طبقه متوسط در ادبیات اقتصادی به گروهی از خانوارها گفته میشود که درآمدشان بالاتر از خط فقر اما پایینتر از گروههای ثروتمند است، آنها معمولا قادرند بیش از نیازهای اولیه پول خرج کنند و در حوزههای پسانداز، سرمایهگذاری، آموزش، مسکن و… فعالیت داشته باشند.
طبقه متوسط در کشور ما طی یک دهه گذشته به طور قابل توجهی آب رفته که عمده آن در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷ رخ داده است. بر این اساس پسرفت این طبقه را میتوان در جایی فراتر از سبد هزینهای خانوار جستجو کرد به عنوان مثال وقتی مصرف در این گروه محدود میشود بازار کالا و خدمات نیز کاهش تقاضا را تجربه میکند و بخش خصوصی با رکود مواجه میگردد.
در این میان آنچه ناگفته پیداست؛ کسری بودجه، تامین مالی دولت از مسیرهای تورمزا و تعویق اصلاحات ساختاری بیشترین آسیب را متوجه حقوقبگیران کرده ضمن این که طبقه متوسط برخلاف ثروتمندان امکان پوشش ریسک تورم با داراییهای متنوع را ندارد و برخلاف اقشار کمدرآمد از حمایتهای مستقیم هم برخوردار نیست.
دکتر مهدیحسینزاده فرمی. جامعهشناس و عضو هیات علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در گفت و گویی با پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، شرایط طبقه متوسط را در وضعیت موجود اقتصادی مورد بحث قرارداده که در ادامه خواهیدخواهد:
* این که گفته میشود قدرت خرید طبقه متوسط مانند برف آب شده، درست است؟
– بله، برای نمونه اعضای هیات علمی دانشگاهها به عنوان بخشی از طبقه متوسط در دهه ۸۰ درآمدی حدود ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار داشتند ولی اکنون با کاهش ارزش پول ملی این رقم به زیر ۵۰۰ دلار رسیده است. این موضوع درباره گروههای دیگر مانند کارمندان و کارگران ماهر هم صدق میکند.
* حذف طبقه متوسط به لحاظ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی چه پیامدهایی دارد؟
– طبقه مرفه و ثروتمند سبک زندگیشان به گونهای است که هیچ کمکی به نشاط و پویایی جامعه نمیکنند، طبقه فرودست هم که به نان شبشان محتاج هستند و فرصت حضور در اجتماع را ندارند آنچه باید گفت این که، این بخش متوسط است که میتواند تحرک اجتماعی ایجاد کند و وقتی حذف میشود در آن صورت جامعه شرایطی مییابد که با کوچکترین اتفاق دچار تلاطم میگردد. به عبارت دیگر طبقه متوسط به عنوان سوپاپ اطمینان میتواند حلقه واسط حاکمیت وگروههای محروم باشد لذا مشاهده میشود وقتی میانگین شادی پایین میآید و خشم و خشونت بالا میرود. صحنههایی مانند درگیریهای دیماه سال جاری پدیدار میگردد که حیرتانگیز است.
دکتر حسینزاده: طبقه متوسط سوپاپ اطمینان جامعه است و وقتی حذف میشود حلقه واسط بین حاکمیت و محرومان از بین میرود.
* طبقه متوسط در شورشهای زمستان امسال حضور داشت؟
– تا حدودی خیر، ردپایی از آنان دیده نشد البته شاید طبقه متوسط در چنین شرایطی به عنوان موافق یا مخالفت کنشگری سیاسی کند که دلیل آن هم میتواند حاصل کمرنگ شدن حضور آنان در جامعه باشد. نکته دیگر این که حاکمیت و دولت عملا اعتراض را به رسمیت نمیشناسند چرا که اگر این گونه بود سازوکار آن را فراهم میکردند و مکانهایی برای این موضوع در نظر میگرفتند.
وقتی مردم راه و رسم اعتراض را ندانند، توطئهگران با مصادره خواستههای آنان، آشوب میآفرینند.
* به نظر شما چرا اعتراضات دیماه به خشونت کشیدهشد؟
– چون مردم راه و رسم اعتراض را به درستی نمیدانند و فرصت بیان مشکلات هم به آنها داده نمیشود. اگر اینطور بود، توطئهگران با مصادره خواستههای آنان، آشوب نمیآفریدند.
* کاهش قدرت خرید طبقه متوسط در رکود اقتصادی هم نقش دارد؟
– بله، طبقه مرفه تمایل دارد که در کشورهای دیگر سرمایهگذاری کند و برای سفر، تفریح و خرید مقصد خارجی داشته باشد در حالی که طبقه متوسط با قدرت خریدی که دارد میتواند به بخش تقاضا رونق بخشد.

سلبریتیها جزو طبقه بالا محسوب نمیشوند و به واسطه فرهنگی هم در طبقه متوسط قرار نمیگیرند.
* سلبریتیها در کدام طبقه اجتماعی قرار میگیرند؟
– آنها ژانر متفاوتی به شمار میروند، با آن که بعضا ثروت خوبی دارند جزو طبقه بالا محسوب نمیشوند و به واسطه فرهنگی هم در طبقه متوسط قرار نمیگیرند البته در مواردی پررنگ ظاهر میگردند و اثرگذار هستند ضمن این که پرداختن رسانهها به این افراد هم مهم است مانند مستندی که بیبیسی درباره ترانه علیدوستی داشت.
* در شرایط موجود برای نجات طبقه متوسط چه باید کرد؟
– این طبقه نیاز به قیم ندارد و نباید به او نگاه بدبینانه داشت. برای نمونه از سال ۸۴ به بعد بخشی از حاکمیت در برابر دانشگاه گارد گرفت، لذا باید توجه داشت که تنگناها تنها به مسایل اقتصادی محدود نمیشود و ابعاد اجتماعی و فرهنگی نیز دارد.
انتهای پیام/
* نیلوفر خلیلی