سایه بحران مدیریت بر منابع آب کشور

تلاطم بی سابقه قیمت ارز و طلا، کاهش شدید ارزش ریال در مقایسه با ارزهای جهانی در نتیجه رشد نرخ تورم، افزایش شکاف اقتصادی و تسری خط فقر به زندگی بخش زیادی از اقشار جامعه شاید امروز از بزرگترین دغدغه های کارشناسان اقتصادی همچنین سیاستمداران کشور می بایست باشد که عزم را جزم کنند تا وضعیت فوق را کنترل و اقتصاد را حداقل به شرایط ماقبل آن برگردانند.

این در حالی است که سطحی ترین مطالعات در توسعه پایدار خبر از نگاه چند وجهی به مشکلات و آسیب های اقتصادی و اجتماعی داشته، لازمه تحقق این فرایند را اولویت بندی معضلات و مدیریت یکپارچه آنها می­داند. ضمن آنکه فرایند توسعه، خود نیازمند محیط زیست سالم برای فعالیت های اقتصادی واجتماعی شهروندان جامعه است.

بااین حال نگاهی اجمالی به مجموعه مسایل جاری کشور، بیانگرنگرانی دیگری از سوی برخی کارشناسان حوزه زیست محیطی است که با توجه به  وضعیت جغرافیایی و اقلیمی خشک و نیمه خشک ایران می‌تواند حائز اهمیت باشد.

ازاینرو آنچه را بیش ازهمه می توان تهدیدی بزرگ در اقتصاد کشور قلمداد کرد، وضعیت آب و مدیریت نابسامان آن در سطح کشور است که روز به روز بر وخامت آن افزوده می شود چرا که هرساله علی رغم اختصاص بخش عظیمی از بودجه عمرانی کشور به احیای رودخانه ها ومنابع آب، مدیران ارشد استان ها وبخصوص سازمان های مسئول، نه تنها هیچ گونه جدیتی در این خصوص از خود نشان نمی دهند که با اتلاف هزینه های فوق در امور غیر مربوط، بار مالی  بزرگی را نیز به اقتصاد بیمار کشور تحمیل می کنند.

نمونه آن اتلاف هزینه ۵ هزارمیلیارد تومانی است که پس از تلاش‌های زیاد بالاخره به احیای رودخانه‌های زرجوب و گوهررود در شهررشت اختصاص یافت اما نه تنها تاکنون اقدامی در این زمینه صورت نگرفت که هیچ سازمان و یا فردی جوابگوی سرانجام این بودجه کلان نیست.

اهمیت این مساله به آنجا برمی‌گردد که رودخانه های زرجوب وگوهررود با عبور از وسط شهر رشت، در گذشته نه چندان دورعلاوه بر زیبایی ویژه‌ای که به این شهر می‌دادند، به دلیل اینکه زیست‌گاه انواع ماهیان بوده‌اند، محل ارتزاق افراد بومی نیز محسوب می‌شدند در حالی که اکنون به دلیل ورود انواع پسماندهای بیمارستانی، صنعتی و خانگی به این بسترآبی، نه تنها جلوه ظاهری آنها از دست رفته بلکه درلیست رودخانه‌های خطرناک جهان قرارگرفته‌اند که با ریختن به تالاب انزلی محیط این زیستگاه طبیعی بین‌المللی را نیز درمعرض نابودی قرارداده‌اند.

ورود حجم عظیم فاضلاب‌های شیمیایی، سموم کشاورزی، شیرابه زباله‌ها و سایر آلاینده‌ها به این دو گوهر طبیعی که روزگاری سمبل زیبایی شهر رشت بوده‌اند، اکنون حتی ادامه حیات برای ماهیان را نیز از بین برده ضمن آنکه رشد ناموزون زندگی شهری در این شهر به دلیل سهل‌انگاری  مسئولان شهری، میزان تخریب و آلودگی رودخانه های مذکور را بیش از پیش تسریع کرده است. بدون تردید روند موجود علاوه براز بین بردن جاذبه های گردشگری این دو رودخانه که می‌توانست فرصت‌های شغلی خوبی را برای استان فراهم کند، درآینده نزدیک آثار زیانباری برکشاورزی منطقه به جا خواهدگذاشت که خود بر وخامت اوضاع اقتصادی کشور خواهد افزود.

دربخش دیگر کشور یعنی آذربایجان غربی نیز دقیقا با اتفافی به همین وخامت اما به شکلی دیگر روبروهستیم، خشک شدن بزرگترین دریاچه داخلی کشور، ارومیه. پدیده ای که سال‌ها از سوی متخصصان گوشزد شده‌بود ولی بی‌ رحمانه مورد اغماض قرار گرفت تا امروز شاهد نابودی کامل اکوسیستم طبیعی وارزشمند آن باشیم که روزگاری ازسوی یونسکو به عنوان منطقه تحت حفاظت ثبت بین المللی شده‌بود.

بدون شک پیامد وابستگی زنجیر‌ه ای پدیده‌های طبیعی در این مورد هم موجب خواهدشد تا خطرات زیست محیطی بی شماری بیش از آنچه متصور هستیم بوجودآید کما اینکه علاوه برتاثیر مخرب آن بر گردشگری، بنا به نظر کارشناسان، هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری خواهدشد همچنین خشک شدن این دریاچه شور سبب وزش بادهای نمکی به همراه انواع آلاینده‌ها شامل فلزات سمی سنگین بکاررفته در صنعت و سموم مورد استفاده درکشاورزی خواهد بود که قبلا به آب‌های سطحی و زیرزمینی مرتبط با دریاچه نفوذ کرده‌ و می‌تواند به صورت مواد سمی هوازی خطرانواع بیماری‌های تنفسی را برای زیست‌بوم و مردم منطقه بوجودآورد ضمن آنکه پیش بینی می‌شود این پدیده تا شعاع چندصد متری نیز امکان حیات را از بین ببرد که در این صورت باید منتظر مهاجرت ناخواسته چندین میلیون نفر ازساکنان منطقه به سایراستان‌های کشور بخصوص کلان شهرهایی همچون تهران باشیم.

علل عمده این معضلات کنش های نادرست اقتصادی همچون احداث بزرگراه روی دریاچه و استفاده بی‌رویه از منابع آب حوزه آبریز و یا به عبارت دیگر سوء مدیریت در حفظ منابع آب است که  با درایت و مدیریت بحران قابل پیشگیری بوده است.

ساخت سدهای پی درپی، برداشت‌های غیر مجاز از آب های زیرزمینی ناشی از حفر چاه‌های عمیق، اختصاص بخش عظیم منابع آبی به بخش کشاورزی، عدم نظارت بر استفاده غیر اصولی از آب در ساخت وسازهای شهری، بی توجهی به ذخیره سازی آب‌های به جا مانده از بارش های سالانه که در بسیاری از موارد به صورت سیل مصائب عدیده‌ای نیز به همراه دارد وقتی با بحران خشکسالی که چند سالی است بر جغرافیای کشور سایه انداخته، همراه شود، دامنه چنین فاجعه زیست محیطی و انسانی را رقم می زند.

اکنون که منابع آبی بیش ازپیش با بحران روبرو است، باید یادآوری کرد دستیابی به اهداف توسعه پایدار مستلزم ارتقاء مدیریت بخش‌های به هم پیوسته اجتماعی بخصوص حوزه آب است چراکه عدم توجه به آن علاوه برغیرممکن کردن فرایند توسعه، می تواند حیات اجتماعی را نیز با خطر جدی مواجه کند.  امری که در فصول بارش سال معمولا از لیست برنامه ریزی مدیران بحران حذف می شود.

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط