پیچهای تو در توی گردنههای شمال را که طی میکنی، تا چشم کار میکند جنگل است و سرسبزی.
خنکای هوا در دل گرمای تابستان و همآوازی جیرجیرکان لابلای شاخههای تنومند درختان، همنوا با جریان آب رودخانههای سنگلاخی از ته دره و صدای خوش آهنگ آبشارهای کوچک که جابجا از لای سنگهای ستبر کوههای کنار جاده، حوضچههای باریک سرد را در مسیر، همسفر تو میکند و تو لبریز از این همه زیبایی حاضر نیستی چشمانت را برای لحظهای ببندی.
این روایت، میتواند خاطره بسیاری از ما در سفر به سرزمینهای شمالی باشد.
سرزمین آب و باد و درخت. شالیزار و «چایباغ» و درختان زیتون. باران و ضرب گرفتنش بر شیروانی خانه و مستانه فروریختن شٌرشٌر آب از ناودانها بر سنگفرش کوچه.
ولی از این همه فقط خاطراتی مانده به جا در ذهن معدود افرادی.
دیگر برای رفتن به شمال، جاده تو را صدا نمیزند چون خود خسته از ترافیک و صدای بوق و کشیده شدن خط ترمزهای یکباره و گاه به ناچار دیدن لاشه خودرویی و قطار شدن اجساد سرنشینان، غمزده و افسرده است.
جاده دیگر سرسبزی را نمیتواند به نگاه تو هدیه کند چون خود آبستن زبالههایی است که از دستان آویزان از پنجرههای خودروها، به امان جنگل رها شدهاند. رهگذران دلمرده و عاصی که برای فرار از در جا زدنهای چندین ساعته پناه به خوردن میبرند و با پرت کردن پسماندها از پنجرههای خودرو، انتقام خستگی خود را از جاده میگیرند.
جاده دیگر ساکت است. نه آواز جیرجیرکی و نه صدای برخورد شیطنت گونه جریان آب بر ناهمواری سنگها. نه ضرب دارکوب بر سینه درخت و نه آوای مارها از دل دشت.
جاده دیگر رمقی برای شاد کردن ندارد چون سالهاست در پیچ و خم انبوه خودروهای عجول و در تپتپ اگزوزهای داغ و لرزان، در فریادهای دلخراش موسیقیهای رپ از حنجره شیشههای نیمه گشوده و در داستان پرتکرار مسافرت/ تعطیلات/ شمال، گم شدهاست.
از تهران که خارج میشوی اگر از مسیر تهران – قزوین قصد گیلان را داری، یکسره سازه هست و مرکز رفاهی و خانههای مسکن مهر. جز کوتاه مسیر کوهین، شهر و شهر و شهر. حتی در دل جنگل، در سینهکش کوهها، لابلای رگههای خشکشده رودخانه سفیدرود همه سازه است و سازه. طبیعت محو شد از بس که کمبود مسکن بود و مراکز تفریحی!
با این حال در عبور از پیج و خم هر یک از این راهها، همچنان، شاهد حفاریهای جدید، خاکبرداری و انتقال آنها با کامیونها خواهیدبود. این که مسیر جدیدی در دست احداث است یا سنگها و خاک منطقه برای مقاصدی به مکان دیگری منتقل میشود، خدا میداند.
و اما اگر از مسیر هراز و گردنههای پر پیچ آن بعد از عبور از رودهن، دماوند و فیروزکوه قصد سفر به مازندران را داری، جاده سوادکوه را پیش رو داری. یکی از چهار محور ارتباطی شهر تهران به شمال ایران که به غیر از خودروهای سواری، محل تردد کامیونهای سنگین و ترانزیتی است.
طبق آمار پلیسراه، در برخی از روزهای سال، بخصوص ایام تعطیلات حتی ترافیک بالای ۱۷۰ کیلومتری در این جاده شکل میگیرد.
مسئولان این استان میگویند، هجوم بی وقفه مسافران به مازندران زیر ساختهای این استان را به چالش میکشد. اما مهمتر از آن باید به تخریب محیط طبیعی آن اشاره کرد، که با ورود حجم کنترل نشده و آموزش ندیده مسافران از اقصی نقاط کشور، بستر سبزش، به محل تجمع زبالهها و پسماندهای به جا مانده از موادغذایی، دخانیات، بهداشت کودکان و غیره، تبدیل شدهاست.
بماند که ارتفاعات این جنگلهای غنی از ذخایر ژنتیکی انواع درختان بازمانده از عصر یخبندان که به عنوان میراث جهانی در سازمان یونسکو نیز به ثبت رسیده، عرصه ساخت و ساز دیگرانی! شده است که تافته جدابافته از عموم مردم، نامدار و مشهور و یا صاحب منصب و حتی سیاستمدار هستند.
از اینرو وقتی چشم میگردانی، کپه کپه ویلاهایی به اشکال عجیب و غریب از گنبد کاخ سفید گرفته تا سبک سوئیسی را میبینی که لابلای این سبزرویانِ قامت برافراشته، دهن کجی میکنند به بقاء این درختان هیرکانی و زیستبوم موجودات زنده آن.
