فرشاد مومنی، نظام فعلی تصمیمگیریهای کلان کشور را فاقد قدرت تشخیص میان منافع ملی و مناسبات رانتی دانست و گفت: نظام تصمیمگیری اقتصادی ما با محدود کردن دسترسی به دادهها و پنهانکاری آماری، عملا نهاد علم را از کارکرد انداخته و مسیر را برای یکهتازی مافیا هموار کرده است.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، فرشاد مومنی – رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد – در نشستی با عنوان جنگ «روایتها؛ کاوشی در سازوکارهای مهندسی اندیشهها و واقعیتها» اظهار کرد: در زمانهای که اصیلاندیشیدن و پرداختن به نیازهای عمیق معرفتی در کشور پاداش خاصی دریافت نمیکند، ما با انواع پرشماری از دستکاریهای واقعیت در راستای منافعی که نسبتی با منافع ملی ندارد روبرو هستیم. دامنزدن به مباحث بنیادی که به ما کمک میکند قادر شویم گزارههای معتبر علمی را از گزارههای نامعتبر تفکیک بکنیم، شاید یکی از حیاتیترین خدماتی است که از یک نظام توسعهخواه انتظار میرود و ما متاسفانه در کشورمان کوچکترین ردی از این نوع مسئولیتشناسیها نمیبینیم.
مومنی گفت: کاری که مدتهاست در حال انجام آن هستم درباره مسئله نقشآفرینی دولت در توسعه، از دوره بعد از انفجار اطلاعات و انقلابهای انفورماتیکی و الکترونیکی است که میگویند ما با یک شرایط بسیار غیرمتعارف از نظر بارش اطلاعات و متحیرکردن انسان روبرو هستیم و یکی از مهمترین مسئولیتهای جامعه مدنی و نهادهای تخصصی مدنی و حتی دولت این است که با اطلاعات مناسب مردم را از این وضعیت نجات بدهند.
این کارشناس اقتصادی در خصوص شیوه مواجهه با عصر انفجار اطلاعات خاطرنشان کرد: چون ما آموزشی نداریم که قابلیت تشخیص راست از دروغ و گزاره معتبر علمی از گزاره نامعتبر علمی را داده باشد، دائما درگیریهایی را مشاهده میکنیم که یکدفعه میبینید پشت پردهاش منافعی است که یا به اولیگارشها و مافیاهای داخلی برمیگردد و یا به قدرتهای بیرونی که این یک موضوع حیاتی است.
قدرت تشخیص در نظام تصمیمگیریهای اقتصادی فاجعه است.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: میگویند در عصر انفجار اطلاعات، مسئله قدرت تشخیص درست از نادرست در تمام عرصهها تبدیل میشود به یکی از حیاتیترین مسائل و شما اگر دقت کرده باشید، یکی از کانونهای تشدید بحران در حیطه اقتصاد ایران این است که با ادله و قواعد پرشماری میتوان نشان داد که نظام تصمیمگیریهای اساسی اقتصادی ما و نظام تخصیص منابع ما، از نظر قدرت تشخیص، عدم بلوغ در حد فاجعهآمیز دارد.
مومنی تصریح کرد: به زبان آسان میآید که یک نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع در شرایطی که ما بیش از هر دوره تاریخی دیگر به اعتماد مردم، به غیرتمندی مردم نسبت به هویت ملی و تمامیت کشورشان نیاز داریم، میبینیم که به تخصیص ارز به نیازهای ضدتوسعهای، اولویتی غیرمتعارف داده میشود، نسبت به تخصیص ارز به حیاتیترین زمینههایی که بها و سلامت انسانها به آن وابسته است.
وی اظهار کرد: بحران فاجعهآمیز در قدرت تشخیص، یک ملاحظات معرفتی و یک ملاحظات منفعتی دارد؛ یعنی گاه میشود که یک طرف پایبندی بیشتری مثلا به منافع یک گروه خاص در داخل یا خارج داشته است و اینکه شما میبینید در شرایطی که برای تامین ارز مورد نیاز برای غذای مردم، داروی مردم و مواد اولیه تولید میگویند نداریم، اما بخش مهمی از منابع ارزی صرف واردات کالاهای قابل تولید در کشور میشود،
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: معنای این مسئله آن است که کسانی به عنوان مثال نظام آموزش عالی ما تربیت کرده و الان باید بیایند در سرنوشت اقتصادی کشور مشارکت کنند، این آمیزه جهل و فساد و احیانا وابستگی، تمام فرصتهای شغلی این جوانها را دودستی تقدیم میکند به خارج از کشور و طنز تلخ این است که بیرونیها کسانی هستند که در تبلیغات رسمی تحت عنوان استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل مورد حمله قرار میگیرند.
اگر روش علمی را برگزیده شود،میتوان سازوکارهایی تمهید کرد.
مومنی در ادامه با اشاره به انتشار مجموعه سهجلدی «روششناسی و مبانی نقد در اندیشهها و تحلیل رخدادهای اقتصادی» اقای راهداری افزود: اگر شما روش علمی را برگزینید، این مسئله در تسخیر علم قرار دارد و شما هم میتوانید سازوکارهایی تمهید کنید که جلو فریب، دروغ، دستکاری واقعیت و معرفی کردن نمونههای بدلی به جای نمونههای حقیقی گرفته شود. سازوکارهایی را تمهید کنیم که بالاترین سطح مشارکت دانایان برای افشاگری درباره دروغگوها و فاسدها را ما مشاهده بکنیم، نه اینکه برعکس باشد و هرکی که داناتر باشد، سرخوردهتر بشود.
این کارشناس اقتصادی گفت: کلید بحث این است که اینها همه در تسخیر علم قرار دارد و در هنگام منازعه هژمونیک بین قدرتهای بزرگ، مسئله مداخله در مقدرات ایران، یک مسئله یقینی در طول تاریخ ۲۵۰ سال گذشته است و شما میبینید که یکدفعه ذهنیتی رواج داده میشود که رنگولعاب به اصطلاح مترقی بودن، مدرن بودن و روشنفکری بودن هم دارد و هر نوع تصوری درباره توطئه را مساوی با شیوه تفکر «داییجان ناپلئون» در نظر میگیرد و به نام «توطئهاندیشی» رد میکند.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: این در چه شرایطی است؟ در شرایطی است که دشمنان کشور به صورت علنی میگویند ما برنامه برای فروپاشی شما داریم و به دروغ میگویند که مشکل ما با حکومت ایران است، ولی تمام تحریمها و بمبهایی که به ایران تحمیل میکنند را به غیرانسانیترین شکلهای قابل تصور، مستقیما مردم را هدف قرار میدهد.
مومنی تصریح کرد: اما چون آنها از یک امپریالیسم رسانهای برخوردار هستند، میتوانند آن دروغ را پرتکرار و خیلی گسترده مطرح و کسانی میآیند و میگویند کسی که راجع به وجود توطئه تصوری داشته باشد، دچار توهم توطئه است و این هم واقعا یک موضوع عجیب است که ما با آن روبرو هستیم؛ یعنی بدیهیترین مشاهدههای عینی خودشان را هم انکار میکنند و میگویند اصلا دنیای ما، دنیای وابستگی متقابل است و اصلا مسئله سلطه و سلطهگری و سلطهپذیری در آن موضوعیت ندارد.
نظام اداره رسانهای ما با آموزش فاصلهدار است.
وی افزود: وقتی که ما در عین حال که آه میکشیم از اینکه چقدر نظام اداره رسانهای ما با آموزش فاصلهدار است، بزرگترین رحمتهای خداوند را طلب میکنم که نثار روح شهید بهشتی بشود که میگفت اگر میخواهید یک خدمتی به انسانها بکنید، هیچ خدمتی به اندازه «آموزش اندیشیدن» نزد خداوند پیدا نمیشود. این هم یک تصور از دین و در حالی که تصورات دیگری هم داریم که شما خود روزمره مشاهده میکنید.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: انسان آزاد است و آزاد آفریده شده و هر قدر که دنیا به سمت پیچیدگی بیشتر میرود، نیاز به آموزهها درباره درستاندیشیدن بیشتر میشود و حتی با استناد به متون اسلامی بایدگفت که هیچ خدمتی به انسانها در تراز آموزش درستاندیشیدن نیست.
