ستون پنجم؛ گفت‌وگو با دکتر آزاد ارمکی: جنگ، نیروهای رادیکال را به حاشیه می‌راند

در جنگ‌های سه ساله اسپانیا (1939-1936) هنگامی که ژنرال مولا یکی از سرکردگان سپاه ژنرال فرانکو با ارتش خود به سوی مادرید پیش می‌رفت برای جمهوری‌خواهان که بر شهر مسلط بودند پیغام فرستاد که من با چهار ستون سرباز و تجهیزات از شرق، غرب، شمال و جنوب به پیش می‌آیم ولی شما فقط روی این چهار گروه حساب نکنید بلکه جمع‌ دیگری به نام «ستون پنجم» داریم که در میان شما هستند.

 

هر موقع ایرانیان به ساختن یک نوع جامعه مدنی نزدیک می‌شوند، کشتار، ترور شکل می‌گیرد.

 

بر این اساس «ستون پنجم» Fifth column به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که در داخل یک کشور به صورت مخفیانه به نفع دشمن فعالیت می‌کنند. این اقدامات می‌تواند شامل خرابکاری، جاسوسی، انتشار اطلاعات نادرست و ایجاد تفرقه باشد. پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، در گفت‌وگو با دکتر تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس به بررسی فعالیت «ستون پنجم» در جنگ و چگونگی شکل‌گیری ایران پس از تهاجم دشمن پرداخته است. این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران قبلا در مصاحبه‌ای گفته‌بود، در تاریخ معاصر ما، هر موقع که ایرانیان به ساختن یک نوع جامعه مدنی و دستیابی به دموکراسی نزدیک می‌شوند، کشتار، ترور و اختلالی شکل می‌گیرد. اساسا پروژه تحریم آمریکا برای فلج کردن جامعه ایرانی، اقتصاد، سیاست و فرهنگ ایران است تا فشار بر نظام سیاسی. به همین دلیل ما باید در این زمینه تلاش همه جانبه‌ای انجام بدهیم و به سمت همگرایی و همبستگی برویم تا از درون آن معانی مختلف همگرایی و همبستگی بیرون بیاید که در آن دفاع از تغییر ولی در عین حال اجتناب از کمک به شکل‌گیری ایده فروپاشی و بازتولید نظم هست.

 

 عوامل دشمن در سال‌های اخیر صدا پیدا کرده‌اند و اعتراض‌ساز شده‌اند.

 

گفت و گوی خبرنگار ما را با دکتر تقی آزاد ارمکی بخوانید:

 

* درباره ریشه‌های «ستون پنجم» در ایران بگویید.

– ایران همواره در بستر تاریخ محل ورود و خروج اقوام و گروه‌های مختلف بوده، بر این اساس بخش اعظمی از این افراد مقیم شده و در ساختن کشور، نقش ایفا کرده‌اند. در این میان عده‌ای هم انطباق‌پذیری نداشتند و در جهت تخریب، گام برداشتند و حتی در اندیشه تصاحب سرزمین برآمدند لذا اینها در بحران‌ها، آرایش نیروهای اعتراضی می‌گیرند و در تزاحم ایران با دولت‌های خارجی با این که ایرانی هستند اما به عنوان عامل دشمن مورد استفاده قرار می‌گیرند. هرچند افرادی هم یافت می‌شوند که دولت‌های خارجی آنها را جذب کرده و در تله شبکه‌ها و باندها می‌اندازند که باید گفت متاسفانه این گونه اشخاص در سال‌های اخیر هویت و صدا پیدا کرده‌اند و اعتراض‌ساز شده‌اند.

 

ستون پنجم

منتقدین نظام به عنوان نماینده جامعه مدنی در جنگ به میدان آمدند و با فروپاشی مخالفت کردند.

 

* چرا ستون پنجم از دشمن، منفورتر است؟

– برای این که دشمن به عنوان نیروی بیگانه به صورت علنی اَعمال خصمانه خود را بروز می‌دهد و از این رهگذر موجب همبستگی و پیوستگی مردم می‌شود اما ستون پنجم با حمایت از اشغال سرزمین در جهت چندپارگی ملت قدم برمی‌دارد.

 

نیروهایی که دغدغه رادیکال داشتند اجازه ندادند اندیشه توسعه هاشمی رفسنجانی تحقق یابد.

* ارزیابی شما از عملکرد منتقدین نظام در زمان جنگ چیست؟

– اینها در جنگ به عنوان نمایندگان جامعه مدنی به میدان آمدند و به مخالفت با فروپاشی برخاستند گروه‌هایی مانند اصلاح‌طلبان، مجاهدین انقلاب اسلامی، ملی مذهبی‌ها، نهضت آزادی و… اجازه شکل‌گیری رادیکالیسم را ندادند چرا که معمولاً جریان‌های رادیکال بدشان نمی‌آید که جنگ، استمرار یابد.

 

بعد از جنگ رسیدن به شکل جدیدی از دموکراسی در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

* ایران پس از جنگ اسراییل چه تصویری را بازتاب خواهد داد؟

– به اعتقاد من کشور پس از انقلاب‌ها، دچار آشوب و نابسامانی شده در حالی که بعد از جنگ‌ها به سمت تحول و تغییرات بنیادی حرکت کرده است برای نمونه انقلاب مشروطه منجر به ظهور یک دیکتاتوری جدید شد اما جنگ جهانی دوم و حضور بیگانگان در ایران موجب گردید که سیاست‌ورزان و عقلا به میدان بیایند و با معضلاتی مانند قحطی، بیماری و… مقابله کنند ضمن این که جنس نیروهای اجتماعی که پس از انقلاب و جنگ زاده می‌شوند متفاوت است به گونه‌ای که در مورد اول نیروها در جهت نزاع‌های ایدئولوژیک عمل کنند و در مورد دوم مشی سازندگی پیش می‌گیرند که در این جا لازم است یادی از آقای هاشمی رفسنجانی داشته باشیم که در جهت توسعه گام برداشت اما نیروهایی که دغدغه رادیکال داشتند اجازه ندادند این اندیشه تحقق یابد و دشمنی با دموکراسی و توسعه ابعاد تازه پیدا کند که متاسفانه این شبه انقلابی‌ها صداهای بلند هم دارند.

 

جنگ، نیروهای رادیکال را به حاشیه می‌راند و آنها را مضمحل می‌کند.

 

* رادیکال‌ها پس از جنگ چه سرنوشتی می‌یابند؟

– جنگ، نیروهای رادیکال را به حاشیه می‌راند و آنها را مضمحل می‌کند و در مقابل، نقش نیروهای سیاسی حاکم را برجسته می‌سازد چرا که آنها در زمان صلح باید توافقات مختلف را امضا کنند. در این میان، با اهمیت یافتن موضوع سازندگی،‌ نظام برنامه‌ریزی با جدیت دنبال شده، توسعه متوازن همگرا و رسیدن به شکل جدیدی از دموکراسی در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

* نیلوفر خلیلی

امتیاز دهید

مقالات مرتبط