فارغ از هر نگاه سیاسی، حزبی یا ایدئولوژیکی که داشتهباشیم، نمیتوان درد و رنج ناشی از حوادثی را که طی بیشاز یک ماه اخیرشاهد آن بودهایم، کتمان کرد. فرزندانی از این سرزمین برای همیشه به سینه خاک غلطیدند که بیتردید از سرمایههای جبران ناپذیر کشور بودهاند. زنان و مردان جوان، تحصیلکرده و نخبهای که آرزوهای بسیاری برای خود، خانواده و سرزمینشان داشتهاند. اما هریک با نگاه خاص خود و برخاسته از شناخت فردی خویش.
هنوز به یاد داریم تلاش جوانان دهه ۵۰ را که برای آرمانی اجتماعی، براندازی رژیمی را رقم زده و در انتظار توسعه، آبادانی و پیشرفت کشور همچنین فرصتهای مطمئن اقتصادی برای نسل آینده، از همه چیز گذشتند. جوانانی که اعتراض داشتند به بیعدالتی، نابرابری، ظلم و مطلقگرایی. مردان و زنانی روشنفکر و تحصیلکرده که دغدغههای اجتماعی و اقتصادی داشتند، ایستادند و شهیدشدند با این امید که آینده فرزندان کشور در امنیت، عدالت و توسعه رقم بخورد.
از دست رفتن توان اقتصادی اقشار جامعه
اما در این میان بودند کسانی که شاید با ناآگاهی ولی به یقین با طمع و سودجوییهای شخصی، گروهی و یا حتی اشتباهات ایدئولوژیکی مسیر جامعه را به سویی سوق دادند که منابع مالی و ثروت، خودخواهانه تنها در دستان چند خانواده در ردههای بالای ساختاراجتماعی به همراه منصوبان سببی و نسبیشان حیف و میل شده، اقشار قریببهاتفاق جامعه روزبهروز با از دست دادن توان اقتصادی، سیر قهقرای اجتماعی را طی کنند.
افرادی که با رانتبازیهای سیاسی و اقتصادی همچون دسته ملخهای مهاجم، اساس اقتصاد کشور را درنوردیدند و جز سردادن شعار، هیچ راهحلی برای زیر خط فقر رفتن خانوادهها، صعودی شدن آمار اعتیاد جوانان، رشد بیکاری، بحران تورم- رکودی و … ارائه نکردند.کسانی که بیشرمانه با هویتزدایی از اصالت زیبای فرهنگی و ارزشهای قوی ایرانی، پوسته نخنمایی در جهان به نمایش گذاشتند به گونهای که نه تنها قدرت دفاع از آن نیست بلکه به هر لاشخور دریوزهای این امکان را دادهاست که با نمایشی ساختگی احساسات سرمایههای جوان این سرزمین را تهییج و تحریک نموده، از این مسیر نابودی فرزندان مرز و بوم را به نظاره بنشینند.
مسئولانی که با تصمیمگیریهای تمرکزگرا، فرصت توسعه اقتصادی را از بین بردند.
بی تردید عامل حوادث دردناک و خارج از معیارهای انسانی و اخلاق اجتماعی اخیر نه فقط نیروهای خارج از کشور _ چه از نوع فراریان مترصد فرصت خونخواهی تاج و تخت از دستداده و چه غارتگران بیگانه در انتظار چپاول منابع غنی این سرزمین_ هستند که شاید بیشتر از آنها باید کسانی را مقصر دانست که با غفلت یا منافعطلبی تمامی امکانات و ثروت کشور را در اختیار گرفته، با تصمیمهای تمرکزگرا و به دور از عقلانیت، فرصتهای توسعه و رشد اقتصادی و اجتماعی را نابودکرده، حسرت زیستن بدون استرس و نگرانیهای لحظهای از افزایش قیمت بنزین، گرانی مسکن، کمبود آب، آلودگی هوا، سربه فلک کشیدن نرخ ارز و طلا، فیلترینگ، گسترش دامنه تحریمهای بینالمللی و … را در سینه جوانان این مرز و بوم حک کرده تا با فرارمغزها و نابودی سرمایههای انسانی نگاه پردرد پدران و مادران تا ابد به در خیره بماند.
امروز همه مسئولند و باید پاسخگوباشند.
امروز همه مسئولاند و باید پاسخگوباشند. همه نمایندگان مجلس که نتوانستند علیرغم بهرهمندی از مزایای اقتصادی و اجتماعی پُستهای خود، نواقص قانونی جلوگیری از رانتخواری و زدوبندهای مالی راس ساختار اجتماعی را طی چهار دهه رفع کنند، روسای جمهور و وزرای تمام دولتهای پس از انقلاب که قادر به افزیش توان زیرساختهای اقتصادی در حل بحرانهای مالی نبودهاندند تا جایی که امروز شاهد ابربحران کمرشکن اقتصاد خانوارها هستیم، مسئولان آموزشی مقصرند که نتوانستند با برون رفت از برنامههای کلیشهای، ساختار آموزشی متناسب با نیازهای هر نسل را طراحی و اجراکنند تا با پرورش ذهن خلاق و اعتماد به نفس در دانشآموزان، آنها را به سوی کارآفرینی و خلق ثروت سوق داده مانع شکاف بیننسلی و بالاخره رویارویی معترضانه فرزندان کشور با ارکان جامعه شوند، مسئولان فرهنگی مقصرند که بهجای ایجاد فرصتهای هماندیشی در رسانهها همچون مطبوعات و بخصوص صدا و سیما، برای بررسی زمینههای مشکلات اجتماعی، راحتترین ابزار یعنی محدودیت را اختیارکردند، تا این تنها مسیر حقیقی تعامل مردم و مسئولان به ناکارآمدترین وسیله ممکن تبدیل شود.
افزوده شدن بحران منابع انسانی به بحرانهای دیگر
بیتردید رخداد چنین شرایطی با تبعات دردآلود اخیر در هر جامعهای میتوانست استیضاح، برکناری و عذرخواهی بسیاری از مقامات و مسئولان را بهدنبال داشتهباشد که با چشمپوشی بر تعدد و تکرار رانتخواریها، اختلاسها و نابودی منابع ملی، بحران منابع انسانی را به دیگر بحرانهای کشور افزودند.
سوسن پاکدل