نیما گوران در گفت‌وگو با «سرمایه و ثروت آنلاین»: فخرالدینی برای موسیقی «روزی روزگاری» ماه‌ها در بیابان زندگی کرد

در نخستین سال‌های ظهور سینما، موسیقی جدا از فیلم بر صفحه گرامافون و یا به صورت زنده در سالن‌های نمایش اجرا می‌شد؛ گاه با همراهی ارکستر و گاه توسط یک پیانیست بداهه‌پرداز که پیش‌تر با داستان فیلم آشنا بود.

 

در سال ۱۹۰۸ «کامیل سن سان» آهنگساز فرانسوی نخستین موسیقی متن را شخصاً برای فیلم «سوء قصد به جان دوک گیز» ساخته شارل لوبارژی نوشت. سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ میلادی را عصر طلایی موسیقی فیلم می‌دانند چرا که بسیاری از آثار برگرفته از اجراهای ارکسترال و رمانتیک اروپایی بود.

 

در دوران پس از جنگ جهانی دوم، موسیقی فیلم به تدریج از اجراهای ارکسترال کلاسیک فاصله گرفت و تحت تاثیر مدرنیسم و مینیمالیسم، روندی مستقل یافت به گونه‌ای جزو راک هم در موسیقی فیلم پدیدار شدند.

 

در دهه هفتاد میلادی جان ویلیامز با موسیقی فیلم جنگ ستارگان نه تنها موسیقی ارکسترال را به سینما بازگرداند،‌ بلکه دوران نوینی را در تاریخ موسیقی فیلم رقم زد و کم‌کم استفاده از موسیقی الکترونیک در سینما فراگیر شد. ظهور و گسترش سینتی سایزر در موسیقی فیلم هم بدان معنا بود که تمام موسیقی متن یک فیلم می‌توانست تنها توسط یک نوازنده اجرا شود.

 

موسیقی، هنری انتزاعی

 

پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین درباره موسیقی فیلم و دیگر موضوعات مربوط به این هنر با «نیما گوران»،‌ آهنگساز و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشسته است. او در رزومه خود همکاری با کنسرواتوار موسیقی تهران و آهنگسازی برای صدا و سیما در دهه ۸۰ را دارد. با این حال گوران خود را قبل از هر چیز یک آموزگار موسیقی می‌داند.

 

* چرا موسیقی فیلم در ایران جدی گرفته نمی‌شود؟

– موسیقی فیلم در کشور ما هیچ‌گاه منظر تخصصی نداشته، البته در دوران شکوفایی سینما، آهنگسازان صاحب ذوق، آثار خوبی در دهه‌های ۴۰، ۵۰ و اوایل ۶۰ خلق کردند که این مهم به واسطه شناخت کارگردانان از موسیقی و شرایط حاکم بر آن دوره‌ها بوده است.

 

روزی روزگاری

 

در این میان، با ورود انواع موسیقی از رسانه‌های مختلف و همچنین کمرنگ شدن نقش کارگردانان موسیقی فیلم هم در حاشیه قرار گرفت. به خاطر دارم استاد فخرالدینی برایمان خاطراتی از خَلق موسیقی متن «روزی روزگاری» نقل می‌کرد که در بیابان‌های محل فیلمبرداری ماه‌ها زندگی کرد تا با فضای عشایر و خُلق و خوی فرهنگ‌شان آشنا شود و صدای تنبور و یورتمه‌های اسب و عوامل محیطی را از نزدیک حس کرده و آنها را در اثر خود با ساختاری مشخص به کار برد.

 

روزی روزگاری

* ظاهراً غربت موسیقی به فیلم ختم نمی‌شود؟

– دغدغه دلسوزان واقعی همیشه بر آن بوده تا این هنر والا جایگاه از دست رفته خود را به دست آورد. این مهم مستلزم فرهنگ‌سازی به شکل ریشه‌ای از دوران کودکی است حال بدون چنین زیرساختی نمی‌توان انتظار داشت موسیقیدان مورد اقبال جامعه قرار گیرد. هنوز که هنوز است توده مردم موسیقی را صرفاً برای وقت‌گذرانی می‌دانند کما این که در ممالک پیشرفته این هنر شریف رسالتش انسان‌سازی و ترقی روحی و سلوک عرفانی است.

 

استانداردهای بین‌المللی موسیقی

 

* آموزش موسیقی در هنرستان‌ها و دانشگاه‌های ما تا چه اندازه با موازین جهانی همخوانی دارد؟

– مقوله استانداردهای بین‌المللی چند سالی است که موردتوجه استادان ما قرار گرفته و این جای بسی خوشوقتی است اما سابقه آن بسیار ضعیف می‌باشد. همین امر باعث شده تا هنرآموزان ما که در دوران پیشین بدون استاندارد طبق سلیقه شخصی استادان‌شان آموزش دیده‌اند، نسل‌های بعدی را نتوانند به درستی هدایت کنند. البته این موضوع به خارج از فضای هنرستان‌ها و دانشکده‌های موسیقی مربوط است. در این روند مراکز آموزش موسیقی اعم از آموزشگاه‌ها و تدریس در حوزه‌های شخصی‌تر مانند سراهای محله و منازل به شدت دچار ایراد و نقصان فراوان می‌باشد.

 

* آهنگسازان هم دچار ممیزی و سانسور می‌شوند؟

– این مساله در حیطه آهنگسازی بیشتر جنبه تخصصی دارد. یعنی عوامل خودِ موسیقی در نهادهای مربوط، اعمال نظر می‌کنند؛ ولی از آنجایی که موسیقی،‌ هنری کاملاً انتزاعی است در هیچ کجای دنیا نمی‌توان آن را در سمت خوب و بد قرار داد! موسیقی با کلام هم در ایران ویژگی‌های خاص خود را دارد و برخی سبک‌ها که با فرهنگ، شرع و مذهب همخوانی ندارد از این قاعده مستثی نبوده است.

 

* درباره آلبوم تازه‌تان «آخرین تنال» (۱) بگویید؟

– ایده خلق این اثر که در حدود ۱۰ سال از آن می‌گذرد، تشکیل یک آنسامبل‌سازهای ایرانی بود. فارغ از آشنایی با سبک و سیاق آهنگسازان ایرانی و تحصیل همیشگی در باب موسیقی غربی، بر آن شدم تا اثری ملهم از فضای هر دو فرهنگ به وجود آورم که بخشی از آن در قالب درک شهودی و قسمتی بر پایه سنت و اصول متداول موسیقی آن سرزمین‌ها باشد. «آخرین تنال» چیزی جز یک ذهنیت انتزاعی نیست و بیشتر بر این موضوع تاکید دارد که آثار تنالی به پایان راه رسیده‌اند و هر آنچه صفت تنال و تنالیته‌ای دارد گزافه‌ای در دنیای از دست رفته و پوسیده تنالیته نیست، دنیایی اثیری که سده‌های متمادی حیات و گستره آن حرکتی رو به جلو داشته است.

 

* کامیاب بهرودی

* پی‌نویس:

(۱) این اثر در زمستان ۱۴۰۲ توسط شرکت ماهور به شکل فیزیکی و دیجیتال منتشر شد.

امتیاز دهید

مقالات مرتبط