مرحوم دکتر نطقی، بنیانگذار علم روابط عمومی در ایران تاکید داشت: روابط عمومی یک شغل اداری نیست بلکه یک شوق اداری است، چرا که فعالان در این عرصه با عشق، شور، نشاط، بهرهگیری از تکنولوژی روز و ایدههای نو و تزریق هنر و تفکر خلاق در حوزههای اداری گام برمیدارند و روحشان با ایستایی و سکوت منافات دارد.
پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین در خصوص نحوه عملکرد روابطعمومیها در ایران، گفت و گویی انجام دادهاست با محمد خدادی دانش آموخته دکتری مدیریت رسانه دانشگاه تهران و معاون اسبق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که در ادامه میآید:
* عملکرد روابط عمومیها را در ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
– ما در موضوع روابط عمومی دچار یک انحراف اساسی شدهایم. اولا واژه روابط عمومی مربوط به دورهای است که ارتباطات شکل نگرفته بود و هیچ امکان تماسی با بدنه دستگاهها وجود نداشت، لذا بخشی را پیشبینی کردند که این ارتباط عمومی را شکل دهد که اکنون دیگر چنین چیزی موضوعیت ندارد لذا «روابط عمومی» باید به «ارتباطات» تغییر نام یابد و اداره ارتباطات بستر ارتباط را ایجاد کند نه این که خودشان جای رسانهها بنشینند. به بیان سادهتر آنها باید دسترسی رسانهها را به اطلاعات دستگاهها فراهم سازند و تبدیل به پل ارتباط شوند.
دکتر خدادی: باید کار تولید محتوا را به رسانهها سپرد و از عباراتی چون «به گزارش روابط عمومی» فاصله گرفت.
* منظورتان این است که روابط عمومیها در شرایط موجود، «شبه رسانه» شدهاند؟ بله، برای این که خبرنگار، عکاس، نشریه و در مواردی حتی خبرگزاری دارند و تولید خبر میکنند و بیشتر به انعکاس اقدامات تحرکات فعالیت و اظهارات رییس مجموعه میپردازند که نمیتواند بازخورد موثر داشتهباشد و مخاطب را جذب و اقناع نماید و نهایتا به همکاری متقابل بینجامد.
وزیر درصحنه افکارعمومی پیدا ولی وزارتخانه خاموش و هیچ صدایی از آن در نمیآید درحالیکه دوران تبلیغ برای یک مقام به پایان آمده و الان دوران تبیین برای ایجاد مشارکت فعال مردم در فعالیتهاست.
نقش مهم روابط عمومیها در دوران پس از جنگ، دسترسی دادن اطلاعات به رسانه ها برای مدیریت انتظارات مردم از دستگاههاست.
برای نمونه وقتی وزارت نیرو انتظار دارد مشترکان در مصرف، استانداردها را رعایت کنند باید کارشناسان را برای ارایه دیدگاههای تخصصی فرا بخواند. در این روند هم باید رسانهداری کنار گذاشته شود و همه اخبار به گزارش روابط عمومی نباشد و رسانهها امکان این را بیابند که تولید محتوا نمایند محتوایی که مصداقی، مقایسهای، چالشی و همراه با آسیبشناسی باشد چرا که برای قانع کردن مردم میبایست استدلال و شاخص داشت و نقاط ضعف و قوت را با هم عرضه کرد.
* اما بعضا رسانهها تمایل دارند با مقامات ارشد دستگاهها ارتباط بگیرند و روابط عمومیها هم دسترسی لازم را فراهم نمیکنند!
– باید توجه داشت در تولید محتوا هرچه لایهها ریزتر و تخصصیتر باشد فهم آن برای افکار عمومی بهتر خواهد شد و هرچه پست گوینده بالاتر و جایگاه سیاسیتر گردد اثر آن کمتر است. در واقع اطلاعات تخصصی نباید سیاسی باشد. نکته دیگر این که کار روابط عمومی در ایجاد ارتباط نباید الزاما با مقامات ارشد مجموعهها باشد.به عبارتی الزاما اظهارات وزیر ارزش خبر ی ندارد بلکه متخصصین و متولیان هر بخش می توانند با اظهارات فنی تخصصی چرایی و چگونگی سوژه را برای افکارعمومی بیان نمایند.

برای اثربخشی نزد افکار عمومی؛ روابط عمومیها رسانهداری را کنار بگذارند.
* در جنگ اخیر شاهد بودیم که رییس جمهور امریکا دائم در حال مصاحبه با رسانههای مختلف است در این میان هم در مواردی در 42 دقیقه 11 توییت میزند، این هم حضور چه بازخوردی میتواند داشته باشد؟
– این گونه اقدامات نوعی اغواگری است در واقع ترامپ دوست دارد دیده شود! این رفتار ایراد دارد و موجب میگردد کسی روی حرفهای او حساب نکند.
* نقش روابط عمومیها در پساجنگ چیست؟
– اصلیترین نقش را در دستگاهها در دوران پس از جنگ، روابط عمومیها دارند و باید شرایط را برای مردم تبیین کنند و با مدیریت انتظارات عمومی بستر همکاری را فراهم نمایند چرا که اگر آحاد جامعه خواستههایشان مانند قبل از جنگ باشد بحران ایجاد میکند ضمن این که نباید اجازه یأس و نومیدی داد و راههای اصلاح را ارایه کرد.
انتهای پیام/
* عبدالله خلیلی