تجربه ممالک توسعهیافته حکایت از آن دارد که چنانچه در سیاستگذاریهای کلان به مولفههای حوزه سالمندی توجه نشود، افزایش جمعیت سالخوردگان یک تهدید خواهد بود. در این میان بررسیها در کشور هم نشان میدهد که گسست نسلی در جامعه امروز، شرایطی را به وجود آورده که سالمندان از تقویم زندگی حذف شوند!
پایگاه خبری «سرمایه و ثروت آنلاین» در گفتوگو با دکتر شهلا کاظمیپور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، وضعیت سالمندی در ایران را جویا شدهاست که در ادامه میخوانید:
* جمعیت سالمندی در ایران در شرایط موجود دربرگیرنده چه عدد و رقمی است؟
– کشورهایی که بیش از ۷ درصد جمعیتشان بالای ۶۵ سال سن داشته باشند وارد مرحله سالمندی میشوند. این مرحله هم دارای سه دوره ۷ تا ۱۴ درصدی، ۱۴ تا ۲۱ درصدی و بالای ۲۱ درصد است. ایران از سال ۱۴۰۰ وارد مرحله اول سالمندی شد که این دوره تا سال ۱۴۱۵ ادامه خواهد یافت و در نهایت تا سال ۱۴۳۰ حدود ۲۳ درصد جمعیت به بالای ۶۵ سال میرسند.
دکتر کاظمیپور: وقتی بسیاری از بازنشستگان دولت زیر خط فقر به سر میبرند، معنی و مفهوم آن این است که سالمندان ما شرایط خوبی ندارند.
* بسیاری از سازمانهای جهانی معمولا ملاک سن سالمندیشان ۶۰ سال است اگر این عدد را مبنا قرار دهیم آن وقت چه شرایطی خواهیم داشت؟
– در آن صورت از سال ۱۴۳۰ به بعد حدود یک سوم جمعیت ایران را سالمندان تشکیل خواهند داد.
* علت سالمندی چیست؟
– کاهش باروری که به تبع آن تعداد جوانان در یک جامعه کم میشود و به تدریج افرادی که در دورههای قبل به دنیا آمدهاند به سن میانسالی میرسند برای نمونه در جامعه ما دهه شصتیها، میانسال شدهاند و پس از آن سالمندی را تجربه خواهند کرد. در دهه ۹۰ که متوجه شدند ما به سمت سالمندی حرکت میکنیم سیاست افزایش باروری را اتخاذ کردند تا با جوان شدن جمعیت، سرعت سالمندی را تحتالشعاع قرار دهند.(۱)
از تکریم سالمندان خبری نیست و مسوولان به نیازهای آنها اهمیت نمیدهند.

* به نظر میرسد، دولتها در سالهای گذشته توجه چندانی به موضوع سالمندی نداشتهاند، چرا که سالمندان ما، امروز شرایط خوبی ندارند!
– در سال ۹۵و براساس سرشماری آن زمان تعداد سالمندان ۵ میلیون نفر بود این عدد در سال ۱۴۳۰ به ۳۰ میلیون نفر خواهد رسید. درشرایط فعلی که تعداد سالمندان از ۸ میلیون نفر هم فراتر است، بسیاری از بازنشستگان دولت زیر خط فقر به سر میبرند و بهداشت و درمان کشور، پاسخگوی نیازهای درمانی آنان نیست همان طور که میدانید سالخوردگان حداقل به یک یا چند بیماری مزمن مبتلا هستند، این روند نشان میدهد که در سالهای آینده سالمندان، وضعیت مطلوبی نخواهند داشت.
* جدای از دولتها، نسل امروز هم سعی در حذف سالمندان از تقویم زندگی دارند، برای نمونه در دورهای ما در کشور با کودکان سر راهی مواجه بودیم اما امروز خانوادههای جوان ما، سالخوردگان خود را سر راه میگذارند!
– بله، این موضوع برای جامعه ما باید زنگ خطر تلقی شود، درست است که دولتها با سیاست باروری سعی دارند جمعیت جوان را زیاد کنند اما این موضوع از تعداد سالخوردگان نمیکاهد. بر این اساس باید برنامههای سالمندی فعال در دستور کار قرار بگیرد. به عبارت دیگر افرادی که اکنون در سنین ۳۵ تا ۴۰ سال به سر میبرند اگر تحت پوشش بیمههای بازنشستگی قرار نگیرند در آینده دچار مشکل خواهند شد ضمن این که باید زندگی سالمی داشته باشند تا سالخوردگی سلامتی را تجربه کنند.
شهرداریها به نیازمندی سالمندان توجه ندارند.
* زمانی میگفتند سالمندان برکت خانه و جامعه هستند و عامل همبستگی و ایجاد تعادل روانی در خانواده به شمار میروند اما امروز از تکریم آنها خبری نیست!
– در قانون ابلاغیه رهبری که دارای ۱۴ ماده میباشد یکی، دو بند به تکریم سالمندان اختصاص یافته اما ظاهرا از اجرا خبری نیست. برای نمونه در مبلمان و چیدمان شهری، شهرداریها به نیازمندی سالمندان توجه ندارند و سالخوردگان برای عبور از خیابانها ناگزیر هستند تعداد بیشماری از پلههای هوایی را طی کنند!
* پینویس:
(۱) کشورهایی که بالای ۴۰ درصد جمعیتشان زیر ۱۵ سال باشد جوان نامیده میشوند، ایران تا سال ۷۵ چنین شرایطی داشت.
* عبدالله خلیلی
انتهای پیام/