حمله اخیر رژیم صهیونیستی و واکنشهای متقابل ایران، بازارهای مالی کشور را وارد فاز جدیدی از بیثباتی کرد، در این میان، بازار ارز، طلا و سهام به نوعی با موج خروج سرمایه مواجه شدند، اما آنچه بیش از همه آسیب دید، بازار سرمایه بود؛ بازاری که از ماهها قبل نیز بهدلیل تردید در سودآوری شرکتها و ضعف جریان نقدینگی، مستعد ریزش شدهبود.
برخی کارشناسان با اشاره به ساختار شکننده بازار سرمایه و نبود پشتوانه واقعی برای شاخصها، معتقدند که ریزش اخیر بیش از آنکه ناشی از جنگ باشد، بازتابی از واقعیت اقتصادی شرکتها و نبود چشمانداز اقتصادی روشن است.
وضعیت هشدار بازار سرمایه
به گزارش رسانهها، با توجه به ارزش دلاری فعلی بازار سرمایه (نزدیک به 100 میلیارد دلار) و شکست متوالی حمایتهای روانی و تکنیکال، بازار وارد وضعیت هشدار شده است. اگرچه تصمیم به تخصیص خط اعتباری 60همتی میتوانست بهعنوان سیگنالی از توجه دولت تلقی شود، اما اجرای دیرهنگام، فقدان راهبرد روشن، و بیاعتمادی سرمایهگذاران، اثربخشی این اقدام را با تردید جدی مواجه کردهاست.
کارشناسان بر این باورند، تا زمانی که دولت برنامهای شفاف برای کاهش ریسکهای کلان اقتصادی، تثبیت متغیرهای کلیدی (مانند ارز و بهره) و بهبود کیفیت سیاستگذاری در بازار سرمایه ارائه نکند، نمیتوان انتظار برگشت قوی نقدینگی و رونق مجدد بورس را داشت.
به نوشته دنیای اقتصاد، سازمان بورس همچنان فاقد برنامههای عملیاتی از پیش تعیینشده برای مواجهه با شوکهای سیستماتیک است و تصمیمگیریهای پسینی نهتنها اثرگذاری لازم را ندارند، بلکه پیام روشنی به بازار میفرستند؛ در روزهای سخت، نجاتی سازمانیافته در کار نخواهد بود.
در چنین فضایی، واکنش سرمایهگذاران حقیقی قابل پیشبینی است. همانطور که در گزارشهای هفتههای اخیر مشاهدهشد، سرمایهگذاران حقیقی بهشکلی گسترده در حال خروج از بازار سهام هستند و ترجیح میدهند سرمایه خود را به سمت صندوقهای درآمد ثابت یا حتی پول نقد سوق دهند.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند این نگهداری انفعالی پول میتواند در کوتاهمدت منجر به کاهش نرخ بهره شود؛ نشانهای از قفل شدن انتظارات تورمی و بیاعتمادی گسترده نسبت به آینده اقتصاد. به بیان سادهتر، نهتنها سرمایهگذار از بازار سهام گریخته، بلکه حتی مایل نیست ریسک سایر بازارها را نیز به جان بخرد.
در همین رابطه یک کارشناس اقتصادی گفت: افت متوالی شاخص بورس تهران پس از جنگ اخیر، موج جدیدی از بیاعتمادی را میان سرمایهگذاران حقیقی ایجاد کرده است که بازگشت اعتماد نیازمند اقدام فوری است.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، بهزاد مهرآیین افزود: افت پیدرپی بازار سرمایه پس از بازگشایی، نشانهای از یک بحران عمیق در انتظارات سرمایهگذاران است. سرمایهگذاران حقیقی که طی سالهای اخیر بارها از تصمیمات ناگهانی و شرایط غیرمنتظره آسیب دیدهاند، این بار نیز ترجیح میدهند از بازار فاصله بگیرند تا شفافیت و ثبات بهطور قطعی بازگردد.
بلاتکلیفی سرمایهگذاران
وی تصریح نمود: برخلاف تصور عمومی، تنها متغیرهای بنیادی مثل نرخ دلار یا سود شرکتها برای بازگشت حقیقیها کافی نیست؛ آنچه امروز بیش از همه اهمیت دارد، ترمیم سرمایه اجتماعی و بازسازی اعتماد میان دولت و مردم است. مجموعهای از تصمیمات متناقض در ماههای گذشته و فضای سنگین روانی پس از جنگ، سرمایهگذاران را در وضعیت بلاتکلیف قرار داده است.
مهرآیین همچنین تاکیدکرد: وقتی سرمایهگذار اطمینانی نسبت به امنیت سود و حفظ سرمایه نداشته باشد، صرفنظر از جذابیتهای سهام، وارد بازار نمیشود. اکنون نقش سیاستگذار نه فقط حمایت کوتاهمدت مالی، بلکه بازگرداندن شفافیت و حذف شوکهای غافلگیرکنندهاست.
کارشناسان معتقدند، بازار سرمایه ایران، برای حرکت به سمت ثبات و رشد، نیاز به اصلاحات ساختاری در حوزه سیاستگذاری دارد. مدیریت بحران باید از یک اقدام واکنشی، به یک فرآیند پیشبینیپذیر تبدیل شود.
این تنها در صورتی ممکن است که نهاد ناظر به جای ابزارهای پراکنده و واکنشی، یک چارچوب منسجم از سناریوهای بحران و ابزارهای اجرایی متناسب با هر وضعیت را طراحی کرده باشد.
سیاستهای روشن حمایتی، تعیین چارچوب مشخص برای نرخ ارز و تضمین تداوم حمایت از صنایع صادراتمحور
کما اینکه مهرآیین نیز با اشاره به خروج محسوس نقدینگی بیانکرد: چنانچه دولت بتواند با اعلام سیاستهای روشن حمایتی، تعیین چارچوب مشخص برای نرخ ارز و تضمین تداوم حمایت از صنایع صادراتمحور، لایهای از اعتماد عمومی را بازیابی کند، بخشی از نقدینگی مجدداً به بازار بازخواهد گشت. صندوقهای تثبیت بازار و شرکتهای بازارگردان نیز باید فعالتر از همیشه در صحنه باشند.
از خرید یا فروش هیجانی جداً فاصله بگیرید.
این تحلیلگر بورس در توصیه به سهامداران، گفت: در شرایط فعلی، بررسی وضعیت بنیادی، بهویژه شرکتهای صادراتمحور و کمتر آسیبدیده از شوکهای بیرونی، اهمیت دوچندانی دارد؛ بهتر است از خرید یا فروش هیجانی جداً فاصله بگیرند و روند تصمیمات اقتصادی دولت را با دقت دنبال کنند.
با این وجود، به رغم رشد مناسب بازار در هفتههای اخیر، خبری از تشکیل مجدد صفهای فروش و تشدید موج عرضهها نیست که در توضیح دلایل آن میتوان به رشد نرخ ارز، سیاستهای انبساطی پولی بانکمرکزی در تامین کسریبودجه دولت و افزایش نسبی انتظارات تورمی اشاره کردهرچند هنوز فراگیر نبوده و از اینرو رگههای احتیاط در رفتار طرف تقاضا کماکان در بورس دیده میشود.
بازگشت سرمایهها به بورس نیازمند اعتماد است.
در همین رابطه مهرآیین معتقداست بازگشت سرمایهها به بورس نیازمند اعتماد و اعتماد نیز نیازمند شفافیت دائمی، پاسخ به شایعات، و پرهیز از سیگنالهای ضدونقیض از سوی نهادهای تصمیمساز است.

به نظر وی؛ تجربه موجهای سابق بازار سرمایه به خوبی نشان داده که مقابله با رفتار هیجانی سهامداران، بدون اصلاح ریشهای سیاستها، تنها تأخیری کوتاه در موج خروج سرمایه ایجاد میکند.
بورس در لبه سقوط یا بازگشت؟
به همین دلیل است که با وجود تخصیص خط اعتباری ۶۰همتی از سوی دولت و بانکمرکزی برای حمایت از بازار سرمایه، روند خروج پول حقیقی از بورس همچنان ادامه دارد.
بررسیها نشان میدهد طی هفتههای اخیر، جریان خروج پول حقیقی نهتنها متوقف نشده بلکه در برخی نمادهای شاخصساز، شدت گرفته است،
این در حالی است که به نوشته تسنیم، شاخص کل بورس تهران در مسیر اصلاحی خود، بسیاری از حمایتهای میانمدت را از دست داده و ارزش کل بازار سرمایه کشور به محدودهای نزدیک به 100 تا 110 میلیارد دلار رسیده است؛ محدودهای که بهگفته بسیاری از تحلیلگران، همواره بهعنوان سطح حمایتی قوی برای شاخص کل تلقی شده و واکنشهای جدی به آن نشانداده شدهاست.
انتهای پیام