قصاص و بخشش همچنان یکی از سوژههای داغ و جذاب در سینمای ایران به حساب میآید که عمدتا در قالب ملودرام روایت میشود؛ ژانر محبوب تماشاگران سینمای کشور که بخشی از موفقیت کار را تضمین میکند. کاظم دانشی که در نخستین ساخته سینمایی خود یعنی «علفزار» سراغ یکی، دو پرونده واقعی رفته و از تلفیق آنها قصهای ملتهب را به تصویر کشیده در دومین فیلم خود «زندهشور» بار دیگر درامی نزدیک به آن را دستمایه قرار داده با این تفاوت که این قصه خود را از دادگاه آغاز نکرده و تنها دقیقههای پایانی عمر 5 محکوم به اعدام را بابت قتل روایت میکند.
آنچه در ادامه میآید گفتوگوی پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین است با کاظم دانشی، نویسنده و کارگردان فیلم «زنده شور» که بهمنماه گذشته در حاشیه و متن چهل و چهارمین جشنواره فیلمفجر انجام گرفتهبود.
* شما از نزدیک شاهد ۲۰۰ مورد اعدام بودهاید و درباره آنها مستندسازی کردهاید، تجربهتان را در «زنده شور» چگونه به کار گرفتید؟
– داستان فیلم در یک شب تا صبح در یک زندان روایت میشود که درباره 5 محکوم به اعدام است. فضای کلی «زنده شور» متفاوت از فیلمهای مرسوم دادگاهی و جنایی میباشد چرا که لحظات مربوط به یکی دو ساعت پایانی زندگی محکومین به اعدام را به خوبی میشناسم.
کاظم دانشی: نباید به فیلمی که درباره بخشش اعدامیهاست انگ سیاهنمایی زد، فیلمهایی از این دست در همه جای دنیا تلخ میباشد.

* درباره تعداد زیاد کاراکترها و زمان فیلم که دو ساعت و ۱۳ دقیقه است، بگویید؟
– قصه ما ۵ اعدامی دارد که مهم بود هر۵ کاراکتر بازیگر شاخصی داشته باشند، حامد بهداد، امیر جعفری، محمد ولیزادگان، عرفان ناصری و حسین پورکریمی برای این نقشها انتخاب شدند. برای نقش قاضی اجرای احکام هم بهرام افشاری را در نظر گرفتیم. شبنم مقدمی هم برای نخستین بار نقش یک معاون دادستان زن را ایفا میکند. برای خانواده اعدامیها و شاکیان آنها هم بازیگرانی چون سارا بهرامی، صدف اسپهبدی، رویا جاویدنیا و دیگر دوستان برگزیده شدند. ضمن این که دوست داشتم نقش کاراکترها در «زنده شور» متفاوت باشد برای همین شاید اولین تصور از ترکیب بازیگران این باشد که بهرام افشاری جزو اعدامیهاست در حالی که او نقش غافلگیرکنندهای برعهده دارد. در مورد زمان فیلم هم اگر زیاد باشد قطعا آن را کم میکنیم.
شانس زیادی برای اکران «زنده شور» قایل هستم، ضمن این که تن به ممیزی نمیدهم.
* نواختن موسیقی در لحظه اعدام و موضوعات دیگر را باید به حساب برداشت آزاد بگذاریم؟
– نخیر اساس ماجرای فلوت واقعی است. چند اتفاق دیگر را هم از چند جای دیگر جمع کردیم و کنار این پرونده گذاشتیم، فیلم براساس واقعیت است و تخیلی در کار نیست. همان طور که میدانید از چند سال پیش به صورت روزانه در راهروهای دادگاهها و پاسگاهها تردد دارم و مدام در معرض پروندههای قضایی و گفتوگو با وکلای مختلف هستم گاهی هم با خانوادههای درگیر در پروندهها مصاحبه میکنم از این منظر ارتباط مستمری با این دست سوژهها دارم. گاهی هم روی یک موضوع دست میگذارم و کار میکنم و زمانی هم فرا میرسد که پرونده ظرفیت کافی برای پرداخت داستانی ندارد. منظورم این است که همیشه همه سوژهها به سرانجام نمیرسند.
فیلم من تلخ هست اما سیاهنمایی نیست.

* چقدر به اکران فیلم امیدوار هستید آیا به ممیزی تن میدهید؟
– فیلم من تلخ هست اما سیاهنمایی نیست. بنابراین شانس زیادی برای اکران قایل هستم. ضمن این که به ممیزی تن نمیدهم، به هرحال در تولید و پخش آثار سینمایی بعضا دستاندازهایی وجود دارد و ما در این سالها با مسوولان به تجربههای تازهای رسیدهایم که در مواردی مواضع دو طرف تعدیل شده است. لذا در یک فرآیند آزمون و خطا درحال پیشرفت هستیم، اما هر بار چه در مرحله فیلمنامه و چه در زمان پخش دردسرهایی هم داریم. همان طور که میدانید من فیلمهای «بیبدن» و «علفزار» را در جشنوارههای خارجی به نمایش نگذاشتم چون اعتقاد دارم آنها مصرف داخلی دارند. بر این اساس نباید به فیلمی که درباره بخشش چند اعدامی است انگ سیاهنمایی زد چرا که فیلمهای دادگاهی و جنایی در همه جای دنیا تلخ میباشد.
* عبدالله خلیلی
انتهای پیام/