سوسن پاکدل
بررسیهای میدانی حکایت از آن دارد که هنوز پدیدههای کجروی از جنس دار و دستههای خلافکار در محیطهای حاشیهنشین کشور بازتولید میشوند.
آلبرت کوهن و والتر میلر به عنوان جامعهشناس در نظریه گنگها تاکید دارند که این دار و دستهها به عنوان یک خرده فرهنگ در جوامع و اجتماعات فقیر و فرودست شکل میگیرند که از امتیازات طبقات متوسط به بالا محروم میباشند و جوانانی را شامل میشوند که معتقدند ارزشهایی که در زندگی وجود دارد همه از آن طبقات بالا هستند.
در این روند، این دار و دستهها وقتی میبینند در محلات خود نمیتوانند به آن ارزشها و امتیازات از طریق مشروع دست یابند احساس سرخوردگی و ناکامی میکنند و در ضدیت و مخالفت با طبقه مسلط بر میآیند بر این اساس هر آنچه را که انجام میدهند کجروی نمیدانند.
جامعهشناسان در این باره تاکید دارند: هر نوع فعالیت گروهی و دار و دستهای که قوانین را با هر هدفی زیر پا بگذارد جرم است که نمودهای آن را میتوان در اقداماتی نظیر خفتگیری، کلکلهای محلی، لات بازی و شاخ و شانه کشیدن برای نهادهای نظم بخش اجتماعی دید.
* دار و دستهها به عنوان یک خرده فرهنگ در اجتماعات فقیر و فرودست شکل میگیرند.
بر این اساس باید گفت؛ حتی وقتی رابین هود از ثروتمندان برای فقرا دزدی میکند او هم یک قانونشکن است.
جامعهشناسان همچنین یادآور میشوند: از طرفی در جامعه ایران به دلیل شکاف میان دولت و ملت که به صورت تاریخی ادامه داشته و قانون به عنوان توجیه و تامینکننده طبقه حاکم تلقی شده است، تخطی از آن در موارد بسیار مانند فیلمهای قیصر، متری شیش و نیم و غیره به شکلی مورد تایید مخاطب و نوعی قهرمانپروری به شمار میرود!