برخی از اقتصاددانان تاکید دارند: جامعهای که در آن 70 درصد مردم نیازمند اعانه هستند و عادت به صدقه کردهاند نمیتواند به سمت عدالت اجتماعی و توسعه حرکت کند. دراین روند آنها باور دارند که دستگاههایی مانند وزارت کار به جای پرداختن به موضوعاتی مانند اشتغال، ساماندهی صدقهها را برعهده دارند لذا ایران پس از جنگ هم سراغ شوکدرمانی(1) در اقتصاد خواهد رفت.
پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین درباره وضعیت اقتصادی کشور با دکتر ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، گفتوگویی انجام دادهاست که در ادامه میآید:
* سیاستی که دولت در حال حاضر دنبال میکند، اقتصاد صدقهای است؟
– در کشورهای سرمایهداری مانند آمریکا که ادعای رفاه اجتماعی دارند، برای حمایت از گروههای کمدرآمد، چنین برنامههایی را دنبال میکنند. اگر منظور آقایان از «کالابرگ» نوعی صدقه است، این مساله به ارز ترجیحی و رانتی که در اقتصاد تولید میکرد، بازمیگردد. در سالهای گذشته این ارز در دستور کار دولتها بود اما دولت چهاردهم به این نتیجه رسید که به هدف اصابت نمیکند و ماحصل آن به جیب دلالان میرود. لذا باید کالابرگ را مابهالتفاوت ناشی از سیاستهای رفاهی دستگاه اجرایی دانست لذا اگر کسی آمد و از اقتصاد کشور حمایت کرد باید مورد تشویق قرار بگیرد.
دکتر پورابراهیمی: کالابرگ به ارز ترجیحی و رانتی که در اقتصاد تولید میکرد بازمیگردد و باید از سیاست دولت در این زمینه حمایت کرد.
* ترامپ در جنگ سردی که با ایران دارد مدعی است اقتصاد جمهوری اسلامی در حال فروپاشی میباشد. شما در این باره چه میگویید؟
– بخشی از وضعیت کنونی در کشور به واسطه بیماریهای اقتصادی است، مانند کسری بودجه، ناترازی بانکی و… که تورم مزمن را شکل داده و با تدبیر و کار تخصصی قابل حل بوده است. در این میان عوامل ساختاری و سوء مدیریتهایی هم وجود داشته که اجازه نداده از موقعیتها و فرصتهای پیش آمده در حوزه اقتصادی به درستی استفاده کنیم اما در بعد خارجی در دهه 90 ما در دولتهای اوباما و ترامپ با تحریمهای هوشمند مواجه بودیم و پس از آن به جنگهای 12 و 40 روزه رسیدیم که خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم بر جای گذاشت و دستگاههای مسوول باید آنها را محاسبه کنند.
بسیاری از کشورها پس از جنگ به رونق اقتصادی رسیدهاند هرچند هزینههای بازسازی سختیهای خود را دارد.
با این حال فرصتهای بزرگی در اقتصاد ایران وجود دارد که میتواند تحولات جدید را رقم بزند. تجربه هم نشان داده که بسیاری از کشورها پس از جنگ به رونق اقتصادی رسیدهاند، هرچند که بازسازی هزینههایی را به کشور تحمیل میکند و با وجود آسیبهایی که به صنایع فولاد، پتروشیمی و… رسیده سختیهای خود را دارد اما فراموش نکنیم یکی از دلایل موفقیت ایران در جریان جنگ 40 روزه، حضور پرشور مردم در صحنه و پشتیبانی آنها از مسوولین سیاسی و نیروهای نظامی بود قطعا این سرمایه اجتماعی در دوره بازسازی هم فرصت طلایی ایجاد خواهد کرد.

اگر منافع ملی در حوزه مذاکره فراهم شود، نباید کشور را از آن محروم کرد.
* آیا با مذاکره میتوان به لغو تحریمها امیدوار بود یا بایستی همچنان پروسه جنگ را ادامه داد؟
– مذاکره، مواجهه نرم و جنگ مواجهه سخت است آن چیزی که به گفتوگو با دشمن، قدرت میدهد وجود حوزههای نظامی و مردمی است. قطعا اگر منافع ملی در حوزه مذاکره فراهم شود، نباید کشور را از آن محروم کرد. اما باید توجه داشت طرف ما در مذاکره همان کسی است که برجام را پاره کرد، معاهدهای که کشورهای بزرگ دنیا، پای آن را امضا کرده بودند و اروپاییها هم برای خودشیرینی، در «اسنپ بک» او را یاری رساندند. بر این اساس برای رفع تحریمها بایستی اقتدار داشت که این مزیت امروز با قدرت نظامی و ابزارهایی مانند تنگه هرمز در دسترس است.
* پینویس:
(1) اقتصاددانان منتقد میگویند: شوک درمانی نوعی جیببری 100 واحدی از مردم و تولیدکنندههاست که نیم واحد از این 100 واحد را به صورت کوپن (کالابرگ) بین مردم توزیع میکنند!
انتهای پیام/
* نیلوفر خلیلی