* نیلوفر خلیلی
برنامه بانک مرکزی تثبیت نرخ ارز نیمایی در رقم ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان است. با اثرگذاری چنین سیاستی بر بازار سهام به نظر میرسد سودآوری شرکتهای بورسی دچار چالش شود چرا که با اصرار بر این روند نه تنها ممکن است عرضه ارز کاهش یابد، بلکه مالکیت افراد بر داراییشان نیز دچار اما و اگر میگردد. این مساله در کنار چشمانداز منفی بلندمدت و رکودی بازارها در آینده میتواند به زیان بازار سرمایه باشد. در این میان موضوع با اهمیت این است که اتخاذ این سیاست باتوجه به تجربه ناموفق سرکوب قیمت ارز در سال ۱۳۹۷ چندان از سوی مردم با خوشبینی دنبال نمیشود. «سرمایه و ثروت» در این باره با فریال مستوفی، رییس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق تهران به گفتوگو نشسته است. او همچنین رییس مرکز خدمات سرمایهگذاری این مجموعه اقتصادی میباشد:
* دلیل رشد سرسامآور قیمت اسکناس امریکایی در ایران چیست؟
– قیمت کالا و خدمات براساس عرضه و تقاضا مشخص میگردد. ارز هم از این مقوله مستثنی نیست. کشور ما دارای اقتصاد نفتی است، با تحریمهای سالهای اخیر، فروشمان کم شده و منابع ارزی مطلوب نداریم، ضمن این که پولهایمان به دلیل همین تحریم بلوکه شده و نمیتوانیم آنها را بازگردانیم. حتی تأسیسات نفتی کشور برای به روز شدن نیاز به سرمایهگذاریهای کلان دارند، پس فعلاً نمیتوان امید معجزه داشت مگر این که در روابط بینالملل بهبود حاصل شود و موانع بانکی و مالی برطرف گردد.
* بازار سرمایه هم شرایط خوبی ندارد و مردم از بورس فاصله گرفتهاند؟
– اقتصاد ما بیمار است. وقتی دولت قبل، سرمایههای خرد و کلان مردم را به بورس کشاند تا کسری بودجه خود را تأمین کند، چگونه میتوان از اعتماد سخن گفت، ضمن این که دولتها به جای کوچکتر شدن، بزرگتر و بزرگتر میشوند و کسری بیشتری را رقم میزنند.
* بر این اساس افراد دارای تمکن مالی، سرمایههای خود را به کشورهای همسایه نظیر ترکیه و امارات میبرند و در آنجا سرمایهگذاری میکنند!
* اقتصاد را فدای سیاست کردیم و با اِعمال برنامههای غلط اقتصادی، سرمایهها را فراری دادیم، حال چگونه میتوان از اعتماد سخن گفت؟
* قیمت ارز مانند سایر کالا و خدمات تابع عرضه و تقاضاست وقتی منابع ارزی مطلوب نداریم و نمیتوانیم پولهای بلوکه شدهمان را برگردانیم باید شاهد نرخ صعود دلار باشیم.
– هر سرمایهگذاری ترجیح میدهد در کشور خودش سرمایهگذاری کند چرا که به تمام آداب و اصول این کار اِشراف دارد. ضمن این که سرمایهگذاری در کشورهای دیگر نیازمند بررسیها و مطالعات جدید است، خوب وقتی وضعیت اقتصادی مطلوب نشود و مدیران اصرار در اِعمال سیاستهای غلط داشته باشند، سرمایهگذاری که دنبال سودآوری است، سرمایهاش را به خطر نمیاندازد.
* گفته میشود ۷ میلیون ایرانی در دیگر کشورها زندگی میکنند، ما حتی در جذب سرمایه آنها هم موفق نبودهایم!
– تورم اُمالمرض است به خصوص تورمی که با رکود همراه باشد؛ نقدینگی بالا، بیکاری فراوان و رشد اقتصادی منفی در کنار فسادی که با آن مبارزه جدی نمیشود همه و همه مانع این کار به شمار میروند، تحریمها هم اجازه نمیدهند تولید مطلوبی داشته باشیم البته کشورهای دیگر هم تورم دارند مانند ترکیه که نرخشان از ما بالاتر است اما چون صادراتشان به خوبی صورت میگیرد، در جذب سرمایه موفق هستند. موضوع با اهمیتتر این است که کشوری چون چین، سیاست خود را بر بنای اقتصاد گذاشته است اما ما برعکس عمل میکنیم و اقتصاد را فدای سیاست کردهایم!
* برای جذب سرمایههای خارجی چه باید کرد، در یک سال گذشته عملکردمان در این زمینه چگونه بوده است؟
– بسیاری از سیاستهایی که بر روی کاغذ آمده باید اجرا شود تا نتیجه دهد، ضمن این که روشهای سرمایهگذاری در حوزههای مختلف باید مورد مطالعه قرار گیرد و این نیازمند آن است که متخصصان اقتصادی، فنی، حقوقی و مالی بتوانند نقشه راه مشخصی برای جذب سرمایه ترسیم کنند. در این میان، همچنین باید بسترهای سرمایهگذاری آماده شود. از همه مهمتر کشورهایی در جذب سرمایهگذاری موفق عمل کردهاند که سیاستهای کلان صنعتی را در اولویت قرار دادهاند. شما از وضعیت سرمایهگذاری در یک سال گذشته پرسیدید اما من صحبت از ۴۰ سال گذشته میکنم که عملکرد دولتها موجب بیاعتمادی سرمایهگذاران شده به همین دلیل سرمایهگذاری هیچ گاه روند مطلوبی نداشته است، در حالی که کشور ما دارای پتانسیلهای بالایی چون نفت، گاز، پتروشیمی، مواد معدنی، جمعیت جوان و تحصیلکرده و زیرساختهای خوب است.
* در جریان اعتراضات اخیر دولت آلمان از تعلیق تمام ضمانتهای صادراتی و تجاری خود با ایران خبر داد، پیامد این مساله چیست؟
– تجار و گروههای مختلف در کشورهای جهان در انجام معاملات در مواردی باید به یکدیگر ضمانتنامه بدهند وقتی آلمان این موضوع را به تعلیق درمیآورد معنی و مفهوم آن است که دیگر علاقهمند به معاملات تجاری با ایران نیست.