دلزدگی از ژانر کمدی در آستانه حذف سینمای اجتماعی

  • سوسن پاکدل

 

فروش سینمای ایران در حالی به اواخر روزهای پایانی سال نزدیک می شود که رونق گیشه سینماها همچنان وابسته به فروش آثار کمدی است.

 

بر مبنای آمار سمفا در دی ماه، ۲۹ میلیون و ۸۸۵ هزار و ۳۴۴ نفر در ۷۳۷ هزار و ۷۰۴ سانسی که ۵۹ فیلم سینمای ایران را در سالن‌های سینمایی نمایش داده اند، به تماشای آثار نشسته‌اند و فروشی بیش از ۱,۶۶۷ میلیارد تومان را برای سینمای ایران به ارمغان آورده‌اند.

 

در این روند فیلم های کمدی چون «هفتاد سی»، «آریا شهر دو نفر»، «صبحانه با زرافه ها» و «زودپز» در صدر جدول فروش هفتگی سینماها قرار دارند. این در حالیست که فیلم «باغ کیانوش» با قرار گرفتن در جایگاه پنجم جدول فروش دی ماه، عنوان پُرفروش‌ترین فیلم غیرکمدی این روزهای سینما محسوب می‌شود.

 

با نگاهی به جدول فروش فوق، به نظر می‌رسد آثار کودک و نوجوان به ترتیب پس از آثار پرفروش کمدی سینما قرار می‌گیرند چرا که  انیمیشن «ببعی قهرمان» به کارگردانی حسین صفارزادگان و میثم حسینی همچنین فیلم سینمایی «شنگول و منگول» به کارگردانی کیانوش و فرزاد دالوند رده‌های ششم و هفتم این جدول را به خود اختصاص داده اند  این در حالیست که فیلم سینمایی «معجزه پروین» به کارگردانی محمدرضا ورزی علی رقم نقدهایی که به آن وارد شده، در جایگاه هشتم قرار گرفته است. با ین حساب عدم حضور فیلم‌های اجتماعی و خانوادگی در راس جدول فروش بی شک یکی از مهم‌ترین مسائل فرهنگی است که باید مورد توجه قرار گیرد در واقع در سالجاری و شاید سال های اخیر بیشتر شاهد تولید و اکران فیلم های کمدی و یا آثار کودک و نوجوان بوده ایم در حالیکه در سال های نه چندان دور ژانر اجتماعی و خانوادگی جزء محبوب‌ترین فیلم های مخاطبان ایرانی بوده است.

 

سینمای اجتماعی

 

هر چند نمی توان تولید اندک فیلم های اجتماعی را از نظر دورداشت ولی مساله عدم استقبال مخاطب از این ژانر نیز قابل توجه است. چرا که طبق آخرین آمار سمفا فیلم های اجتماعی جایگاه خوبی در جدول فروش نداشته اند تا جایی که حتی برخی، فروشی کمتر از 2 میلیون تومان داشته و در پایین ترین رده جدول قرارداشته اند.

 

از این رو برخی فیلم سازان معتقدند در میان حجم انبوه سینمای کمدی، اکران سینمای اجتماعی خفه شده است که آن را ناشی از اعمال سیاست های سینمایی دانسته تا فیلم سازان اجتماعی به سمت تولید فیلم های کمدی سوق داده شوند.

 

هرچند لزوم وجود سینمای کمدی با کارکرد ویژه خود غیر قابل انکار است اما قطعا اگر این امر منجر به کم رنگ شدن و در مواردی حذف سینمای اجتماعی شود، می تواند زنگ خطری برای سینمای کشور باشد و شاید بستری شود در تحقق پیشگویی سینمایی بهرام بیضایی در فیلم «وقتی همه خوابیم» تا پول و کسب درآمد تنها دغدغه فیلم سازان و گردانندگان سینمای کشور شود.

