شوک‌های ارزی؛ گفت‌وگوبا دکتر راغفر: فقر علاوه بر فقیر، خائن هم تولید می‌کند

* کامیاب بهرودی/

تعدد نرخ ارز در ایران، سال‌ها بستر شکل‌گیری رانت‌های کلان، ایجاد امتیازات ویژه برای گروه‌های محدود و تخریب رقابت سالم بوده است. سیاست «تک‌نرخی شدن ارز» بیش از هر زمان دیگری به عنوان نسخه‌ای برای بازگرداندن عدالت اقتصادی مطرح شده! سیاستی که به باور کارشناسان می‌تواند فساد ساختاری را کاهش دهد، شفافیت را تقویت کند و بازار سرمایه را وارد مرحله تازه‌ای از ثبات نماید. هرچند آثار آن بر شرکت‌های بورسی متفاوت خواهد بود.

 

شوک‌های ارزی؛ فقر علاوه بر فقیر، خائن هم تولید می‌کند.

 

در این میان تفاوت نرخ ارز ترجیحی یا مبادله‌ای با نرخ آزاد، فضا را برای سودجویی گسترده هموار کرده است. واردکنندگانی که مواد اولیه یا کالا را با نرخ مبادله‌ای تامین کرده‌اند، در بسیاری موارد همان محصول یا حتی مواد اولیه را بر مبنای نرخ آزاد به بازار رسانده و سودهای کلان به جیب زده‌اند. این فاصله قیمتی نه از بهره‌وری، که تنها از «حق دسترسی به نرخ ارزان‌تر» ناشی شده و بار سنگینی بر دوش مصرف‌کنندگان و دولت گذاشته است.

 

 تفاوت نرخ ارز ترجیحی یا مبادله‌ای با نرخ آزاد، فضا را برای سودجویی گسترده هموار کرده است.

 

پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین در این رابطه گفت‌وگویی انجام داده  با دکتر حسین راغفر، استاد دانشگاه و اقتصاددان و در آن به بررسی سیاست‌های ارزی دولت‌ها در سال‌های گذشته پرداخته است. در ادامه می‌خوانید:

* مالک ارز در کشور کیست؟

– ارزی که در اختیار دولت قرار دارد، متعلق به ملت است و دستگاه اجرایی باید آن را در جهت منافع مردم هزینه کند. بر این اساس وقتی ارز به بازار عرضه می‌شود و هر کس توان خرید داشت آن را خریداری می‌کند اقدام علیه منفعت عمومی است چرا که بایستی این دارایی در بخش‌هایی نظیر تولید، اشتغال، نیازهای دارویی و… به کار گرفته شود. پس وقتی از این مسیر خارج می‌شویم ارزهای مملکت عاملی برای سوداگری و سفته‌بازی می‌شوند یا به واردات کالاهای لوکس و غیرضروری اختصاص می‌یابد.

 

 عده‌ای که پول دارند حاضرند ارز را به قیمت 200 تا 300 هزار تومان هم خریداری کنند اما تاوان این بازی‌ها را مردم با درآمد ثابت می‌پردازند.

 

* در شرایط موجود کشور، سیاست تک‌نرخی کردن ارز قابلیت اجرا دارد؟

– وقتی ارزی در کار نیست، امکان تک‌نرخی کردن آن هم وجود ندارد، لذا قیمت ارز را آن قدر افزایش می‌دهند تا تقاضا برای آن کاهش یابد و عرضه و تقاضا برابر شود. در این میان قیمت اگر به 200 تا 300 هزار تومان هم برسد یک عده به اندازه کافی برای خرید، پول دارند اما بخش قابل توجهی از ملت تاوان این سیاست را با افزایش قیمت کالا و خدمات می‌دهند که محصول آن نارضایتی و بعضا ناآرامی است.

 

شوک‌های ارزی؛فقر علاوه بر فقیر، خائن هم تولید می‌کند.

 

حسین راغفر

 

در اقتصاد، تعبیری وجود دارد که تاکید می‌کند: «بدترین نوع فروپاشی یک نظام اجتماعی، تضعیف پول ملی است» لذا شوک‌های ارزی ناشی از افزایش قیمت پول خارجی در 37 سال اخیر موجب فقر گسترده در کشور شده و هزینه‌های تورمی را متوجه افراد با درآمد ثابت کرده که در این پروسه فقرا له شده‌اند و طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط کرده است. نکته دیگر این که کسانی که عامدانه این سیاست‌ها را دنبال کرده‌اند درصدد براندازی سیاسی بوده‌اند.

 

حذف ارز 4200 تومانی و رساندن آن به قیمت 28 هزار و 500 تومان اشتباهی بود که منجر به نارضایتی‌های عمومی شد.

 

* یکی از بدترین موج‌های گرانی در دولت آقای رییسی و با حذف ارز 4200 تومانی شکل گرفت، درباره آن اتفاق بگویید؟

– استدلال آقایان در آن دوره این بود که با حذف ارز مذکور کسانی که از این رانت بهره می‌گیرند مابه‌التفاوت 35 تا 45 هزار تومانی‌شان را از دست خواهند داد، پس آمدند ارز 4200 تومانی را به 28 هزار و 500 تومان رساندند. از آن طرف قیمت دلار از 50 هزار تومان عبور کرد و فاصله رانت، افراد دارای امتیاز ویژه خیلی بیشتر شد، متاسفانه این گونه برنامه‌ها کماکان ادامه دارد که نه تنها فقیر بلکه خائن هم تولید می‌کند. مانند آنچه در جنگ 12 روزه اسراییل علیه ایران شاهد بودیم که عده‌ای به خاطر پول حاضر به فروش وطن شدند.

 

امریکا و اتحادیه اروپا دیگر اقتداری بر نظام جهانی ندارند و سازمان ملل هم بیش از هر چیز در خدمت نظام سلطه غرب است.

 

* به نظر می‌رسد اروپا با اجرای مکانیسم ماشه قصددارد مانع فروش نفت ایران و کاهش درآمدهای ارزی کشور شود. آیا می‌تواند؟

– همان طور که در بیانیه مشترک ایران، چین و روسیه آمده است، اروپا هیچ اختیار قانونی برای اِعمال مکانیسم ماشه ندارد، ضمن این که ایران در شرایط موجود هم در تحریم نفتی است و توانسته آن را دور بزند چرا که امریکا و اتحادیه اروپا دیگر اقتداری بر نظام جهانی ندارند و ابزارهای ساخته دست آنها مانند سازمان ملل که بیش از هر چیز در خدمت نظام سلطه و هژمونی غرب است کارایی خود را از دست داده‌اند تا جایی که کشورهایی مانند هند که جزو متحدان امریکا بودند با خرید نفت از روسیه به تحریم امریکا پشت می‌کنند و واشنگتن برای تهدید آنها به جنگ تعرفه متوسل می‌شود.

 

انتهای پیام

امتیاز دهید

مقالات مرتبط