آموزش، مسئولیت پذیری اجتماعی، توسعه پایدار

جامعه شناسان معتقدند، سطوح فرهنگی لایه های درهم تنیده ای هستند که صحبت از هریک منوط به حضور دیگریست. اعتقادات و باورها که عمیق ترین این لایه ها هستند، ارزش ها، هنجارها وکنش هایی را متناسب  با خود شکل داده، زمینه وفاق اجتماعی را فراهم می سازند.

آنها همچنین براین باورند که بقای حیات اجتماعی یک فرهنگ مستلزم حفظ اصول بنیادین آن یعنی باورهاست اما همین باورها اگر در قالب هنجار، کنش وحتی نمادهای اجتماعی تبلور نیابند، به مرور به فراموشی سپرده شده، استمرار اجتماعی خود را از دست خواهند داد.

ازاینرو شرط اصلی حفظ سطوح فرهنگ، آموزش های مستقیم و غیر مستقیم آموزه های آن است.

برهمین اساس فرهنگ های مختلف بنا به تنوع جهان های اجتماعی خود، برنامه های آموزشی متفاوتی را جهت تداوم حیات خویش در پیش می گیرند چرا که همه آنها به خوبی واقفند، شرط لازم وکافی بقای جهان اجتماعی شان، نهادینه شدن ارزش های فرهنگی است. لذا معمولاً شهروندان را از سنین پایین با رفتارهای اجتماعی متناسب با اهداف برخواسته از بنیان های عقیدتی خویش آشنا کرده، به مرور با استمرار آن به اشکال گوناگون، موجب درونی شدن کنش های اجتماعی مورد نظر می گردند.

احتمالاً اولین نهادی که در خصوص امر آموزش به ذهن ها متبادر می شود، آموزش وپرورش است، اما باید توجه داشت؛ گرچه این نهاد یکی از مهمترین ها در امر یادگیری و یاددهی است اما اولین و تنها نهاد مجری آموزش نیست چرا که کانال های اجتماعی شدن انسان از بدو تولد در خانواده خودنمایی کرده، به مرور زمان و با افزایش سن، تغییریافته، در مدرسه، دانشگاه، مواجهه با رسانه ها و حتی طی تعاملات روزمره اجتماعی، صورت های مختلفی به خود می گیرد.

امروزه با متنوع شدن وسایل ارتباطات بین فردی زنگ خطر فرهنگ پذیری شهروندان از کانال های غیر رسمی به صدا درآمده که نیازمند بررسی ودقت نظر زیادی از سوی کارشناسان مربوطه است در حالی که هنوز کانال های رسمی، اثر جامعه پذیر کردن شهروندان را از دست نداده اند.

شاید زمانی که غرب تصمیم گرفت از طریق  صنعت هالیوود، طرح جهانی سازی را باتغییرات بلند مدت فرهنگی ملل دیگر آغاز کند، سینما جایگاه منحصر به فردی داشته اما مسلماً هنر هفتم هنوز قدرت تاثیر گذاری خود را علی رغم حضور رقبای قدرتمند خویش از دست نداده، کما اینکه به کرات شاهد استفاده ازآن در عرصه جنگ نرم بین المللی هستیم و این امر در خصوص سایر وسایل ارتباطات جمعی نیز همچنان صادق است.

با توجه به آگاهی از عملکرد صنایع فرهنگی در سطح جهان، جای نگرانی دارد که هنوز دست اندرکاران فرهنگی و هنری سرزمین ما به یک خود باوری درعرصه کلان دست نیافته و نمی توانند جایگاه  خود را در تاثیر گذاری بر اخلاق و تربیت اجتماعی شهروندان بیابند.

اگر قرار است توسعه پایدار بر دوش انسان آگاه و مسئولیت پذیر قرار گیرد، پس می بایست ضمن شناخت حساسیت حوزه های زیست محیطی، سلامت جسمی و روانی همچنین مطالبات به حق اقتصادی و نهایتا سبک زندگی، قادر به کنترل احساسات خود در مواجهه با شرایط و موقعیت های مختلف باشد، از اینرو انتظار می رود کلیه کانال های آموزشی چه مستقیم مثل نهاد آموزش و پرورش و چه غیر مستقیم مثل تلویزیون، سینما و حتی رسانه های چاپی و غیر چاپی در صدد همسو کردن کنش های اجتماعی افراد با فرهنگ و ارزش هایی باشند که بر مدار پایداری فرهنگی، تعاملات اجتماعی سازنده را  در بر می گیرند.

با این حساب اگر انسان مرکز توجهات توسعه پایدار است و لازمه پایداری فرهنگی نیز دست یابی به توسعه ای همسو با فرهنگ و ارزش های مردم متأثر از آن، بنابراین ثبات هویت اجتماعی و ضروررتاً توسعه اقتصادی، اجتماعی وسیاسی منوط به مدیریت سرمایه های مادی و معنوی، در نهایت حفظ و انتقال آن به نسل های آینده خواهد بود.

به طور یقین توسعه پایدار، رویدادی نیست که یکباره اتفاق بیفتد، بلکه فرایندی پویا و هدفمند است که در طول زمان و با برنامه ریزی همه جانبه تحقق یافته، مستلزم  قدرت درک و استدلال، خلاقیت و هوشمندی بالاست و این همه میسر نخواهد شد مگر بستری از فرایند آموزش و جامعه پذیری شهروندان مهیا شده، درک لازم از نوع آموزه های عمیق وبنیادین فرهنگی شکل گیرد.
با توجه به این واقعیت  امروز در شرایط سخت کرونا، به واقع نمی توان مردم را تنها مقصران گسترش ویروس کووید ۱۹ و انتقال آن در کل کشور دانست چرا که برنامه ریزی برای مسئولیت پذیری و ارتقا قدرت درک همبستگی اجتماعی نه الان که می بایست از سنین آموزش های ابتدایی شهروندان در دستور کار قرار گیرد.
تنها جامعه ای که برنامه درسی و سیسم آموزش مستقیم و غیر مستقیم خود را بر تربیت شهروند مسئول بنا می کند، می تواند انتظار داشته باشد در شرایط مواجهه با رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی و زیست محیطی کنش های مناسبی را از سوی ملت خویش شاهد باشد.

 

امتیاز دهید

برچسب ها:

مقالات مرتبط