از آمل تا تنکابن، از رامسر تا لاهیجان و انزلی؛ نبض سرسبزی شمال به شماره افتاده است

افزایش بی رویه ساخت و سازها و تغییرکاربری زمین های کشاورزی، مدت هاست زنگ خطر نابودی استان های شمالی کشور را به صدا درآورده است.

کم آبی و در مواردی حتی بی آبی، مساله اشتغال، فرار از خشکسالی و دستیابی به زندگی بهتر، گویا بسیاری از هموطنان استان های مرکزی، جنوبی و حتی پایتخت نشینان را روانه شمال و خرید و یا ساخت ویلاهایی کرده است که گاه بر سینه اراضی جنگلی و کشاورزی و گاه بر سواحل آن همچون قارچ های سمی سر بیرون آورده، چنگال زهرآگین خود را بر بافت طبیعی و سبک زندگی منطقه می کشد.

تقریبا بیشتر مناطق خوش آب و هوای دو هزار و سه هزار، ارتفاعات دالخانی ، جنگل های نور، نوشهر ،آمل،  پلنگ دره شیرگاه، سواحل زیبای رامسر، تنکابن، بندر انزلی، دامنه های سبز لنگرود و رودسر و بالاخره قله های عروس گیلان، لاهیجان که زمانی تفرجگاه مسافران خسته از زندگی ماشینی بوده، امروزه با سرعت زیاد در حال ساخت مال ها، ویلاها و گردشگاه هایی است که به مرور سرسبزی و نشاط طبیعی را در خود هضم می کنند.

دیگر آواز سکوت جنگل را لابلای درختان کهنسال و سر به فلک کشیده نخواهی شنید و تابش دل انگیز اشعه خورشید را از لابلای برگ های سبز و شاخه های در هم تنیده شان نمی بینی تا جلای روح باشد و تقویت اعصاب.

حالا تا چشم کار می کند، سنگ است و دیوار و نئون و آسفالت داغ که با انعکاس نور خورشید، چشم می آزارد و روح را به تقابل پایان ناپذیر خستگی و سرگشتگی می کشاند.

ویلاهای لوکس به شکل کاخ سفید، برج هایی شیب دار بردامنه کوه ناظر بر دریا، ساحلی که تا گلوگاه دیوار کشیده شده و تابلوی زرد “حریم شخصی، ورود ممنون” خرخره هر مسافری را به دندان می کشد، …

شمال دیگر شمال نیست. شاید تهران، خراسان، اصفهان و یا حتی خوزستانی دیگر است که مردم بومی را درون خود بلعیده، فرصت لذت بردن از طبیعت را از همه ربوده است.

مهاجران به این خطه، فرار از بی آبی های آینده و خشکسالی های ویرانگری را که فرصت زندگی و اشتغال را از آنها خواهد گرفت، دلیل عزیمت خود بیان می کنند و اما ویلا نشین ها و برج نشین ها، افزایش تورم و گرانی در کشورهای منطقه بخصوص ترکیه را که با جذب پولداران چند صباحی گوی سرمایه گذاری و خرید و فروش را از همه کشورهای همسایه ربوده بود، بهانه سرمایه گذاری! خرید زمین و ساخت و ساز در شمال می کنند.

هر دلیلی که باشد، واقعیت تخریب سرزمین زیبای شمال است که سرعت یافته، به جای درختان ارزشمند جنگل های هیرکانی، ویلاها نشسته و شن های ساحل زیر انبوه ساخت و سازها مدفون و یا فروخته می شوند و البته خانه های سنتی با سقف های شیروانی و ناودان های بلندی که صدای نواخته شدن قطرات باران را به گوش رهگذران هدیه می کرد، به سرعت در حال تبدیل شدن به مراکز تجاری پر ابهت، بلند و البته شیک و منوری هستند که می توانی ساعت ها در آن گشت و گذار کنی و از محصولات چینی و عربی گرفته تا  السی وایکیکی را برانداز کنی و اگر پولی داشته باشی بخری. غافل از بازارهای هفتگی شمال با بوی محصولات تازه کشاورزی فصل و غلتیدن در انبوه گویش های محلی و خنده های مردان و زنانی که دستان پینه بسته و کارکرده شان چشم های مسافران را با جاری بودن زندگی آشنا می کرد.

آنچه مسلم است تخریب شمال به همین جا ختم نمی شود، چرا که شیرابه های زباله ها و فاضلاب های اریکه های ساخته شده بر ارتفاعات، وارد سفره های آب های زیرزمینی این منطقه شده، خطر آلودگی آب شرب و آبیاری محصولات کشاورزی را در خود پنهان دارد.

این در حالی است که تغییر کاربری زمین های کشاورزی نیز در آینده نه چندان دور زمینه کاهش محصولات بومی در نتیجه از بین رفتن ساختار اقتصادی آن را به همراه خواهدداشت.

و همه این ها هزینه لق لقه توسعه است. توسعه ای تک بعدی، ناهنجار و نامتوازن که اکنون به مثابه لبخند تلخ جوکر، دهن کجی به زندگی جمعی ما شده است چرا که صرفا سرعت تخریب محیط زیست را افزایش داده، در شرایطی که جهان در اندیشه یافتن راهی برای برون رفت از تغییرات آب و هوایی و زیست محیطی است، ما نه تنها در صدد تلاشی جهت کاهش آثار این دگرگونی بر سرزمین خود نیستیم که سرخوش از تجملات زندگی لوکس و مادی پرستانه، بی مهابا در حال تبدیل تنها مفر زیست محیطی خود به برهوتی بی آب و گیاه هستیم. غافل از آنکه نابودی طبیعت بدون تعارف یعنی نابودی حیات و نابودی حیات یعنی مرگ همه جانداران از جمله انسان اعم از سرمایه دار یا فقیر، قدرتمند و ضعیف و سیاستمدار و شهروند عادی.

کافی بود مجلس به جای پرداختن به مسایل غیر ضروری و صرفا پرهیاهو، کمی احساس تعهد کرده، طرح هایی را جهت حفظ محیط زیست به تصویب می رساند و یا حداقل در بهره برداری اشخاص با نفوذ از منابع ملی کشور مثل جنگل و حریم دریاها ورودکرده، جایگاه نمایندگی ملت را برای خود به اثبات می رساند یا دولت نظارتی بر قوانین واگذاری، تغییر کاربری و ساخت زمین های کشاورزی می داشت. هرچند در مجلس و دولتی که طرح های مخرب زیست محیطی مثل انتقال آب دریای عمان به استان اصفهان به سرعت بررسی و تصویب می شود، بعید است حفظ محیط زیست استان های شمالی دغدغه قابل طرحی باشد البته اگر خود دستی از دور و نزدیک بر این آتش نداشته باشند!

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط