حکایت تامین مالی در ایران و جهان از پدیده شاندیز تا تونل مانش

فرابورس برای یارانه نقدی هم برنامه دارد:

* برندهای ایرانی باید در کنار آرم‌هایی چون استاندارد، حلال و.. آرم «شفافیت مالیاتی» هم داشته باشند.

* رقابت بورس و بانک در ایران موجب شده تا مردم نتوانند از امکاناتی همچون خودپردازها در خرید سهام عرضه اولیه مشارکت کنند.

 «تامین مالی جمعی» که در آن از مردم برای طرح خاصی پول جمع‌آوری می‌شود آن قدر در ایران جذاب است که پروژه‌هایی مانند «پدیده شاندیز» که دردسرساز هم بود توانسته‌اند در خارج از بورس مردم را به مشارکت بکشانند.

این فرهنگ در کشورهای دیگر وجود ندارد در واقع مردم تا پروژه‌ای کلنگ نخورده باشد به آن اعتماد نمی‌کنند مانند پروژه معروف «تونل مانش» که در آن چندین بانک و صندوق سرمایه‌گذاری وارد عمل شدند.

در ایران شرکت‌های دانش‌بنیان، شرکت‌های کوچک و متوسط (SME) و… در حال حاضر می‌توانند از طریق فرابورس تا سقف ۲ میلیارد تومان تامین مالی شوند، فرابورس به مثابه بانک نیست بلکه پلتفرمی است که به کمک تخصص‌گرایی نوآورانه سعی کرده است پیشران بازار سرمایه در کشور باشد و به نیازها و انتظارات فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران پاسخ دهد.

فرابورس حتی در حوزه‌هایی چون «یارانه نقدی» برنامه دارد و معتقد است یارانه نقدی را می‌توان به صورت سهام شرکت‌های بزرگ و کوچک بورسی به صورت پرتفوی به مردم واگذار کرد تا احساس مالکیت کنند. در واقع با یارانه نقدی که در این سال‌ها پرداخت شد، می‌توانستیم پالایشگاه‌، بیمارستان و در کنار آن اشتغال ایجاد کنیم.

موضوع دیگری که در فرابورس دنبال می‌شود واگذاری تیم‌های ورزشی به مردم است. اگر این مهم خوب و دقیق اجرا شود می‌تواند برای کشور و فیفا یک موقعیت مناسب باشد، تجربه نشان داده تا زمانی که ورزش به لحاظ اقتصادی سامان نگیرد، حرفه‌ای نمی‌شود.

***

در کشور ما با مقوله‌هایی همچون فرار مالیاتی و عدم شفافیت مواجه هستیم. تقریبا ۳۸ درصد اقتصاد کشور که در بورس فعال هستند، از شفافیت برخوردارند. فروش شرکت‌های بورسی و فرابورسی به نسبت تولید ناخالص داخلی ۳۸ درصد است و ۶۲ درصد دیگر مربوط به شرکت‌ها و اشخاصی هستند که بیرون از بورس و فرابورس فروش دارند و بزرگ‌ترین مشکل با این شرکت‌ها فرار مالیاتی یا عدم شفافیت است. ۳۸ درصد اقتصاد کشور به علت حضور در بورس، کمترین اختلاف حساب را با سازمان امور مالیاتی دارد و بیشترین اختلاف حساب مالیاتی و چالش‌های اقتصادی عموما مربوط به ۶۲ درصد دیگر شرکت‌هایی است که خارج از بورس فعالند. فرضا شرکتی درخواست ورود به فرابورس داشته که با ارایه حساب‌ها مشخص شده است سالانه ۱۵۰ میلیون تومان مالیات پرداخته است اما پس از شفاف‌سازی مشخص شده که می‌بایست سالی ۲ میلیارد تومان مالیات بپردازد. در اینجا طبق قانون اگر شرکتی کتمان کرده باشد سازمان امور مالیاتی می‌تواند مالیات سال‌های گذشته را نیز محاسبه و جریمه دریافت کند لذا وقتی بورس برای بورسی شدن این شرکت‌ها مقاومت می‌کند اقدام به جوسازی علیه بازار سرمایه می‌کنند در حالی که بورس مدافع حقوق سهامداران است.

البته در خصوص مشکل ذکر شده، قانون مشوق‌هایی دارد که خیلی کارساز نیست و اگر این شرکت‌ها بورسی شوند متضرر می‌شوند به همین خاطر اگر سامانه جامع مالیاتی اجرایی شود فضای فرار مالیاتی تنگ‌تر و بازدارنده‌تر می‌شود آن وقت شرکت‌ها آسان‌تر می‌توانند بورسی شوند که البته اجرایی شدن سامانه هنوز جای کار دارد. از طرفی در فرابورس باید «برند شفافیت مالیاتی» داشته باشیم که دارد روی این موضوع کار می‌شود به عنوان مثال در کنار آرم «استاندارد» یا «حلال» بر روی کالاها برند شفافیت مالیاتی بورسی قرار خواهد گرفت، به طوری که اگر به شرکتی بورسی یا فرابورسی اجازه داده شود در کنار آرم استاندارد، آرم شفافیت مالیاتی بزند مردم که نسبت به خرید کالای استاندارد حساس شده‌اند متوجه خواهند شد این شرکت علاوه بر رعایت استاندارد دارای شفافیت مالیاتی است و مالیات می‌پردازد.

در حقیقت باید یک مطالبه‌گری عمومی ایجاد شود تا شرکت‌ها در کنار استاندارد بودن شفافیت مالیاتی هم داشته باشند و شرکت‌هایی که مقاومت می‌کنند و مالیات نمی‌دهند مجبور شوند برای حفظ سهم بازار و فروش‌شان بورسی یا فرابورسی شوند که این موضوع کمک می‌کند تا فرار مالیاتی کم شود و در کنار کاهش فرار مالیاتی شفافیت مالیاتی نیز فراگیر شود. البته فرابورس به روی تمام شرکت‌های کوچک و متوسط که تلاش می‌کنند بورسی شوند باز است و تلاش می‌شود شرکت‌های بیشتری وارد بورس شوند اما هنوز تا نقطه مطلوب خیلی فاصله داریم.

نکته حایز اهمیت دیگر این که در دنیا همه ارکان مالی اعم از بانک، بورس، بیمه، مالیات، گمرک و… در هم تنیده هستند و امکان ندارد بنگاهی در بازار پولی کاری بکند و بورس از آن متاثر نشود. یا در گمرک اقدامی انجام شود و بورس یا بانک متوجه نشود. در دنیا بنگاه‌ها با استفاده از همه ابزارها و با کمک همدیگر توانسته‌اند به رشد کشورشان کمک کنند اما متاسفانه در کشور ما با قطب‌بندی‌ها و بانک محور یا بورس محور خواندن برای تامین مالی که دولت‌ها شعار می‌دهند باعث شده‌ایم که بانک یا بورس فکرکنند رقیب همدیگر هستند درحالی که این طور نیست، زیرا در کشور هر آنچه که دارد تامین مالی می‌شود از کانال بانک می‌گذرد مگر می‌شود فردی یا بنگاهی تامین مالی شود و پولش خارج از سیستم بانکی باشد مگر این که فرضا با گونی پولش را حمل کرده باشد در حالی که پول از بانکی به بانکی دیگر منتقل می‌شود پس قرار نیست بورس را تهدیدی برای بازار پول بدانیم.

از طرفی در بیشتر کشورهای دنیا به خصوص کشورهای آسیای جنوب شرقی مردم از طریق دستگاه‌های خودپرداز در خرید سهام عرضه اولیه شرکت‌ها مشارکت می‌کنند. اما در ایران چون دوقطبی و رقابت منفی بین بانک و بورس ایجاد کرده‌ایم، این امکان برای مردم وجود ندارد هرچند که امروزه با وجود دسترسی بیشتر مردم به اینترنت و دستگاه‌های خودپرداز در اقصی نقاط کشور حتی روستاها می‌توانند این خدمات یعنی خرید عرضه اولیه سهام شرکت‌ها را دریافت کنند و فرصت یکسان ایجاد شود، اما بنا به همان دلیلی که گفته شد به احتمال زیاد بانک‌ها حاضر نیستند این سرویس را ارایه کنند. متاسفانه در حال حاضر فقط کسانی در عرضه اولیه مشارکت می‌کنند که به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند و معمولا در شهرهای کلان ساکنند در صورتی که با وجود دستگاه‌های خودپرداز (ATM) در روستاها نیز می‌توانیم شاهد مشارکت روستاییان باشیم.

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط