«از یاد رفته» روایت مردی است که برای رهایی از زخمهای گذشته، راه فرار را انتخاب میکند این انتخاب او را وارد سفر احساسی و پرچالشی میکند که در آن، گذشته و حال در هم میآمیزد. در واقع این اثر کاوش در مفهوم حافظه و تاثیر آن بر هویت است و به طرح پرسشهای عمیق میپردازد که آیا میتوان از گذشته گریخت و فراموشی چه هزینهای دارد…؟
پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین درباره مجموعه «از یاد رفته» با «آزیتا حاجیان» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون به گفتوگو نشسته است. او در رزومه خود فیلمهایی چون «معجزه پروین»، «خط فرضی»، «روبان قرمز» و… دارد.
* «نوشین» در «از یاد رفته» چه شخصیتی دارد، سیاه، سفید یا خاکستری؟
– نوشین پر از رنگ و زنده است. او با کارگری گذران زندگی میکند و تنها انگیزه زنده ماندنش پسرش است. این کاراکتر در عین این که سعی دارد توانا و قدرتمند باشد اما آسیبپذیر است. در دفاع از فرزندش مانند ببر میغرد و هنگامی که در مقابل پسرش دچار ضعف میگردد، منهدم میشود. در واقع «نوشین» نمونه یک مادر کامل است.
* اما اجازه ارتباط با خانواده را به پسرش نمیدهد؟
– با حقایقی که در ادامه داستان بر پرده میآید مخاطب در این باره به او حق خواهد داد، ضمن این که او قربانی یک نظام اجتماعی است و اکنون در برابر پرسشهای فرزند خود قرار گرفته است.
* مخاطب با این کاراکتر ارتباط برقرار کرده است؟
– من چون با مردم در ارتباط هستم به این نکته رسیدهام که گروههای سنی مختلف از مجموعه اظهار رضایت میکنند و با آن ارتباط برقرار کردهاند.
با ژانر جنایی میانه خوبی ندارم چون مرا در روند کار دچار خستگی روحی و روانی میکند.
* نظرتان درباره ژانر اجتماعی چیست و چرا سینما مملو از کمدیهای سریدوزی شده است؟
– مجموعههایی مانند «از یاد رفته» که در ژانر اجتماعی ساخته میشوند، بازتابدهنده معضلات اجتماعی هستند و مردم با دیدن آنها همذاتپندارگرایی میکنند و این موضوع به اعتلای فکری و فرهنگی آنها کمک میکند. بر این اساس پرداختن به این ژانر در شرایط امروز جامعه، ضروری است. در این میان باتوجه به خستگی روحی و روانی جامعه، فیلمهای کمدی هم به عنوان زنگ تفریح عمل میکنند و از آنها استقبال میشود. نکتهای که باید به آن توجه داشت این که کمدیها باید بیشتر کمدی موقعیت باشند نه کلامی و سخیف. البته قصد ندارم درباره هیچ اثری قضاوت کنم برای این که این آثار، مخاطب دارند و آنها باید نظر نهایی را بدهند. از طرفی نقدهایی که درباره سینما، تلویزیون، تئاتر و نمایش خانگی مطرح میشوند باید با حسن نیت همراه بوده و به اعتلای ژانرها کمک کنند. در مواردی انتقادها مساوی با نابود کردن یک اثر و سازنده آن است، در حالی که نقد و منتقد باید برای هنرمند مسیر تازه بگشاید.
* کار در تلویزیون چه تفاوتی با شبکه نمایش خانگی دارد؟
– سناریوهایی که در تلویزیون تایید میشود عمدتاً محافظهکارانه است ولی در پلتفرمها، فضا بازتر است. بنابراین در نمایش خانگی، قصه جذابتر پیش میرود. در آخرین کاری که من با صدا و سیما داشتم یعنی نجلای (1) و (2) تعهدات مالی پس از چند ماه از قرارداد نوشته شده تحقق یافت در حالی که در نمایش خانگی نسبت به انجام تعهدات، پایبندی بیشتری وجود دارد.
در سریال «تا ثریا» کار آقای سیروس مقدم، چند قسمت به طور کامل ممیزی شد، دافعه امروز حاصل چنین اقداماتی است.
* این روزها گرایش مردم به پلتفرمها بیشتر است و بازیگران مطرح، حضور در نمایش خانگی را ترجیح میدهند. این طور نیست؟
– بله، همین طور است اما به هرحال نمایش خانگی برای مردم هزینه دارد. مخاطبانی که با من در ارتباط هستند میگویند حیف که بسیاری از هنرمندان خوب، دیگر در تلویزیون نیستند و ما برای تماشای آثار آنان باید هزینه کنیم که البته میکنیم.
* پیشنهادهای صدا و سیما چگونه است؟
– پیشنهادها که زیاد است اما قصهها و نقشها جذابیتی ندارد.
* ممیزی در کارهای تلویزیونی وجود دارد؟
– در سریال «تا ثریا» کار آقای سیروس مقدم، چند قسمت مجموعه به طور کامل حذف شد و تماشاگران را در روند داستان دچار سردرگمی کرد. جالب است بدانید که ممیزی انجام شده هم پس از فیلمبرداری صورت گرفت و خستگی بر تنمان ماند.

کمدیها باید بیشتر کمدی موقعیت باشند نه کلامی و سخیف.
* یعنی سانسور را از سکانس به یک قسمت کامل رساندهاند؟
– بله! البته مردم و اهالی هنر این مسایل را متوجه میشوند و حاصل آن دافعه است.
همه نقشها، حکم فرزندان مرا دارند که باید برای پرورش آنها تلاش کنم.
* دوست دارید در کارهای بعدی چه نقشی به شما پیشنهاد شود؟
– همه نقشها، حکم فرزندان مرا دارند که باید برای پرورش آنها تلاش کنم. لذا آن چیزی که مهم است این که قصه با ایدهآلهای من منطبق باشد.
* به چه کاری «نه» میگویید؟
– ژانرهای وحشت و جنایی؛ چون در روند داستان دچار خستگی روانی و روحی میشوم. البته این آثار اخیرا تنوع بسیاری یافته و مخاطبان بسیاری جذب کرده اما من با آنها میانه خوبی ندارم.
* نیلوفر خلیلی
انتهای پیام