سوسن پاکدل
دو روز از انفجار معدن ذغال سنگ « معدن جو» طبس می گذرد. انفجاری که ساعت ۲۱ شامگاه شنبه شب ۳۱ شهریور بر اثر تصاعد آنی گاز متان در یکی از تونلهای این معدن رخ داده و با مسدود کردن راههای خروجی تاکنون باعث کشته شدن بیش از ۵۰ کارگر مشغول به کار در آن شد.
انفجار معادن و کشته شدن کارگران آن حداقل در چند سال اخیر پدیده پرتکراری بوده و شاید به همین دلیل است که در رسانه های ملی نه تنها زیاد به آن پرداخته نشد و در هیاهوی بازگشایی مدارس، تک نوای تسلیتی برای خالی نبودن عریضه نواخته شد، بلکه در اعلام تعداد کشته شدگان، مصدومین و حادثه دیدگان نیز تا کنون آمار دقیقی به طور رسمی اعلام نشده و این در حالیست که به گفته شاهدان میدانی، با گذشت تقریبا دو روز از وقوع حادثه، هنوز کار امدادرسانی برای بیرون آوردن مصدومان زنده احتمالی از زیر آوار معدن، ادامه دارد.
علی رغم بروز حوادث مشابه متعدد در معادن کشور که همواره کشته شدگانی نیز به همراه داشته، هنوز اقدام جدی برای بررسی عوامل تکرار چنین وقایع دلخراشی از سوی سازمان های رسمی و نهادهای مربوطه صورت نگرفته است و این در حالیست که برخی از کارشناسان وجود شرایط نامناسب و نامطلوب را در این محیط های کارگری گوشزد کرده اند که از جمله آنها می توان به استخراج به روش سنتی و قدیمی، عدم استفاده از فناوری های روز در استخراج بخصوص در معادن ذغال سنگ، عدم حضور بازرسان کار در این محیط ها و عدم تناسب تعداد بازرسان با تعداد کارگران مشمول قانون کار در مقایسه با نرم جهانی و همچنین عدم امکان تامین تجهیزات مورد نیاز برای کارگران و بازرسان اشاره کرد.
استانداردهای پایین کار
به عبارت دیگر در یک بررسی سرانگشتی، استانداردهای پایین کار، عدم توجه به مسائل ایمنی، کمبود امکانات و ضعف در زیرساختها را می توان از جمله عوامل تکرار چنین حوادث مرگباری دانست.
شناسایی و برطرف کردن علل این رخدادهای مصیب بار از ضروریات مسلمی است که وزارتخانه های مربوطه و همچنین سازمان ها و نهادهای غیر دولتی متولی معادن، باید به جد به آن بپردازند زیرا سخن از کشته شدگان حوادث ناشی از غفلت مدیران، تنها بیان ارقام نیست بلکه صحبت از خانواده هایی است که با وجود تنگناهای اقتصادی طبقه اجتماعی خود، از این پس با فقدان حضور سرپرستان خانواده، یعنی پسران، پدران و یا همسران خود نیز می بایست دست و پنجه نرم کنند.
معدن طرزه
اهمیت این مساله زمانی بیشتر می شود که صرفا طی یکی دو سال اخیر در جراید و صفحه های شبکه های اجتماعی شاهد ثبت پر تکرار تصاویر و روایت انفجارها و اجساد و مصدومان بوده ایم در این رابطه شاید بتوان اشاره ای کرد به حادثه انفجار معدن طرزه در ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۲ در یکی از تونل های استخراج ذغال سنگ معدن رزمجاه در نزدیکی روستای طرزه از توابع شهرستان دامغان که در پی آن ۶ معدنچی جان خود را از دست دادند.
و یا معدن باب نیزو کرمان، ۲۲ آبان ۱۴۰۲ که یک معدنچی ۶۰ ساله، هنگام کار، دچار سرگیجه و گرفتگی سینه شده، به رغم اقدامات پزشکی جان خود را از دست داد. یا همینطور در ۳۰ بهمن سال گذشته، که یک معدنچی به دلیل ریزش بخشی از معدن منگنز قم در عمق ۲۹۰ متری کشته شد.
در ۴ اسفند ۱۴۰۲، یک معدنچی ۲۸ ساله به دلیل مسمومیت با گاز دی اکسید کربن در معدن سنگ شجر شهرستان زیرکوه خراسان جنوبی جان باخت این حادثه زمانی رخ داد که کارگران برای گرم کردن محیط کار از زغال سنگ استفاده کرده بوده!
در اردیبهشت ماه سالجاری نیز، یک کارگر در معدن هشونی کوهبنان در شهرستان کیانشهر کرمان در حین کار دچار حادثه شد و قبل از رسیدن به مرکز درمان، جان باخت یک ماه بعد در خردادماه امسال، در پی ریزش معدن آبنیل در روستای بی بی حیات کرمان، یک نفر جان باخت و ۵ نفر مجروح شدند.
انفجار معدن باب نیروز زرند کرمان هم در همان ماه ۱۲ کشته بر جا گذاشت. گفته شد جمع شدن گاز متان و عدم تخلیه به موقع باعث انفجار در اعماق این معدن شد.
ریزش معدن شن و ماسه شازند اراک باز در خرداد ۱۴۰۳ چهار کشته بر جای گذاشت در حالیکه عملیات جستجو نزدیک به دو ماه به طول انجامید.
معدن شرکت زغال سنگ پروده طبس
تصاعد آنی گاز متان در معدن شرکت زغال سنگ پروده طبس نیز، موجب ریزش قسمتی از کارگاه این معدن و مصدوم شدن چهار نفر در ۷ شهریور سالجاری شد.
در همین ماه، یک معدنچی حین کار در معدن مجتمع مس سرچشمه شهرستان رفسنجان کرمان، جان باخت که علت حادثه هنوز به طور رسمی اعلام نشده است.
و باز در همین ماه یک کارگر معدن کرومیت بخش صوغان شهرستان ارزوئیه کرمان، پس از روشن کردن چاشنی انفجار، امکان فرار پیدا نکرد و در نتیجه قسمتی از معدن روی او فرو ریخت و به شدت مجروح شد.
آخرین رویداد نیز که ۳۱ شهریور در معدن ذغال سنگ « معدن جو» روی داد و آمار کشته شدگان آن هر لحظه در حال افزایش است.
آیا توجه به این رویدادها و بررسی و رفع عوامل آن، نیاز به استدلال و تحکم دارد یا جزء وظایف مدیریتی وزارتخانه هایی است که از منافع این معادن بهره مند می شوند در حالیکه بیشترین آسیب های شغلی و خطرات ناشی از حوادث آن متوجه قشر کارگری است که تنها مشمول حداقل دستمزد بدون هیچ گونه مزایا و رفاه حین و یا پس از کار است.
