دکتر تقی آزاد ارمکی: ارمغان رادیکال‌ها، جنگ است

با پایان انتخابات مجلس در اسفند ۱۴۰۲ مشخص شد که میزان مشارکت مردم در این دوره ۴۱ درصد بوده است. به عبارت دیگر ۲۵ میلیون نفر پای صندوق‌های رای آمدند و ۳۶ میلیون نفر نیامدند. بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهد در این انتخابات علاوه بر کمترین میزان مشارکت، بیشترین آرای باطله نیز ثبت شده است که خود رکورد جدیدی در تاریخ جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. بالاترین رقم مشارکت در انتخابات مجلس مربوط به دوره پنجم بود که در آن ۱/۷۱ درصد رای دادند.

* تندروها در مشارکت حداقلی به قدرت می‌رسند و شرایط حاکم بر جامعه را تندتر می‌کنند و در این روند طرفداران خود را از دست می‌دهند.

* مردم از اصلاح و تغییر عبور کرده‌اند و امور را به اتفاقات نادر و تصمیمات ناشناخته واگذار کرده‌اند که تعبیر من از آن بلاتکلیفی سیاسی و اجتماعی و رهاشدگی است.

«سرمایه و ثروت» در گفت‌وگو با دکتر تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران به بررسی انتخابات اخیر در ایران پرداخته است. او تاکید دارد: رادیکال(۱)ها و تندروها در مشارکت حداقلی به قدرت می‌رسند.

* سرمایه اجتماعی چیست؟

– سرمایه اجتماعی را با دو مولفه عمده اعتماد و شبکه‌ای از روابط اجتماعی تعریف می‌کنند. سنت انگلیسی در جامعه‌شناسی در این باره خاطرنشان می‌سازد جامعه‌ای که در بحران‌ها دچار نابسامانی می‌شود با اختلال در روابط همراه می‌گردد.

* وقتی ۳۶ میلیون نفر پای صندوق‌های رای نمی‌آیند، چه برداشتی ایجاد می‌کنند؟

– این مساله نشان می‌دهد بخش اعظم جامعه که در حوزه سیاسی فعال است به نوعی اعتماد خود را از دست داده‌اند که این عدم اطمینان می‌تواند به کلیت نظام، دستگاه قانون‌گذاری و حتی کاندیداها باشد. در این میان چون دعوت به انتخابات از سوی کلیت نظام صورت گرفته عدم مشارکت می‌تواند به معنای عدم اعتماد به آن باشد.

* یعنی اکثریت خواهان تغییر هستند؟

– جامعه ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با هدف تقویت،‌ اصلاح و تغییر در انتخابات گوناگون مشارکت کرده است اما در اسفند ماه روند نوعی اعتراض و نقد نظام سیاسی بود. در واقع می‌توان گفت مردم از اصلاح و تغییر عبور کرده‌اند و امور را به اتفاقات نادر و تصمیمات ناشناخته واگذار کرده‌اند که تعبیر من از آن بلاتکلیفی سیاسی و اجتماعی و رهاشدگی است.

* چرا به این نقطه رسیدیم؟

– برای این که اقدامات جمعی در جامعه از اصلاح‌گرایی گرفته تا طرح ایده‌های نو و تنش‌زدایی در سیاست‌های داخلی و خارجی همه بدون پاسخ مانده‌اند. این روند، مردم را وادار به عدم کنشگری یعنی توقف عمل مثبت می‌کند. در واقع آنهایی هم که بعضا در انتخابات شرکت کردند و رای باطله دادند به زودی به خیل این جمعیت بلاتکلیف خواهند پیوست و فقط گروه اندکی باقی می‌مانند که سازما‌ن‌یافته حرکت می‌کنند.

* در برخی از حوزه‌های انتخاباتی از جمله تهران تندروها و رادیکال‌ها و به عبارتی پاجوش‌ها از صندوق‌های رای بیرون آمدند، این انتخاب حاصل چیست؟

– وقتی مشارکت حداقلی باشد، رادیکال‌ها و تندروها سرکار می‌آیند، کسانی که میل به اصلاح‌طلبی ندارند و شرایط حاکم بر جامعه را تندتر و رادیکال‌تر می‌کنند. این روند در ادامه موجب می‌شود که سایرین هم به معترضان جامعه بپیوندند. البته این موضوع به معنای آن نیست که جمع محدود حاکم، تسلط می‌یابند بلکه طرفداران بیشتری را از دست می‌دهند، لذا حاکمیت تنها می‌ماند.

* کشورهای دیگر از این وضعیت چگونه بهره‌برداری می‌کنند؟

– معمولا دنیا علیه گروه حاکم یک انسجام را شکل می‌دهد که می‌تواند منجر به یک منازعه و درگیری شود، هرچند ما با این نتیجه انتخابات در مرحله ورود به جنگ هستیم چرا که بقای رادیکال‌ها با جنگ همراه است و اگر جنگ نکنند فرو می‌ریزند. البته معلوم هم نیست که باقی بمانند.

* برداشت من از سخنان شما این است که ما وارد یک دوره تنش‌آلود جدید می‌شویم؟

– دقیقاً و چاره‌ای وجود ندارد.

* نمونه‌های تاریخی در این باره وجود دارد؟

– اقدامات رادیکال در زمانی که جامعه با رادیکال‌ها همراهی نمی‌کند با ایجاد جنگ در بیرون شکل می‌گیرد تا بتواند امور داخلی را مدیریت کند. نمونه‌های تاریخی در این مورد صفویان و افشاریان هستند. در آلمان هم با حاکمیت رادیکال‌ها، نازیسم و فاشیسم ظهور کرد و منجر به تهاجم به همسایه‌ها شد. شاید ما هم درگیر جنگ تمام عیار با امریکا شویم! شما به زودی حرف‌های تند رادیکال‌ها را با صدای بلند خواهید شنید که درصدد تنش‌آفرینی هستند!

* عبدالله خلیلی

* پی‌نویس:

(۱) رادیکال از نظر لغوی به معنای اصل و ریشه است و در علوم اجتماعی به اندیشه‌هایی می‌گویند که با اقدامات تند و سخت، خواهان بهبود جامعه هستند.

امتیاز دهید

مقالات مرتبط