* نیلوفر قهرمانزاده – دانشجوی جامعه شناسی
امروز در خیابان شاهد دعوای یک خانم و آقایی بودم که علاوه بر اعصاب خردی، اندکی من رو به فکر فرو برد.
به نظر من صرف مقوله ” روی زن، دست بلند نکردن ” که از جهتی به دیده احترام و از جهت دیگه به دیده ضعیف شمردن بنیه زن برای دفاع از خود هست، چندان قابل پذیرش نیست.
من فکر می کنم خشونت جسمی به طور کلی عمل ناشایستی هست، مگر در جایی که ما برای حفظ امنیت خودمان در مقابل دیگری به عنوان ابزار مقاومت از آن استفاده کنیم.
خشونت جسمی
و البته ناشایستتر این که ما خشونت جسمی رو نسبت به شخصی داشته باشیم که از نظر جسمی، توان مبارزه با ما رو ندارد…
حالا ممکنه این مورد بین دو تا همجنس صدق کند.
بلعکس، ممکنه بین دو جنسِ متفاوت صدق نکند.
ویا از سوی یک بزرگسال روی یک کودک باشد.
لزوما هر زنی توان جسمی کمتری از هر مردی ندارد یا حتی اگر هم بنیه ضعیفتری داشته باشد، در جایی که او آغاز کننده خطر نسبت به دیگری باشد، یعنی ابتدا یک زن به سمت مردی حملهور شود، در اینجا آن مرد هم حق دارد از خودش دفاع کند.
خشونت کلامی
و اما در جدال امروز… ابتدا خانم حملهور شد و علاوه بر خشونت جسمی، از خشونت کلامی و آسیبزدن به اموال آقا هم اجتناب نکرد.
در جواب، مرد یک سیلی به صورت خانم زد و … سیل عظیمی از مردهای حاضر در خیابان با سردادن ” …. دست روی زن بلند نکن ” به سمتش حملهور شدند. در صورتی که موقع کتکزدن و فحاشیهای آن خانم، اکثر مردم تماشاچی بودند.
به قطع می توانم بگویم اگر در جریانی که رخ داده بود – جدال سر جای پارک بود – به جای آن خانم، یک مرد دیگر حضور داشت، حمایت جمعی از مردی میشد که ابتدا و به ناحق مورد خشونت قرار گرفته بود.
من فکر میکنم این تمایزِقائل شده، اساسِ درستی نداره و باید بازنگری بشود.
درگیری فیزیکی
یعنی حمایت ها یا محکوم کردن ها به دور از تفاوت های جنسیتی، قومیتی و … صورت بگیرد. چون در غیر اینصورت، دخالت جانبدارانه در نهایت منجر به ضایع شدن حقوق افراد در جامعه خواهدشد.
در حقیقت صرف تفاوت در جنس، سن، مقام و یا هر چیز دیگری نباید عامل حق به جانب شدن در مورد یکی و سلب حقوق از دیگری گردد.
هر چند که اصل درگیری فیزیکی و لفظی نیز از اساس غلط و غیر قابل دفاع است.
معمولا یک جامعه قانون مدار شهروندان قانون مدار هم می بایست تربیت کند و انتظار می رود در مشکلات پیش آمده به قانون متوسل شوند.
شما چه فکر می کنید؟