 

انزوای سینمای اجتماعی

 

کنار گذاشته شدن سینمای اجتماعی شاید از چند جنبه قابل بررسی باشد اول نگاه مخاطب، آیا مخاطب ایرانی تمایلی به سینمای اجتماعی ندارد؟ اگر اینطور است چرا سریال های خانوادگی، اجتماعی و حتی جنایی تلویزیون مورد استقبال قرار می گیرند در حالیکه شاید از حیث ساختار، زیبایی شناسی و بازی سازی حرف زیادی هم برای گفتن نداشته باشند. این بدین معنی است که مخاطب دنبال مسایل واقعی جامعه هست حتی اگر ناقص روایت شود پس نباید مسئولیت کم ارزش شدن ژانر اجتماعی در سینمای کشور را صرفا متوجه مخاطب دانست.

 

اما یک جنبه دیگر، مساله صرف هزینه و کسب درآمداست. عموما ساخت فیلم های کمدی کم هزینه تر اما اکران آنها سریع تر منجر به بازگشت سرمایه می شود از اینرو بسیاری از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران  حوزه فیلم و سینما ترجیح می دهند به ساخت فیلم هایی مبادرت کنند که کمترین ریسک مالی را داشته باشند و چه ژاتری بهتر از کمدی که تماشاگران در همه سنین با هر سلیقه ای و در هر شرایط روحی می توانند کنار همدیگر تماشاگر آن باشند ضمن اینکه تبعات سیاسی از جمله احتمال توقیف یا مثله شدن را هم کمتر به خود خواهددید.

 

ریسک بازگشت سرمایه

 

در حالیکه ساخت فیلم های اجتماعی هزینه های بالاتری داشته، امکان بازگشت سرمایه با احتساب ریسک مواجهه با سلایق مدیران و سازمان های ناظر بر آن، میل ورود به این عرصه را نزد فیلم سازان به حداقل ممکن می رساند. از اینرو مخاطب هم به دلیل محدودیت دستیابی به فیلم های اجتماعی، راحت ترین و سهل الوصول ترین فیلم های در حال اکران، یعنی کمدی را بر می گزیند در واقع روند سینمایی کشور مخاطب را به سمت کمدی سوق داده است نه اینکه سلیقه مخاطب منجر به افزایش ساخت و اکران آن شده باشد.

 

ربزش مخاطب روشنفکر

 

و به این ترتیب موازنه معکوس رابطه مخاطب با ژانر فیلم های سینمایی ایجاد شده تا شاهد سقوط جایگاه فیلم های اجتماعی در کشور باشیم مساله ای که علاوه بر سرخوردگی فیلم سازان بخصوص فیلم سازان جوان در ساخت این گروه از فیلم ها، موجب ربزش مخاطب روشنفکر در آمار جدول های فروش سینمایی نیز گردیده تا جایی که اندک فیلم های اجتماعی هم با استقبال کمتری مواجه و عدم بازگشت سرمایه در اکران این فیلم ها را تشدید نموده است.

 

به  این ترتیب فیلم سازی و جذب مخاطب در کشور تبدیل به دور تسلسلی شده که نهایت می تواند منجر به حذف سینمای اجتماعی شود سینمایی که در دهه های قبل از جایگاه مهمی بین مخاطبان برخوردار بوده و تعیین کننده سیاست های کلی سینمایی کشور نیز محسوب می شد علاوه بر آن که با بازنمایی واقعیت های جامعه، برای فیلم سازان و سرمایه گذاران این عرصه محبوبیت زیادی به همراه داشته از این رو از جذابیت ویژه ای نیز برخوردار بوده اند.

 

در حال حاظر نیز غیبت فیلم های اجتماعی و اکران بیش از اندازه فیلم های کمدی دلزدگی زیادی بین سینما دوستان ایجاد کرده به گونه ای که پخش آنونس های متعدد کمدی بخصوص صحنه های پرتکرار رقص های دسته جمعی و انجام حرکات لوس و مبتذل حتی از سوی بازیگران جدی و خوش نام سینما، جهت جلب کاذب مخاطب، زمینه اشباع از پرده سینما را به همراه آورده چرا که ژانر کمدی هر چند با طنز متفاوت است ولی زمانی جذابیت به همراه خواهد داشت که حرفی برای گفتن داشته باشد. کمدی هجو شاید در آغاز به دلیل عدم آشنایی مخاطب مورد استقبال قرار گیرد ولی تکرار آن موجب سقوط گیشه های سینما خواهدشد.

 

 

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط