خطاهای دختر امام جمعه

در پژوهش ­های آماری، اصطلاح خطای اول و خطای دوم، نزد پژوهشگران شناخته شده ­است. معمولا خطای اول زمانی رخ می­ دهد که فرضیه صفر پژوهش صحیح بوده، ولی  پژوهشگر تصمیم به رد آن می­ گیرد و اما خطای نوع دوم هنگامی صورت می­ گیرد که فرض پژوهش غیرصحیح است اما پژوهشگر آن را تایید می­ کند به عبارت دیگر به اشتباه پذیرفتن فرض صفر نادرست را خطای نوع دوم می­ گویند.

و اما این خطاها چه ربطی به دختر امام جمعه مشهد، یا مدیراندیشکده زن و همسر رئیس جمهور کنونی کشور دارد؟!

خطای اول: جمیله علم‌الهدی در سفر اخیر به همراه همسر خود، رئیسی به نیویورک، زمانی که در هتل میلینیوم هیلتون این شهر در نزدیکی مقر سازمان ملل متحد اقامت داشت، به عنوان مدیر اندیشکده زن و خانواده دیدارها، نشست‌ها و مصاحبه‌هایی را با رسانه‌های آمریکایی انجام داد.

طی یکی از همین مصاحبه ها با نیوزویک بود که وی،‌ فرضیه صفر جامعه ایران یعنی مورد تایید بودن ضرورت مشارکت زن ایرانی همدوش با مردان کشورش در مشاغل، تخصص ها و تعاملات اجتماعی را رد کرده، گفت: زنان در ایران برای حقوق خود مبارزه نکرده‌اند، زیرا از این حقوق برخوردارند که آن هم به‌دلیل حفظ حرمت آنها در جامعه توسط مردان است … مردان در ایران ترجیح می‌دهند از همسر خود نخواهند که کار کند.

علم الهدی که همسرش را برای شرکت در هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل در سفر به نیویورک مشایعت می کرد، بدون توجه به پارادوکس موجود بین ادعا و حضور کنار همسر خود که یک سفر کاری محسوب می شد، اقدام به ارایه تصویری از جایگاه زنان و  حقوق اجتماعی آنها از منظر خود کرد بدین معنی که مردان هستند که می بایست تعیین کننده نوع فعالیت زنان باشند وی هر نوع اندیشه غیر از این را با عنوان فمینیسم غربی به تمسخر گرفته غرب را عامل اشاعه چنین تفکراتی در جهان بخصوص ایران دانست.

لذا با ابراز خرسندی از ناکامی غرب در ایجاد جنبش های فمینیستی در ایران تاکیدکرد، گرایش این جنبش ها به خشونت است و همین مساله است که باعث عدم استقبال آنها از سوی زنان ایرانی شده چون که زنان ایرانی ترجیح می دهند در آرامش باشند تا اینکه در معرض خشونت رویکردهای فمینیستی قرارگیرند.

مدیر اندیشکده زنان که در کارنامه فعالیت های اجتماعی خود اشتغال در مناصب دانشگاهی، دبیرشورای تحول و نوسازی نظام آموزش و پرورش و حتی تأسیس مؤسسه مطالعات بنیادین علم و فناوری در دانشگاه شهید بهشتی را دارد، مصمم است که احترام زنان منوط به یک قانون سیستماتیک داخل کشور است که بر خلاف فمینسم غربی خشونتی در آن وجودندارد و در عین حال مردان تعیین کننده حرمت اجتماعی آنان هستند.

همه اینها در حالیست که فقط در ۵ ماه اخیر سال، حداقل شاهد قتل ۲۵زن به دلیل خشونت های خانوادگی بوده ایم که این رقم بنا به گفته برخی جرم شناسان، سالانه به ۳۷۵ الی۴۵۰ مورد نیز رسیده است.

این آمار صرفا موارد قتلی است که انعکاس رسانه ­ای یافته و افکار عمومی در معرض آن قرارگرفته در حالیکه انواع ضرب و جرح ها، خشونت های عاطفی و آسیب های زنان در محیط های سخت کاری در هیچ سند آماری لحاظ نشده است.

بنابراین خطای جمیله علم الهدی در نادیده گرفتن خواسته زنان ایرانی برای تحقق حقوق انسانی و شهروندی، خطای از نوع اول است زیرا با توجه به مدرک دکتری وی در رشته فلسفه تعلیم و تربیت و نقش آفرینی در تحولات نظام آموزشی کشور، بعید به نظر می ­رسد آگاهی لازم و کافی از مسایل بومی زنان کشور خود نداشته باشد و هرگونه مطالبه گری در خصوص حقوق اجتماعی زنان را به جنبش های فمینیستی برآمده از غرب نسبت دهد. لذا وی با نادرست دانستن فرضیه صحیح مطالبات برحق زنان، آن را مردود دانسته است.

و اما خطای دوم دختر امام جمعه؛ واکنش وی نسبت به واژه “بانوی اول” است چرا که اطلاق این عنوان به هر کس و به هر دلیلی سنخیتی با اسلام گرایی و انقلابی بودن ندارد پس فرض صفر در این عرصه از اساس غلط است و پذیرفتن آن به هر شکل و نسبتی از سوی وی خطای واضحی است که جای هیچ توضیحی ندارد.

شاید جمیله علم الهدا فراموش کرده است که لفظ «بانوی اول» به همسران روسای جمهور امریکا اطلاق می ­شود و استفاده از آن برای هر کس و هر عنوان، تقلید از فرهنگ غرب بخصوص امریکا محسوب می شود که در قاموس ایرانی نباید بگنجد. وی اینجا نیز دچار پارادوکسی شد که برای فرار از آن فروتنانه اقدام به واگذاری عنوان «بانوی اول» کرد در حالیکه اساساٌ کپی برداری فرهنگی از دیگری سیاسی، عملی نابخردانه و دور از هویت فرهنگ اصیل ایرانی است.

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط