ثبت میانگین ۱۷۰در شاخص کیفیت هوای تهران، آلودهترین روزهای سال ۱۴۰۰ را برای این کلان شهر در سومین ماه فصل پاییز به ارمغان آورده است. هوایی که از اولین ماه های سال جاری حسرت یک روز سالم را بر تنفس شهروندان گذاشت تا اکنون در کنار کرونا، رکورد زنی جدیدی را ثبت کرده، تک تیرانداز ریه شهروندان پایتخت شود.
بنا برگزارش شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، همچون سال های قبل، شاخص کیفیت هوای این شهر همچنان برای آلاینده ذرات معلق کمتر از ۲ و نیم میکرون در اکثر ایستگاهها در محدوده ناسالم قراردارد با این تفاوت که در سال های قبل از کرونا، چنین شرایطی برابر بود با نیمه تعطیلی شهر، بسته شدن مدارس و اجرای طرح های گوناگون برای تردد خودروها، ولی در سایه کرونا، نه تنها حرفی از عوارض به سینه کشیدن آلاینده های معلق در هوا و پایین آمدن امید به زندگی شهروندان نیست، بلکه حتی با خوش خیالی مسئولان آموزش و پرورش و بازگشایی ساده انگارانه مدارس، بر حجم ترافیک شهری افزوده شده تا در نتیجه جولان آلاینده ها در کنار ویروس کرونا، بیش از پیش سایه مرگ، فضای مخوفی را برای شهر ایجاد کند.
نیمه های دهه هفتاد بود که به طور ملموس با واژه آلودگی هوا، آلاینده ها، تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی هوا و عوارض آلودگی هوا آشنا شدیم. مدیرانی در سازمان عریض و طویل حفاظت محیط زیست آمدند و رفتند، گاه به صورت موروثی و با تکیه بر سابقه پدران خود و گاه با فخر فروختن بر رزومه اجرایی، وعده هایی دادند هرچند بزرگتر از ذرات آلاینده ۲و نیم میکرون، اما همانند این ذرات، معلق در هوا، در عین حال نا پایدار به گونه ای که بعد از ۳۰ و اندی سال ذرات آلاینده هوا نه تنها ثابت ماندند که هر روز بر حجم آنها افزوده شد ولی وعده های مدیران فوق، یکی پس از دیگری پشت میزهای پربهای ریاست و معاونت، محو شدند.
اکنون دیگر سخنی از خطرات هوای آلوده نیست، هوایی که مهمترین و اولین نیاز حیات است. انگار هوایی نیست تا آلوده باشد یا آلودگی ای نیست که هوا را در بر بگیرد. شاید ریه سالمی باقی نمانده که برایش دلسوخته شود و شاید هم مدیری نمانده که پاسخگو باشد.
از چه کسی باید پرسید؛ سهم ما از هوای پاک چیست؟
اصلا سهمی مانده؟ حقی مانده؟
سهم جنین های در رحم مادرانی که ذرات آلوده را استنشاق می کنند، از هوای پاک چیست؟
آلاینده هایی که با ورود به خونشان هنوز متولد نشده، حق حیات سالم را از آنها خواهد گرفت.
سهم مردان و زنان میانسال و کهنسالی که سلامت و انرژی جوانی خود را در چرخاندن چرخ های صنعتی، خدماتی و تولیدی این کشور صرف کردند به امید روزهای بازنشستگی تا نفسی آسوده کشیده شاهد خوشبختی فرزندان خود باشند اکنون در این روزهای پراسترس و محبوس در خانه از هوای پاک چیست؟
زنان و مردانی که به جرم سن و سال و آسیب پذیر بودن می بایست دو سوم روزهای باقیمانده عمر خود را نظاره گر غلظت هوای پشت پنجره باشند.
سهم جوانان و نوجوانان کشور که قرار است بار فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را به دوش بگیرند و نسل سالمی را تحویل آیندگان دهند، از هوای پاک چیست؟
ذهن هایی که می بایست بستر سالم برای یادگیری و مهارت اندوزی داشته باشند تا نقش های اجتماعی را به درستی تحقق ببخشند.
کماکان قبل از نقل میزان آلودگی هوا در گزارش های رسانه ملی، انگشت اتهام به سمت باد و باران گرفته می شود که موجب پایداری هوا و افزایش غلظت آلاینده ها شده اند.
اما ما می دانیم که از بس دعا کردیم باران بیاید تا آلاینده های شهری را بشورد و ببرد، شهرها و روستاهایی را سیل برد، دریغ از ذخیره سازی آب های سطحی و افزایش عطش در دلهره خشکسالی و خشکیدن سدهای کشور.
از بس دعا کردیم باد بوزد و آلاینده ها را پراکنده کند، استان هایی در دل گرد و غبار های برخاسته از طوفان شن و ماسه، پوست انداختند تا افتخار داشتن ستادهای مقابله با گرد و غبار را از آن خود کنند، کما اینکه هر سال بر لیست استان های مفتخر به این ستادها افزوده شد دریغ از اجرای یک طرح مالچ پاشی و یا کاشت گیاهان مناسب برای جلوگیری از ذرات گرد و غبار.
هر چند پر واضح است که همیشه چالش بر سر «لحاف ملا نصرالدین» یعنی بودجه است؟!
حالا ما مانده ایم و پاسخ کهنه و وصله پینه شده چالش پایان ناپذیرکسری بودجه با یک عالم سهم نامعلوم از حیات؛ هوای ناسالم تهران، زمین های تشنه اصفهان، گرد و غبار سیستان و بلوچستان و خوزستان، سوختن جنگل های هیرکانی شمال، گرانی بی قاعده و سربه فلک کشیده مسکن و …..
کدام سهم را از چه کسی بپرسیم؟