در سینمای جهان، اقتباس از آثار ادبی امری بسیار رایج است اما ساخت یک اثر سینمایی از یک رمان یا داستان کوتاه چندان هم ساده نیست. در واقع میدانیم که تعداد قابل توجهی از قصههای معروف هنوز با فاصله از نسخه سینماییشان جایگاه والاتری دارند و دنیای تصاویر در برخی موارد نتوانسته به قدرت جادویی جهان تخیل و کلمات نزدیک شود با این همه بسیاری از شاهکارهای تاریخ سینما اقتباسهای تاثیرگذار ادبی هستند و در بعضی مواقع این آثار حتی از خود منبع اصلی مشهورتر، تحسینشدهتر و گاهی حتی برترند. پایگاه خبری سرمایه وثروت آنلاین درباره اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی با علی دهباشی، نویسنده و سردبیر مجله «بخارا» گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید:
* اخیرا در شبکه نمایش خانگی، خانم نرگس آبیار سراغ دو رمان معاصر «سووشون» اثر سیمین دانشور و «بامداد خمار» نوشته فتانه سیدجوادی رفته است نظرتان درباره اقتباسهای تلویزیونی چیست؟
– این دو مجموعهای را که نام بردید من ندیدهام اما میتوانم بگویم کار مرحوم تقوایی در سریال «دایی جان ناپلئون» فوقالعاده بود. در واقع فیملساز به شخصیت اصلی رمان «ایرج پزشکزاد» جان بخشیده بود و مخاطب به روح داستان پی میبرد.
در اقتباسها، مهم سلیقه مخاطب است من نسخه سینمایی دکتر ژیواگو را از کتابش بیشتر دوست دارم.
* درباره اقتباسهای سینمایی بگویید؟
– اقتباس امری رایج در سینمای ایران و جهان است که نمونههای بسیاری میتوان نام برد مانند «تنگسیر» صادق چوبک، «ملکوت» بهرام صادقی، «بوف کور» صادق هدایت، «خاک» محمود دولتآبادی و… در این میان آنچه مهم است سلیقه مخاطبان میباشد مثلا من اقتباسهای سینمایی «دکتر ژیواگو» بوریس پاسترناک، «جنگ و صلح» لئو تولستوی و «اسپارتاکوس» هاوارد فاوست را بسیار بیشتر از کتابهایشان دوست دارم اما از اقتباس سینمایی «به خونسردی» ترومن کاپوتی خوشم نیامد آنچه که در این باره به صراحت میتوان این که سینما، بیان قویتری دارد و از جهات بسیار اثرگذاری بالاتر دارد.
* کدامیک از اقتباسهای سینمایی برای نسل شما خاطرهساز بودند؟
– ربکا، بربادرفته و کلبه عمو تم که براساس رمانهای معروف ساخته شدند(1).
اقتباس از یک رمان برای یک فیلمساز کار دشواری است.
* آیا میتوان گفت، رمان یک داستان آماده است و کار را برای فیلمساز آسان میکند؟
– نخیر این طور نیست. اتفاقا رمان، کار را برای کارگردان دشوارتر میسازد. برای این که باید این توانایی را داشته باشد که روح داستان را در فیلم جاری کند در غیر این صورت با آبرویش بازی کرده است.
* منظورتان این است که فیلمساز باید به متن رمان وفادار باشد؟
– من نمیدانم معنی «به متن وفادار باشد» یا «به متن وفادار نباشد» چیست آنچه مهم است این که فیلمساز به روح متن و آن چه که نویسنده میخواسته به مخاطب خود انتقال دهد وفادار بماند؛ طبیعی است وقتی اقتباس سینمایی انجام میگیرد قسمتی از کتاب حذف میشود و در مواردی تخیل فیلمنامهنویس یا کارگردان جای بخشهای دیگری از کتاب را میگیرد. لذا باید وفاداری را خیلی دقیقتر تعریف کرد، مثلا در داییجان ناپلئونِ ، مرحوم تقوایی در مواردی طنز رمان را کم و زیاد کرده بود.

«جای خالی سلوچ»، زمینه بسیار قوی برای تبدیل شدن به یک کار سینمایی را دارد.
* اگر بخواهید به فیلمسازان، رمان یا رمانهایی را برای یک اقتباس سینمایی یا تلویزیونی پیشنهاد دهید، کدام خواهند بود؟
– «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولتآبادی، زمینه بسیار قوی برای تبدیل شدن به یک کار سینمایی را دارد برای این که از صحنههای بسیار درخشانی برخوردار میباشد وحتی دکوپاژ اثر نیز در کتاب انجام شده است. برای یک سریال تلویزیونی هم «کلیدر» را توصیه میکنم که قابلیت تبدیل به یک مجموعه حداقل 30 قسمتی را دارد.
* زمانی آقای مسعود کیمیایی قصد داشت کلیدر آقای دولتآبادی را سینمایی کند، اما ظاهرا با مخالفت نویسنده روبرو شد؟
– من در این باره اطلاعی ندارم و جایی این مطلب را ندیدهام.
* آخرین فیلمی که دیدهاید را به خاطر دارید؟
– شاید باور نکنید در ماههای اخیر آن قدر درگیر مشکلات مربوط به کاغذ و مسایل دیگر مجله «بخارا» بودهام که از مسایل شخصی و اوقات فراغت فارغ شدهام، وزارت ارشاد هم از مطبوعات حمایت لازم را به عمل نمیآورد.
* پینویس:
(1) «ربکا» اثر دافنه موریه، «بر باد رفته» نوشته مارگارت میچل و «کلبه عمو تم» به قلم هریت بیچراستو است.
* نیلوفر خلیلی