دور از چشم عقاب؛ درد قضاوت کردن و قضاوت شدن  

یوسف پزشکیان، فرزند مسعود پزشکیان، رئیس جمهور کشور، اخیرا در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در یک ماهی که با نویسندگان و روشنفکران همنشین بودم، دیدم که همه اهل قلیان و دود اند. افیونی که هر روز از جان‌شان می‌کاهد. دیروز در مسیر کربلا دوستی می‌گفت مارکس دین را افیون توده‌ها دانسته. با خود گفتم افیون توده‌ها کجا افیون روشنفکران کجا. خوشا افیونی که تو را به کربلا بکشد.»

 

درد قضاوت کردن و قضاوت شدن در جامعه ما پدیده دیرآشنایی است  که بخصوص وقتی از سوی آقازاده ها می شنوی، انگار کارد به استخوانت برسد، لبریز از گستاخی ها و کج فهمی ها، نمی توانی سکوت کنی.

 

 تحجرفکری

 

آقای یوسف پزشکیان، جمله ای که شما را آزرد، متعلق به امروز و دیروز نیست شما تازه شنیده ای. بخاطر همین، فرصت تعمق در باره آن را نداشته ای چرا که هر پدیده ای می تواند تبدیل به افیون شود مثل خودبزرگ بینی حتی از نوع دینی، قضاوت کردن، تحجر فکری و …

 

هر چیزی که قدرت تفکر و اراده را از انسان سلب کرده، هیجان یا باورمندی را جای آن بنشاند می تواند عملکرد افیونی پیداکند، حال چه مواد مخدر باشد چه سبک زندگی و چه هر چیز دیگری.

 

خیلی خوب است که سعی کنیم با هدف شناخت و مدارا با آحاد جامعه، نشست و برخاستی با آنها داشته باشیم اما قضاوت کردن کار هر کسی نیست.

 

شاید یک جامعه شناس یا فیلسوف هم علاقمند به کسب اطلاعات در خصوص انرژی ها، صوت و یا نور به عنوان پدیده های طبیعی باشد ولی حق ندارد با همه اطلاعات ممکن خود، در نحوه تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آنها و نقش خطیرشان در سایر عناصر و پدیده های طبیعی قلم فرسایی کرده و این حق را برای شما فیزیک دان متبحر محفوظ خواهدداشت پس بهتر است فیزیکدانان، پزشکان، شیمی دانان و سایر رشته های علوم پایه نیز در حوزه های حساس روابط انسانی ورود نکرده، اظهار نظر خود را در حد هشدار شخصی برای برقراری روابط اجتماعی، کاری و یا حتی عاطفی خود نگهدارند.

 

اهانت به جامعه هنرمندان

 

شما با مشاهده چند هنرمند منتخب، به خود اجازه دادید جامعه هنرمندان کشور را مورد اهانت و قضاوت از دریچه نگاه ناقص خویش قراردهید به نظر می آید اولین وظیفه تان به عنوان یک فرد تحصیل کرده، عذرخواهی از این طیف شریف، زحمت کش، باسواد و تاثیرگذار در جامعه است که با ایمان به اهیمت نقش خود در سازندگی لایه های اجتماعی، بدون هیچ چشمداشت و سهم خواهی سیاسی و اقتصادی، به وظیفه اجتماعی و انسانی خود مشغول هستند.

 

البته که نگاه و ایده آنها را می توان در فیلم ها، نقاشی ها، کتاب ها، اشعار، آهنگ ها، کاریکاتورها و حتی عکس هایی جستجو کرد که در پی شکار حرکت های سیاسی و اقتصادی افراد، اعم از سیاستمداران و حتی مردم عادی، به ثبت می رسانند که چه بسا در موارد زیادی منجر به همصدایی شهروندان با آنها و کسب محبوبیت از سوی جامعه شده است چیزی که به ندرت برای افراد و گروههایی که نگاه از بالا به مردم دارند، پیش می آید بدون شک این همان چیزی است که خیلی از سیاستمداران برای جلب گوشه ای از این همصدایی و محبوبیت می بایست مبالغ زیادی هزینه کنند چرا که هنرمندان در متن جامعه و از جنس جامعه اند. اگر قصد قضاوت دارید که حقش را ندارید، حداقل به متن جامعه وارد شوید.

 

چشم عقاب

 

در بین این هنرمندان البته گروهی هستند که ناظر بر رفتارها و رویدادها، به قول دکتر فرقانی استاد محبوب روزنامه نگاری عملی، «چشم عقاب» جامعه اند. روزنامه نگاران در عین واقع گرایی و درگیربودن با مسئولیت خطیر آگاه سازی، هنر نظارت بر جامعه از درون جامعه را دارند. آنها می بایست آگاهی وسیعی از علوم، اندیشه ها، تاکتیک های تصمیم گیری و روابط سیاسی و اقتصادی جامعه داشته باشند تا با ارزیابی روشنگرانه و نه قضاوت، بتوانند هنرمندانه در جهت احقاق حقوق اجتماعی شهروندان، صدای رسای آنها باشند.

 

به شما توصیه می شود با شنیدن هر عبارتی، اول هیجان زده نشوید و در باره اش تعمق کنید دوم اینکه با مشاهده هر چیزی، سریع به دنبال تعمیم دادن آن به دیگران و قضاوت های عجولانه و ناسالم در سطح عموم جامعه برنیایید.

 

شاید به همین دلیل است که جامعه شناسان مجدانه از آموزش و پرورش و آموزش عالی در خواست می کنند که واحدهای جامعه شناسی و علوم رفتاری را در دروس دانش آموختگان علوم پایه بگنجانند تا حداقل از اصول اولیه روابط اجتماعی چیزی بیاموزند همانطور که در رشته های علوم انسانی واحدهایی از شیمی، فیزیک، زیست شناسی و … تحت عنوان بهداشت و سلامت و … تدریس می شود که ناآشنا با بدیهیات سلامت شخصی نباشند.

 

* سوسن پاکدل

امتیاز دهید

مقالات مرتبط