با نمایش نسخه پردهای فیلم سینمایی «اودیسه» در برخی شبکههای ماهوارهای بسیاری از مخاطبان ایرانی موفق به تماشای آخرین اثر «کریستوفر نولان» همزمان با اکران جهانی آن شدند.
فیلم درباره سفر «اودیسئوس» پادشاه ایتاکا پس از پایان جنگ «تروا»ست. اثر حماسی که در ظاهر پیرامون خدایان، هیولاها و جنگجویان باستانی میباشد اما در لایه عمیقتر، حکایت مردی است که باید پیش از بازگشت به خانه، با بخشهای تاریک زندگی خود روبرو شود. نولان، فیلم را به یک فانتزی پرزرق و برق تبدیل نمیکند، عناصر فراطبیعی داستان هومر در جهان او حضور دارند اما بیشتر از آن که ابزار نمایش باشند کارکردی مفهومی پیدا میکنند، خدایان و موجودات افسانهای به نمادهایی از سرنوشت، وسوسه، انتخاب و پیامدهای رفتار انسان بدل میگردند؛ در نتیجه بزرگترین نبرد «اودیسئوس» نه در برابر هیولاهای دریایی یا دشمنان ناشناخته بلکه در برابر غرور، خاطرات جنگ و احساس گناه شکل میگیرد.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، یکی از جسورترین تصمیمهای نولان این است که قهرمان خود را تقدیس نمیکند، «اودیسه» برخلاف بسیاری از آثار حماسی درباره مردی نیست که همیشه درست عمل میکند؛ بلکه درباره انسانی است که باید با نتایج تصمیمهایش زندگی کند. «اودیسئوس» درباره افتخار و اصول اخلاقی سخن میگوید اما بارها برای رسیدن به هدف، همان اصول را زیر پا میگذارد.
بزرگترین سفر قهرمان فیلم نه در دریاها بلکه در درون خود اتفاق میافتد.
«مت دیمون» در نقش «اودیسئوس» تصویری متفاوت از یک قهرمان اسطورهای ارایه میدهد. او پادشاهی شکستناپذیر و بینقص نیست؛ انسانی پر از تناقض است که هوش و شجاعت، او را به پیروزی میرساند. اما همین ویژگیها گاهی او را به سمت خودخواهی و غرور سوق دادهاند. «دیمون» موفق میشود شخصیتی را خلق نماید که هم قربانی شرایط است و هم مسوول بخشی از فاجعههایی که پیرامونش رخ دادهاند در این روند تحول «اودیسئوس» در فیلم عبور از یک جنگجوی مغرور به انسانی است که مجبور میشود معنای پیروزی و قهرمانی را از نو تعریف کند.

در این میان نبرد «تروا» در «اودیسه» تنها یک نمایش عظیم از قدرت نظامی و شکوه تاریخی نیست؛ روایتی در مورد ویرانی و آسیبهای روانی جنگ است لذا نبرد یونانیان برخلاف روایتهای سنتی پایان خوشی ندارد چرا که قهرمانان جنگ با زخمهای باز به خانه بازمیگردند!
«نولان» این بار هم در پس یک قصه بزرگ این پرسش را مطرح میکند که آیا انسان میتواند از گذشته خود عبور کند؟
از نظر بصری فیلم یکی از جاهطلبانهترین پروژههای کارنامه نولان به شمار میرود. فیلمبرداری با دوربینهای نگاتیو آیمکس به جهان باستانی داستان وزن و بافتی واقعی بخشیده است، کارگردان به جای ساختن دنیای دیجیتالی تلاش کرده تا تماشاگر احساس کند در میان کشتیها، میدانهای نبرد و شهرهای کهن حضور دارد. صحنههایی مانند اسب تروا، نبردهای دریایی و… بار دیگر نشان میدهد چرا سینمای نولان بیش از هر چیز برای پرده بزرگ ساخته شده است.

ناگفته نماند، گستردگی روایت، تعدد شخصیتها و تلاش برای وفاداری به لایههای مختلف داستان هومر موجب شده برخی خطوط داستانی فرصت کافی برای رشد نیابند برای نمونه داستان «تلماخوس» پسر «اودیسئوس» که قرار است مسیر استقلال و یافتن هویت را طی کند اما این خط در کنار سفر پدر نمیتواند از لحاظ روایی تعادل مناسبی برقرار نماید.
بزرگترین و پرهزینهترین بازخوانی یک اسطوره باستانی
فیلم شاید بزرگترین و پرهزینهترین بازخوانی یک اسطوره باستانی باشد اما ارزش اصلی آن نه در عظمت صحنههای نبرد بلکه نگاه انسانی به قهرمان است، قهرمانی که شکست میخورد و بزرگترین سفرش نه در میان دریاها بلکه در درون خود اتفاق میافتد.
«اودیسه» پیش از آن که درباره یک پادشاه افسانهای باشد درباره انسان است. انسانی که میان افتخار و شکست، خاطره و فراموشی، سرنوشت و انتخاب گرفتار نشان میدهد. نولان این بار هم در پس داستانهای عظیم این پرسش را مطرح میکند که آیا انسان میتواند از گذشته خود عبور کرده و دوباره خود را بشناسد؟
انتهای پیام/