مذاکره در بازاریابی اصولی دارد که باید برای آنها استراتژی داشت.
اصل اول: مذاکرهکنندگان در موارد بسیار این اشتباه را دارند که نمی دانند چه زمانی مذاکره را تمام کنند، حتی پس از آنکه طرف مقابل به آنها «بله» می گوید ! مذاکره خوب، بیشتر شنیدن است و صحبت کردن، در واقع وقتی حرفی زده میشود دیگر نمی توان آن را پس گرفت لذا باید کلمات و جملات خود را با دقت انتخاب کنیم.
- در مذاکره برای بازاریابی هیچگاه نباید گارد گرفت و سخنان طرف مقابل را قطع کرد.
اصل دوم: وقتی طرف مذاکره اعتراض میکند، گارد نگیرید، بلکه توضیح بخواهید در این موارد میتوان از اعتراض به عنوان فرصتی برای گوش دادن استفاده کرد لذا هیچگاه نباید سخنان طرف مقابل را قطع کرد چرا که تلاش برای برنده شدن در یک بحث چیزی را که میخواهید به شما نمی دهد.
اصل سوم: درباره طرف مقابل اطلاعات داشته باشید و از نقاط قوت و ضعف طرف مقابل بهره ببرید در صورت امکان از افراد دیگری که قبلاً با طرف مقابل مذاکره گفتوگو داشتهاند اطلاعات بگیرید بسیاری از مذاکرهکنندگان الگوها و استایلهای خودشان را دارند که میتوانید بر آنها فائق آیید.
مهمتر اینکه قبل از شروع مذاکره مطمئن شوید، طرف شما اختیار نوشتن تعهدهای الزامآور را دارد، شما نمیخواهید در موقعیت قرار بگیرید که تصور کنید معامله را کامل کردهاید اما هنوز تعهد شما باید به تصویب یک مقام بالاتر برسد.
اصل چهارم: به زبان بدن و الگوهای رفتاری در مذاکره توجه داشته باشید اگر احساس کردید طرف مقابل در موقعیت گیر افتاده است آماده باشید که گفت وگو را تمام کنید و اگر شرایط برایتان مناسب نبود، عدم رضایت خود را نشان دهید و کاری کنید که شک نمایند که آیا دوباره برمیگردید یا خیر، از همه مهمتر اینکه اگر در قلاب به هم زدن معامله، گیر افتادهباشند برای پذیرفتن شرایط شما تحت فشار قرار میگیرند.