تهدید هویت فرهنگی و زیستمحیطی
با این وجود به دلیل تشدید خشکسالی طولانی مدت و فرو نشست زمین در نقاطی از کشور، تعداد زیادی از هموطنان عزم زندگی در نواحی شمالی کشور را جزم کرده و به صورت بیرویه اقدام به خرید زمینهای حتی کشاورزی برای ساخت مسکن کردهاند که اگر کنترل نشود، علاوه بر مسایل هویتی و فرهنگی،محیط زیست این سرزمین و تولیدات کشاورزی آن را مورد تهدید جدی قرارخواهدداد.
پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، در گفت و گو با دکتر هادی حقشناس، استاندار گیلان، وضعیت مهاجرت غیربومیان به این استان و ساخت و ساز در مناطق کشاورزی را پرسید. وی در این رابطه گفت: بر اساس طرح هادی، ساخت و ساز در روستاها منع قانونی ندارد و مجوز لازم داده میشود اما اگر قرارباشد زمینها در اختیار ویلاسازی قرارگیرد به شدت برخورد میشود.
وی همچنین اظهارداشت: اداره کل راه و شهرسازی استان گیلان در حال مکانیابی است که در10 تا 20 نقطه این استان پروژههای بلندمرتبهسازی مانند شهرکهای غرب و آپادانا را اجرا کند تا موضوعاتی مانند اقامت و گردشگری در قالب مجتمعهای مسکونی باشد لذا دیگر زمینهای کشاورزی که قطعات بزرگ هم دارند به ویلاسازی اختصاص نخواهندیافت تا عدهای فقط در تابستانها در آنها حضور یابند.
این گفته استاندار گیلان در حالیست که مساله اصلی، بغرنج شدن وضعیت محیط زیست استان و شدت یافتن تغییر کاربری زمینهای زراعی به ساخت و ساز است که در بلند مدت میتواند علاوه بر تخریب طبیعت موجب کاهش تولیدات کشاورزی باشد در حالیکه به نظر میرسد دغدغه مسئولان استان، جلوگیری از اقامتهای فصلی و موقت مسافران و گردشگران در ویلاهای شخصی است!
از استاندار گیلان در خصوص وضعیت آب هم سوال شد که گفت: وضعیت آب استان مناسب است و نباید شائبهای داشت، حالا ممکن است در برخی مناطق مسایلی باشد که واقعا جدی نیست.
حقشناس متذکر شد: گیلان بیش از 1000 میلی متر بارندگی دارد که از میانگین کشوری سال گذشته یعنی 123 میلی متر، بسیار بالاتراست. از طرفی به واسطه باران خوب و منابع آب زیرزمینی ما تنها استانی هستیم که فرونشست زمین نداریم.
این ادعا در حالیست که هنوز به یادداریم تشنگی شالیزارهای گیلان را در دهه 90 و ضررهای جبران ناپذیری که به روستائیان و کشاورزان منطقه واردشد.
کاهش میزان بارندگی 15 درصدی در گیلان
ضمن اینکه نگاهی به اخبار یک سال اخیر گیلان، این مساله را تایید میکند به عنوان مثال، محمددادرس مدیرکل هواشناسی گیلان درخرداد ماه 1403 در گفت و گویی با خبرگزاری ایرنا*اعلام کرد: از ابتدای سال زراعی جاری (مهر سال 1402 تا تاریخ گفت و گو) ۶۵۷ میلیمتر بارندگی در استان داشتهایم که این میزان نسبت به دوره بلندمدت (۳۰ ساله) ۱۵ درصد کاهش دارد.
وی متذکر شد: چهارسال است که شاهد خشکسالی و کم آبی به ویژه خشکسالی هواشناسی** کشاورزی در استان هستیم، و میزان بارندگی در فصل بارش و زمان کشت و کار کاهش یافته و باران مناسب دریافت نمیشود.
دادرس با تشریح خشکسالی ۱۰ ساله استان گفت: در این مدت نزدیک به ۳۳ درصد از مساحت استان در وضعیت خشکسالی بسیار شدید و ۱۶ درصد از پهنه گیلان نیز دارای خشکسالی شدید است ضمن آن که دمای استان در سال زراعی جدید (1403) نسبت به سال گذشته ۱.۶ درجه و نسبت به بلندمدت ۳ درجه افزایش یافتهاست و پیش بینی میشود که یک یا ۲ درجه گرمتر شود.
به نظر می رسد مسئولان استانی نسبت به مشکلات منطقه مسامحه کرده، خوش بینانه انتظار رفع آن را دارند در حالیکه عدم توجه به این هشدارها، در بلند مدت میتواند، منطقه و در نهایت کشور را با بحرانهای جدی مواجه کند.
از جمله این مشکلات، وضعیت شبکه فاضلاب و تصفیه خانههای استان است که در این خصوص استاندار گیلان به خبرنگار ما گفت: پیشرفت فیزیکی شبکه فاضلاب و تصفیه خانهها در 56 شهر گیلان چیزی حدود 26 درصدبوده در حالیکه میانگین این عدد بایستی حدود 66 درصد باشد که رقمی حدود 40 واحد درصد عقبماندگی وجوددارد و در سالهای گذشته این مهم مورد توجه قرارنگرفتهاست. بر این اساس باید هرچه سریعتر این مساله با اختصاص اعتبارات کافی در دستور کار قرارگیرد.
وی یادآورشد: به دلیل بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی در گیلان، امکان دفن فاضلاب وجودندارد. برای نمونه در پایتخت برای رسیدن به آب بایستی حدود 250 متر تا عمق زمین پیش رفت اما در استان گیلان در عمق دو متری هم میتوان به آب رسید و شرایط در حال حاضر به گونهای شده که فاضلابهای صنعتی، خانگی و کشاورزی مستقیم وارد رودخانهها میشوند و از آنجا به تالاب انزلی و تالابهای غرب و شرق استان سرازیر میشوند؛ ضمن این که زرجوب و گوهررود رشت به عنوان دو رود ارزشمند استان از این رهگذر محل عبور پسابها شدهاند.
حقشناس همچنین گفت: برای حل این مهم 30 هزار میلیارد اعتبار لازم است اما بودجه اختصاص داده شده در سال گذشته و امسال در مجموع هزار میلیارد تومان بوده است. با این حال سال گذشته که سیل آمد، در پیربازار که انتهای این دو رود محسوب میشود، کار لایروبی را آغاز کردیم و اکنون این مهم در مسیر گوهررود و زرجوب در حال اقدام است که امیدواریم به سرانجام برسد.
ریزگردهای تالابی در کمین شهرهای شمالی
وی هشدار داد: با این روال تخصیص اعتبار میبایست 30 سال انتظار کشید که با مساحت 200 میلیون مترمکعب تالاب انزلی، دیگر گنجایشی باقی نخواهدماند و در آن صورت ریزگردهای فاضلابی شکل میگیرد که قطعا سلامت ساکنان رشت، انزلی و صومعه سرا را به خطر خواهدانداخت.
این هشدار استاندار یادآور تخصیص 65 میلیارد تومان اعتبار زمان دولت دکتر روحانی، برای لایروبی دو رود نامبرده است که بدون تردید اگر مسئولان وقت استان آن را در جای خودش هزینه میکردند، شاید امروز زرجوب و گوهررود دیگر دچار چنین بحران و نیاز به تکرار اعتبار نبودند.
از این مساله هم که بگذریم یکی دیگر از مشکلات حساس گیلان، امحاء و یا بازیافت زبالههاست.
در همین رابطه استاندار گیلان گفت: در استانهایی نظیر اصفهان، تهران و … زباله دفن میشود اما در گیلان بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی این امکان را نمیدهد. از طرفی از سال 92 تاکنون به استان زبالهسوز تعلق نگرفتهاست که در این صورت به اجبار با جایابی بخصوص در بخش بیابانی گیلان باید به فکر دفن زباله باشیم.
وقتی در مورد وضعیت سراوان و انباشت زباله در این منطقه جنگلی پرسیدیم؛ حقشناس گفت: در 40 سال گذشته، با دفن زباله در این منطقه، فاجعه زیستمحیطی رقم زدهشد. سراوان بخشی از جنگلهای هیرکانی است که از حیث سلامت صلاح نیست به محل دفن زباله تبدیل شود.

این نکته ای است که مدیرکل سازمان بازرسی گیلان هم در نشست خبری خود *** قبلا به آن اشاره داشت و متذکرشد: همسو با بسیاری از استانها، استانهای شمالی با شدت و بحران بیشتری با زباله مواجه هستند اما اقدامات انجام شده پیرامون پسماند در گیلان صرفاً در حد گفتاردرمانی بوده هرچند همه دستگاهها تلاش خود را انجام دادهاند.
وی گفت: مردم زباله را در استان تفکیک میکنند اما شهرداریها همه را با هم جمعآوری مینمایند و امروزه دستکم ۲۰ سراوان در استان داریم و هر کس بگوید تفکیک زباله در استان انجام میشود، دروغ است.
به نظر میرسد در انبوه مشکلات، اگر هر مسئولی در دوره خدمت خود، یکی از آنها را در اولویت کاری قرارمیداد و درصدد رفع آن برمیآمد، مدیران بعد از او، با فهرست مشکلات کمتری مواجه بودند. با چنین تجربهای باید دید مدیران و مسئولان کنونی چه بیلان کاری از خود بجا خواهندگذاشت.
پی نویس:
* خبرگزاری ایرنا، 5 خرداد1403
**خشکسالی هواشناسی به حالتی از خشکی ناشی از کمبود بارندگی اطلاق می شود.
***پایگاه خبری دیارمیرزا، 16 مهر 1403
- سوسن پاکدل