* فروش تراکم و ساخت برجهای تا ۲۰ طبقه در کوچههای تنگ و باریک پایتخت فاجعهآفرین خواهد شد، فرونشست زمین هم در حال تحریک گسلهای تهران است.
* ناپایداریهای اقتصادی در کشور بیش از هر چیز بودجه تحقیقات علمی و فعالیتهای مربوط به کاهش ریسک زلزله و سوانح را به حاشیه برده است.
* حاکمیت طالبان در افغانستان، توان این کشور برای مقابله با حوادث را تحلیل داده و آسیبپذیری، تلفات انسانی را بالا برده است.
مطالعات انجام شده بر روی زلزلههای شش ماه اخیر در کشور نشان میدهد در دو هفته آخر خرداد ماه سال جاری تعداد رخداد هفتگی زمین لرزهها بیش از ۳ برابر متوسط رخدادهای لرزهای در ایران است.
مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در این باره تاکید دارد: از ۲۴ خرداد تا هفته اول تیرماه در بندر چارک استان هرمزگان بیش از ۸۰ زلزله بزرگتر از ۵/۲ ریشتر به ثبت رسیده و لرزهها در روزهای بعد در بنادر «مقام» و «پارسیان» ادامه یافته است.
در این روند گرچه دو خوشه لرزهای مذکور در فاصله ۱۲۰ کیلومتری از یکدیگر قرار دارند ولی به دلیل تنشی که به صفحه ایران وارد شده، ماجرا تا افغانستان، هم کشیده شده است. البته چون زمین لرزه در کشور در عمق کم رخ داده، احتمال زلزلهای با بزرگای زیاد را کاهش داده است. در این میان زلزلهای با قدرت ۱/۶ ریشتر و براساس برخی گزارشها ۹/۵ ریشتر در جنوب افغانستان روی داد که با تلفات قابل توجه هم همراه بود. لذا باید گفت ایران با یک ناهنجاری لرزهای روبرو شده که در مراوه تپه گلستان هم با زلزله ۵ ریشتر خودنمایی کرده و در سایر نقاط کشور نیز ردپای تنشها دیده شده است.
استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با بیان این که ارتباطی بین زلزلههای ایران و افغانستان وجود ندارد، گفت: زلزله افغانستان مربوط به ورقههای هیمالیا و اورآسیاست و زمین لرزه هرمزگان با مرز خمیدگی رشته کوههای زاگرس ارتباط دارد.
دکتر مهدی زارع که با خبرنگار «سرمایه و ثروت» سخن میگفت، افزود: تجمع زلزلهها که در محدوده شمال غرب جزیره کیش و بندر چارک رخ داده موجب وحشت مردم شده به گونهای که بسیاری از آنها روزهای متمادی بیرون از خانه به سر بردند.
خبرنگار ما پرسید: آیا زلزلههای صورت گرفته میتواند منجر به سونامی، به خصوص در جزیره کیش شود؟ وی پاسخ داد: احتمال سونامی با چنین زمین لرزههایی وجودندارد چرا که با زلزلههای ۵ ریشتر با کم ۱۰ کیلومتر، گسیختگی کف دریا به سطح زمین نمیرسد و سونامی را پدید نمیآورد.
استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله به تلفات بالای زمین لرزه در افغانستان اشاره کرد و یادآور شد: با گذشت ۱۰ ماه از حاکمیت طالبان در این کشور و گسترش روزافزون فقر، توان مقابله با حوادث نیز تحلیل رفته است چرا که بسیاری از کارشناسان زلزله مهاجرت کردهاند، البته منظورم این نیست که آمدن طالبان دلیل اصلی برای تلفات میباشد بلکه تحولات سیاسی اخیر، کشور را آسیبپذیرتر کرده است.
دکتر زارع، امکانات ایران برای مقابله با زلزله را بهتر از کشورهای همسایه عنوان کرد و گفت: توان ما قابل قیاس با افغانستان و پاکستان نیست با این حال جمهوری اسلامی باید خود را با ژاپن، امریکا و حتی کشورهای لرزهخیز دیگر مانند شیلی و مکزیک مقایسه کند که زیرساختهای خوبی در پایتختهایشان ایجاد کردهاند. ما هم از زلزله سال ۶۹ در منجیل اقداماتی انجام دادهایم اما به واسطه توسعه ناپایدار ممکن است آنها در یک زلزله شدید به کار نیایند.
وی ادامه داد: ناپایداریهای اقتصادی که در برخی دورهها در کشور پدیدار گشته، اولین تاثیر خود را بر روی بخش علمی گذاشته است و در مواردی بودجههای تحقیقاتی و در مقاطعی فعالیتهای مربوط به کاهش ریسک زلزله و سوانح را به حاشیه برده است.
خبرنگار ما پرسید: پس از فاجعه متروپل فهرست ساختمانهای خطرآفرین در شهرهای مختلف از جمله پایتخت منتشر شد و حتی برخی عنوان کردند بیش از ۲۰۰ سازه شبیه متروپل در تهران در حال ساخت است، در این باره چه باید کرد؟ استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی پاسخ داد: فهرست اعلام شده در پایتخت مربوط به محلهایی است که از نظر آتشنشانی ایمنی ندارند، لذا باید اسامی ساختمانهای خطرناک از نظر زلزله نیز به روزرسانی شود و به اطلاع مردم برسد تا ایمنسازی صورت بگیرد.
نکته دیگر این که در شهری مانند آبادان تنها یک ساختمان بلندمرتبه به اسم متروپل وجود داشت اما در پایتخت بیش از ۱۰۰۰ برج وجود دارد که بازلزله و سوانح دیگر میتوانند خطرساز باشند.
دکتر زارع ادامه داد: متاسفانه از سالهای ابتدایی دهه ۷۰ نیز شیوه غلط فروش تراکم برای آباد کردن پایتخت باب شد که منجر به تخریب گسترده باغها و کاهش فضای سبز در تهران گردید و با آن که یک سری اتوبان و تونل برای شهر به ارمغان آورد، از آن طرف موجب رشد قارچگونه برجهای تا ۲۰ طبقه در کوچههای تنگ و باریک شد که در شرایط عادی با یک تصادف رانندگی راهبندان میشود و خدا میداند در سوانح بزرگ مانند زلزله چه فاجعهای رقم خواهند زد.
وی به زلزله بزرگی که در کمین پایتخت است اشاره کرد و افزود: تلفات این حادثه بستگی به زمان رخداد آن در روز و شب دارد ما هم متاسفانه تخممرغهایمان را در سبد تهران چیدهایم و امکانات قابل توجه و جمعیت کثیری را در آن جای دادهایم که حتی با یک زلزله متوسط میتواند آسیبپذیری بالا ایجاد کند. در این روند با معجزه و شعبده هم نمیتوان کاری کرد چرا که برای کم کردن ریسک زمین لرزه بایستی متخصصان امر در یک بازه زمانی درازمدت، تمهیدات لازم را به عمل آورند.
استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی به فرونشست زمین در تهران و برخی شهرهای دیگر اشاره کرد و با هشدار در این زمینه اظهار داشت: مطالعات ما نشان میدهد در محلهایی که تخلیه آب زیرزمینی صورت گرفته و منجر به فرونشست زمین شده، اتفاقی که روی میدهد تحریک گسلهای فعال است و این موضوع میتواند معضل را در مناطق جنوب غربی و جنوب شرقی تهران مضاعف کند.