پیچ ششم دومینوی کرونا؛ بازگشایی مدارس عقلانی است؟

اعلام ورود احتمالی به موج ششم و گسترش مجدد همه گیری کرونا در حالی اذهان عمومی را به خود مشغول کرده که اواخر تابستان و اوایل مهر ماه سالجاری چند روزی شاهد روند نزولی آمار ابتلا به این بیماری و مرگ و میر هموطنان مان بودیم.

در حالی که سیر کاهش فوتی های بیماران کرونایی و خروج بسیاری از شهرهای کشور از وضعیت قرمز به نارنجی و حتی زرد می توانست حکایت از کنترل تقریبی اپیدمی ابتلا به ویروس کووید ۱۹ و بازگشت نسبی به شرایط عادی در کشور باشد، عدم رعایت پروتکل های بهداشتی از سوی جمع قابل توجهی در این دوره خطیر و پر افت و خیز و فرار عده ای دیگر از انجام واکسیناسیون به دلیل رواج اندیشه واکسن هراسی و باورهای غلط و عموما عامیانه، مجددا سبب شد تا زنگ خطر پیک جدیدکرونا به صدا درآید.

این در حالیست که بنا به گفته برخی از متخصصان امر، با توجه به اینکه هنوز شاهد ابتلای چندهزار نفری و آمار سه رقمی جان باختگان ناشی از کرونا هستیم، می توان احتمال شتاب خطرناک در روند صعودی شدن گسترش این بیماری طی روزهای آینده را پیش بینی کرد.

کما اینکه براساس گزارش های منتشرشده، در هفته گذشته سیر افزایش مبتلایان به کووید۱۹ به گونه ای بوده که علاوه بر بازگشت برخی از شهرها از رنگ زرد به نارنجی، در مواردی آمار رشد بالای ۶۰ درصدی نرخ ابتلا، احتمال ورود به پیک ششم را بیش از پیش قوت بخشیده است.

در حالی که تقریبا دو سال از آغاز همه گیری بیماری کرونا در جهان می گذرد و برخی از کشورها به ثبات نسبی و شرایط قابل قبولی در کنترل انتقال این ویروس دست یافته اند، پاره ای عادی انگاری ها و سهل انگاری های فردی و جمعی، جامعه را در آستانه پیک جدیدی قرار داده که در کنار بحران اقتصادی موجود، علاوه بر تنگناهای معیشتی، فشار مضاعفی را بر روح و جان هموطنان وارد خواهدکرد.

در این بین خبرهایی مبنی بر بازگشایی مدارس موجب سردرگمی و نگرانی های عمومی شده است چرا که تشکیل کلاس های چندده نفره مدارس آن هم در آستانه ورود به فصول سرد و آلوده سال که بسته شدن درها و پنجره ها را به همراه خواهد داشت، می تواند سرعت انتقال ویروس را به شکل پرخطری افزایش دهد و این در حالیست که بنا به پیش فرض های سازمان بهداشت جهانی، درشرایط اپیدمی بیماری ها، آخرین مراکزی که می بایست مورد بازگشایی قرارگیرند، مدارس اندکه خود به دلیل عدم کنترل لازم بر رفتارهای پرهیجان دانش آموزان، تجمع بیش از اندازه در فضاهای کوچک و سرپوشیده همچنین طولانی بودن ساعات آموزشی می تواند ریسک کنش های خطرناک را در زمینه تکمیل دومینوی پیک های پی در پی کرونا رقم زند.

هر چند واکسیناسیون در سنین مختلف در حال انجام است، اما نباید فراموش کرد که بنا به گفته ویروس شناسان و متخصصان بیماری های عفونی،  تا زمانی که بین ۷۰ تا ۸۰ درصد جامعه هر دو دوز واکسن را دریافت نکرده باشند، هنوز احتمال انتقال و یا جهش ویروس در تجمعات و نزدیک شدن افراد حتی با ماسک، در صورت طولانی شدن زمان تماس، وجودخواهد داشت به این ترتیب به نظر می رسد حضور جمع های ۳۰ یا حتی ۴۰ نفره دانش آموزان در کنار معلمان طی حداقل ۸۰ تا ۹۰ دقیقه زمان آموزشی در هر کلاس آن هم زیر یک سقف نه یک خوش بینی که نوعی بی مسئولیتی نسبت به حساسیت حفظ جان فرزندان کشور خواهد بود، چیزی که در این برهه از همه گیری بیماری مهلک کرونا، می توان آن را مهمتر از آموزش های تئوریک به صورت حضوری در مدارس دانست.

کما اینکه طی تقریبا دو سال گذشته، فرهنگیان محترم کشور نیز با وجود همه کمبودها و محدودیت ها در عرصه آموزش غیر حضوری، از هیچگونه تلاش برای انتقال دانش و مهارت به دانش آموزان خود دریغ نکرده، نه تنها در ساعات موطف شغلی، بلکه به صورت ۲۴ ساعته در تماس با آنها، اولیاء و حتی پاسخگویی به مسئولان مدارس بوده اند.

پر واضح است همه صنف ها، مشاغل و گروه های اجتماعی بی صبرانه منتظر عادی شدن شرایط سلامت جامعه و بازگشت به کار و فعالیت خودهستند همچنین پوشیده نیست که نیمه تعطیل بودن بسیاری از این فعالیت ها، در برخی موارد حتی آسیب های جبران ناپذیری را به کسب و کارها وارد کرده است اما در عرصه عقلانیت اجتماعی همواره پاسخ به یک سوال می تواند تعیین کننده اولویت ها باشد: از دست دادن چه چیز برای حفظ چه چیز؟
آیا عقلانی نیست که برای حفظ سلامت و تداوم عمر فرزندان این مرز و بوم نسبت به کسب برخی امتیازهای اجتماعی و اقتصادی اولویت قایل شویم؟!

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط