هوش مصنوعی؛ فرصت ها و محدودیت های کسب و کار

امروزه در بسیاری از جوامع بخصوص ممالک توسعه یافته، پیش بینی حضور هوش مصنوعی در همه زمینه ها، امری اجتاب ناپذیر شده تا جایی که به یکی از رشته های پرکاربرد علمی در دانشگاه های معتبر جهان تبدیل شده و مورد استقبال در بازارهای کار جهانی نیز قرارگرفته است در حالی که این مهم هنوز در جوامع کمتر توسعه یافته، جایگاه خود را نیافته است.

از اینرو کافیست ذهن های درگیر ‌فضای مجازی در حالی که مشغول سرک کشیدن به توئیت ها و پست های متنوع هستند، پاسخ یک سوال را سرچ کنند: آیا هوش مصنوعی سر از کسب وکارها و فعالیت های اقتصادی هم درآورده است؟ در این صورت نقش نیروی انسانی چگونه تعریف خواهد شد؟ کدامیک از ما قادر به حفظ شغل و درآمد خود در آینده نه چندان دور خواهیم بود؟ تا کجا قراراست چنین برنامه‌های کوآنتومی یا فوق هوشمندی انسان، جانشین نیروی کار شود؟ و دراین میان افراد به چه میزان دارای مهارت های لازم برای انطباق با این شرایط خواهند بود؟

راه اندازی شعبه های بانکی برپایه هوش مصنوعی با نام ‹کارکنان کمتر› درآمریکا ازسوی بانک مرکزی این کشور و یا افتتاح فروشگاه موادغذایی خودکارکه قادراست هزینه خرید را فقط هنگام خروج، از حساب اعتباری مشتریان کسر کند، با هدف صرفه جویی در زمان و هزینه، تلنگری بر اقتصادهای کمترتوسعه یافته با خیل عظیم  نیروی انسانی شاغل در نظام بروکراسی سنتی و نیمه سنتی است که هنوز در تقابل تکنولوژی عصرمدرن با پسامدرنیته، نه تنها توانمندی های گذار از این چالش بزرگ را نیافته که حتی به بسترسازی مناسب جهت کاهش آسیب‌های احتمالی چنین تغییراتی نیاندیشیده اند.

اگر در آغاز عصر مدرنیته تحقق تحولات مبتنی بر تکنولوژی پدیدآمده از انقلاب صنعتی به دلیل فاکتورهای اقتصادی زمان خود به کندی صورت می گرفت، به طور قطع بهره گیری از رایانه‌های کوانتومی قدرتمند در پردازش اطلاعات و داده ها برای متحول کردن توان صنایع، با توجه به پیشرفت فناوری های علمی، صنعتی و ارتباطی روز، لزوما قادر خواهد بود با سرعت فوق تصور بشر از جهان تخیل عبورکرده، تغییرات لازم را بوجود آورد و به عنوان بزرگترین چالش اقتصادی قرن بیست و یکم صورت واقعیت یابد.

در حال حاضردستاوردهای علمی و پژوهشی محققان قدرت پردازش اطلاعات این رایانه ها را حدود ۱۰۰ هزار برابر رایانه‌های فعلی تخمین زده اند که اهمیت سرعت  ودقت آن صرفا درمقایسه با عملکرد رایانه‌های کلاسیک قابل درک خواهد بود. سوپر کامپیوترهایی که تنها درعرض چند ثانیه با اتصال به اطلاعات رایانه ها ازطریق فضای مجازی، قادربه تحقق برنامه هایی خواهند بود که درحال حاضر انجام آنها با فناوری‌های موجود نیازمند صرف زمان و هزینه بسیارزیادی است.

علی رغم اینکه بهره گیری ازهوش مصنوعی درصنایع، خدمات و چه بسا نوآوری های علمی، پزشکی و کشاورزی شتاب دامنه پیشرفت جوامع را سرعت خواهد بخشید اما به طورقطع  قدرت بالای محاسبات و پردازش آنها با درنظرگرفتن عملکرد شبکه های جهانی فناوری‌های ارتباطات اگر با عدم آشنایی کافی کاربران نسبت به مهارت‌های رایانه ای همراه شود، خواهد توانست چالش های بزرگی را درزمینه‌های علمی، فرهنگی، اقتصادی بخصوص کسب وکار و تجارت درون جوامع رقم بزند این مساله به نوبه خود می تواند به ویژه جوامع کمتر انطباق یافته با تکنولوژی‌ و دارای نیروی انسانی کمتر توانمند در مواجهه با چنین پدیده ای را بیش از پیش با معظل بیکاری و به تبع آن بحران های اجتماعی روبرو نماید چرا که درعصر محاسبات کوآنتومی تمامی مشاغل صرفا با استفاده از تکنولوژی رایانه‌ای قادربه ادامه حیات خواهند بود که این خود مستلزم آموزش مستمر مهارت های کامپیوتری به افراد است از این رو فضای پیش رو می طلبد سیستم های آموزش سنتی با بازنگری درشیوه های یادگیری و یاددهی، ساختار جدیدی را درعرصه پرورش نسل جدید تعریف کرده با خروج از شیوه صرف انتقال محتوا، یادگیری مجموعه مهارت های رایانه‌ای را به صورت عملی دربرنامه آموزشی دانش آموزان قرارداده، زمینه افزایش توانمندی‌های آنها را برای حضور درفضای فوق تکنولوژی در عرصه های مختلف فراهم نماید.

بدیهی است وجه تسمیه عصر پسامدرنیته به «اطلاعات و خدمات» از مدت ها قبل می بایست بستر لازم جهت پرورش شهروندان خلاق و آماده انطباق با چنین فضایی را فراهم می کرد از این رویقینا یکی از دلایل افزایش آمار جوانان تحصیل کرده بیکار درجامعه کنونی نیز همین بی توجهی یا کم توجهی نسبت به ساختار سنتی و خالی از هرگونه نوآوری سیستم های آموزش نظری وعالی جهت پرورش نیروی کار منطبق با نیازهای تکنولوژی روز و آماده ورود به بازار کار بین المللی می تواندباشد، کاربرانی که علی رغم پرسه زدن های بیش از حد معمول در فضای مجازی نسبت به شهروندان جوامع بیشترتوسعه یافته، مهارت کافی استفاده از چنین گستره ارتباطی عظیم در خلق فرصت های شغلی معقول را ندارند. بدون شک ادامه این روند غیر دوراندیشانه آموزشی نه تنها جامعه را از معضل بیکاری نخواهدرهاند بلکه بر خیل عظیم بیکاران تحصیل کرده اما بدون مهارت انطباق با تکنولوژی زمان خود نیزخواهدافزود.

 

 

 

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط