 دقیقه صبح روز سوم تیر به طور موقت، متوقف گردید.

 

در خلال این جنگ، ایران نیز حداقل 22 موج حمله موشکی در قالب عملیات وعده صادق 3 انجام داد. همچنین در فاصله 48 ساعت مانده به آتش‌بس امریکا در پشتیبانی از تل‌آویو به تاسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد و ایران هم در پاسخ به این اقدام تجاوزکارانه، حمله موشکی علیه پایگاه العدید ایالات متحده در قطر را تدارک دید.

 

 امریکا برای پایداری ابرقدرتی خود در قرن 21 خواهان آن است که بر هلال طلایی قدرت حاکم گردد؛ این هلال طلایی همان ایران می‌باشد.

 

پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین در همین خصوص، گفت‌وگویی انجام داده‌است با دکتر مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و رییس اندیشکده آینده پژوهی سیمرغ، تا پیدا و پنهان جنگ و مهندسی آتش‌بس را مورد بحث و بررسی قرار دهد:

 

اقدامات امریکا در قبال ایران  در منظومه تحرکات برای استقرار نظم نوین جهانی است.

 

* درباره علل جنگ 12 روزه بگویید. ظاهراً بهانه‌های ایالات متحده فراتر از موضوع غنی‌سازی در ایران است؟

– اقدامات امریکا در قبال ایران را بایستی در منظومه تحرکات برای استقرار نظم نوین جهانی ارزیابی کرد. براساس آنچه که من آن را نظریه «هارتلند بزرگ» نامیده‌ام و سه دهه بر آن پافشاری کرده‌ام.

 

ایالات متحده برای پایداری از ابرقدرتی خود در قرن 21 نیاز به شریک استراتژیکی به نام ایران دارد. من در سال 2015 گفته بودم که این امر در سال 2025 میلادی آغاز خواهد شد.

 

هلال طلایی تهران

 

در این روند واشنگتن بر پایه نظریه‌های موجود در نظم نوین جهانی و سناریوهایی که در اندیشکده‌های گوناگون طراحی می‌گردند خواهان این است که بر هلال طلایی قدرت حاکم باشد که این هلال طلایی همان تهران است.

 

6 گام  در استقرار نظم نوین جهانی توسط آمریکا

 

لذا آن چه که برنامه‌ریزی کرده‌اند، متوجه شش گام است:

(1) گسترش جنگ‌های مینیاتوری

(2) ورود ترورها از برون به درون

(3) ائتلاف جهانی علیه تهران

(4) فلج کامل اقتصادی

(5) گسترش اعتراضات درونی

(6) و نهایتاً تشکیل دولت انتقالی

 

مطهرنیا

 

حال آن چه که اکنون مشاهده می‌شود نه یک تئوری توهم توطئه بلکه یک مهندسی معنادار در مسیر تغییر وضعیت خاورمیانه است که از قبل طراحی شده و با جنگ‌های سایه‌وار شامل چهار بخش جنگ نامتعادل، جنگ معلق، جنگ مینیاتوری و جنگ پنهان پیش می‌رود ضمن این که نظم نوین جهانی امریکا که از سال 2018 شکل گرفته در شرایط موجود وارد دوره تثبیت شده است.

 

در این پروسه هم ایران یکی از اهداف اصلی در منطقه حائل میان واشنگتن و در آینده چین است یعنی اولویت استراتژیک امریکا، ایران و اولویت استراتژیک آن چین خواهد بود و این مهندسی در حال انجام است.

 

* معمولاً اسراییل هیچ گاه به آتش‌بس پای‌بند نبوده و در موارد بسیار آن را نقض کرده است. آیا باید چنین شرایطی را درباره ایران نیز انتظار داشت؟

– آمریکا به عنوان یک میانجی و کنترل‌کننده تل‌آویو به تهران فرصت داده تا به میز مذاکره برگردد. بر این اساس زمزمه‌های ترامپ مبنی بر این که دیگر به سخن ایران گوش نمی‌دهد، می‌تواند گامی در جهت بازآفرینی جنگ ساختاری در قالب برخوردهای نظامی باشد. آتش‌بس هم به نوعی ایجاد مشروعیت برای جنگ و پاسخگویی به افکار عمومی بوده است.

 

* یعنی آتش‌بس شکننده است؟

– محتمل، همین است.

 

* رفتاری که امریکا پس از جنگ 12 روزه بروز داده دربرگیرنده قواعد مربوط به مذاکره نیست، ترامپ از ایران چه می‌خواهد؟

* دیگر مذاکره‌ای در کار نیست و آنها تسلیم ایران را می‌خواهند! که این خواسته می‌تواند نابودی گفتمان انقلابی را در پی داشته باشد.

 

* ممکن است روشن‌تر سخن بگویید؟

– اجازه بدهید پایان ماجرا خودش را نشان دهد.

 

شرایط فعلی، نه یک تئوری توهم توطئه بلکه یک مهندسی معنادار در مسیر تغییر وضعیت خاورمیانه است.

 

* در روزها و هفته‌های اخیر برخی افراد فراتر از دولت عمل می‌کنند، مثلا حکم می‌دهند که گروسی رییس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید اعدام شود، آن وقت نماینده ما در سازمان ملل هم مجبور به محکوم کردن این اقدام می‌گردد. ماجرا چیست؟

– این افراد با تصوری که از موضوع «آتش به اختیار» دارند براساس نگرش خود عمل کرده و آن را حق می‌پندارند. در این روند نتیجه آن می‌شود که در دوره حساس جنگ و آتش‌بس به جای صدای واحد، صداهای مختلف از کشور به گوش می‌رسد.

 

* رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است: «در زمانی که ما مشغول مقابله با سگ‌گردانی بودیم، اسراییل در ایران پهپاد می‌ساخت» ظاهرا سخنان ایشان دلالت بر غافلگیری مسوولان در جنگ دارد؟

– یک برداشت از این گفته این می‌تواند باشد که متخصصان امر از متن به حاشیه‌رفته‌اند و میانداران بدون تخصص در حوزه سیاست قدرت را به دست گرفته‌‌اند پس تا زمانی که این امر صورت می‌گیرد تحلیل‌ها نه متوجه واقعیت‌های اجتماعی و ممکن آینده بلکه در برگیرنده آرزوها و رویکردهای تقلیل‌گرایانه می‌شود. در این جهت شما به ناگاه به نوعی شاهد غافلگیری از طرف کسانی مي‌‌شوید که باید با تحلیل‌هایشان تحرکات آینده را رقم بزنند.

 

انتهای پیام

2/5 - (2 رای)

مقالات مرتبط