رییس جمهور آمریکا با امضای یک فرمان اجرایی، ضمن تایید دوباره وضعیت اضطراری درباره ایران، ذیل این دستور تعرفههای تجاری اضافی برای کشورهایی وضع کرد که با ایران تجارت میکنند. هدف این فرمان، قطع صادرات کالا و خدمات به ایران است.
این اقدام ترامپ برای نخستین بار در تاریخ تحریمهای آمریکا علیه ایران انجام میشود و به نوعی در زمره تحریمهای ثانویه قرار میگیرد. در تحریمهای اولیه، افراد و شرکتهای امریکایی از تجارت با ایران منع شدند و براساس تحریمهای ثانویه، شرکتها و افراد خارجی که با ایران تجارت کنند، تحریم میگردند.
در فرمان اجرایی ترامپ به درصد تعرفه اضافی که بر این کشورها اعمال میشود، اشارهای نشده، اما محدوده آن مشخص است. در متنی که کاخ سفید منتشر کرد، آمده است: «این دستور یک نظام وضع تعرفه ایجاد میکند که به ایالات متحده اجازه میدهد بر واردات از هر کشوری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم کالا یا خدماتی از ایران خریداری، وارد یا به دست میآورد ، تعرفههای اضافی وضع نماید» تحریمهای کلاسیک آمریکا به طور معمول بر شرکتهایی که با کشورهای تحت تحریم کار میکنند و شناسایی میشوند، اعمال میگردد اما تعرفه تمام جریان صادرات یک کشور به امریکا را در بر می گیرد . با درج عنوان کالا و خدمات (goods and services) در فرمان ترامپ، این دستور بخش گستردهای از بازار صادراتی ایران را دربرمیگیرد. براساس آمارهای موجود، کشورهایی مانند چین، عراق، امارات، ترکیه، افغانستان، پاکستان و هند بزرگترین مقاصد صادراتی ایران هستند که طیفی از محصولات از موادغذایی تا برق، خدمات فنی و مهندسی را دریافت میکنند. در بعضی موارد به خصوص مقاصد خدماتی، نام کشورهای جزئیتر مشخص نیست. ترامپ در فرمان خود، وزرای خارجه، بازرگانی و تمام نمایندگان تجاری ایالات متحده را مامور اجرای این دستور کرده است.
دکتر مرندی: شاید ترامپ با تحریم ثانویه ایران حس میکرد میتواند عقبنشینی نظامی خود را تحتالشعاع قرار دهد.
پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین در گفتوگو با دکتر محمد مرندی، تحلیلگر روابط بینالملل و استاد دانشگاه تهران، دور جدید مذاکرات تهران و واشنگتن را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه خواهیدخواند:
* رییس جمهور آمریکا، بلافاصله پس از مذاکرات مسقط که از آن اظهار رضایت میکرد، ایران را تحت تحریمهای ثانویه قرار داد و برای کشورهایی که با ایران تجارت کنند، نظام تعرفه وضع کرد، چرا؟
– ترامپ، فرد متعادلی نیست، حتی تحلیلگران امریکایی از پیشبینی کردن او خسته شدهاند، ضمن این که انتظار دیگری از او نمیرفت با این حال شاید این اقدام توجیهی برای عقبنشینی نظامی او باشد.
* در مذاکرات مسقط، فرمانده سنتکام هم حضور داشت که به نوعی سایه تهدید نظامی بر سر گفتوگوها را حفظ میکرد!
– در این دور از مذاکرات، امریکاییها از مکان و محتوای گفتوگو کوتاه آمدند و محور بحث فقط مساله هستهای بود ضمن این که به شکل گسترده در خلیج فارس حضور نظامی یافته بودند، به هرحال ترامپ شاید حس میکرد که با وضع نظام تعرفه میتواند کاری کند که موضوع ضعف القاء نشود، هرچند ایران هم شیوههای خود را در قبال این گونه اقدامات دارد.
درباره آینده مذاکرات نمیتوان اظهارنظر کرد، همین که آمریکاییها مسیر ایران را پذیرفتند، گام مهمی است.

* امریکا پس از جنگ 12 روزه اعا میکرد که تاسیسات اتمی ایران را نابود کرده است، پس چرا محور این دور از گفتوگوها را مساله هستهای قرار داد؟
– ترامپ پیش از این وقتی دید که سخنان رییس سازمان اطلاعات نظامی امریکا در مورد نابودی تاسیسات اتمی ایران در تعارض با ادعای او میباشد دستور به برکناری این فرد داد، چرا که این مقام مسوول گفته بود این اتفاق روی نداده است.
تقویت رابطه با شرکای آسیایی و غیرغربی
* امریکا در بهار سال جاری در جریان مذاکرات به اسراییل برای حمله به ایران چراغ سبز نشان داد، چقدر به این دور از گفتوگوها میتوان خوشبین بود؟
– فعلا در این باره نمیتوان اظهارنظر کرد، همین که امریکاییها مجبور شدند مسیری که وزارت امور خارجه ایران روی آن پافشاری میکند، بپذیرند گام مهمی است اما در عین حال تهران باید همزمان با مذاکرات برای رفع تحریمها تلاش کند و رابطه با شرکای آسیایی و غیرغربی را تقویت نماید. لذا باید با همین فرمان جلو رفت تا ببینیم واشنگتن با مشکلاتی که در سراسر جهان دارد، سر عقل میآید یا نه.
* به نظر میرسد در شرایط موجود،موضع اسراییلیها در قبال ایران تعدیل شده و با احتیاط بیشتری درباره جنگ سخن میگویند؟
– ما در سالهای پس از دفاع مقدس، درگیر جنگی نبودیم، حال آن که اسراییلیها دایم در حال جنگ هستند لذا باید گفت در جنگ 12 روزه، آمادگی امروز را نداشتیم، در ماههای اخیر با اقدامات صورت گرفته کمبودهای نظامی برطرف شده و قدرت دفاعی ایران بالا رفته است بر این اساس اسراییلیها هم به توانمندی ایران پی بردهاند.
* عبدالله خلیلی