این کارشناس اقتصادی گفت: حدود ۴۰ سال پیش انتشارات رسا یک کتابی منتشر کرد؛ خیلی خارقالعاده بود. عنوان کتاب این بود: «هیچکس باور نمیکند». در آن کتاب، این امپریالیسم خبری و نظامهای سلطه بینالمللی که مافیاها و الیگارشها هم عوامل داخلی آنها هستند، ما را نسبت به پدیده توطئه غیرحساس میکنند و میگوید که اگر کسی وجود توطئه را در مناسبات بشری در سراسر جهان انکار بکند، اوست که باید مشاعرش به چالش کشیده بشود؛ یعنی انقدر این مسئله بدیهی و مسلم است.
وی افزود: ماجرا این است که از حالت مطلقه به توطئهاندیشی، معنایش این نیست که تو واقعیتی به نام توطئه را منکر بشوی؛ معنایش این است که حواست را جمع کنی که آنهایی که این کار را انجام میدهند، ذیل عنوان برچسب توطئهاندیشی، ما را به سمت مطلقانگاری نبرند. توطئه را باید پذیرفت و تو در برابرش مصلوبالاختیار و بیاراده نبود.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تصریح کرد: در طول تاریخ بشر از این زاویه همواره به ما تذکر دادهاند که نسبت به جعل و دستکاری واقعیت و عرضه نمونههای بدلی حساس باشیم. این حساسیت در عصر انفجار اطلاعات اهمیتش بیشتر میشود؛ بنابراین آموزش دادن جامعه در این زمینه، جزو حیاتیترین حقوق انسانی انسانهاست. مثلا هزار سال پیش و بلکه خیلی بیشتر، ائمه ما طرفداران خود را از جدی گرفتن احادیث و روایات مجعول، برحذر میداشتند.
مومنی خاطرنشان کرد: واقعیت در راستای منافع معین، چه در ساحت علم، چه در ساحت دین و چه در ساحت اداره جامعه، همواره یک مسئله قطعی و یقینی بوده است. مثلا زندهیاد علامه امینی در کتاب درخشان «الغدیر» و در جلد پنجم، ۳۵ راوی حدیثهای جعلی را معرفی میکند و بهدقت تعداد روایتهای جعلی و دروغینی را که آنان در راستای منافع معین ساختهاند، ذکر میکند. این مسئله در تاریخ اسلام و همه ادیان معتبر بوده است؛ چراکه بلافاصله منافع خاص اقتضا میکند که این واقعیتها واژگونهسازی شوند. این همان تعبیر حضرت علی بن ابیطالب (ع) است که دین را همچون «پوستین وارونه» میسازند.
این کارشناس اقتصادی گفت: بسیار جالب است که حتی در دورهای که نه انقلاب صنعتی رخ داده بود، نه عصر انفجار اطلاعات بود و نه حتی ماشین چاپ اختراع شده بود، این مسئله دستکاری واقعیت در راستای منافع معین، به این شدت وجود داشت. از این زاویه، در کتاب خانم ماریانا مازوکاتو با عنوان «ارزش همه چیز» (که با ترجمه آقای احمد سیف و همکارانشان منتشر شده)، تصریح شده است که یکی از مهمترین فلسفههای جدی گرفته شدن آموزه نئوکلاسیکی در اقتصاد، این بود که آن حساسیتی که میان فعالیتهای «مولد» و «غیرمولد» وجود داشت، در راستای منافعی باید از بین میرفت.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: خانم مازوکاتو تاکید میکند که از زمان پیدایش نظریه «مطلوبیت نهایی»، اذهان از اینکه یک فعالیت مولد است یا خیر، به حاشیه رفت و حساسیتها بهشدت افول کرد و همه تمرکزها روی «قیمت» گذاشته شد.
قباحتزدایی از استثمار و نابودی حقوق عمومی
مومنی در ادامه گفت: او میگوید اینکه این همه تمرکز افراطی روی قیمت گذاشته شده و بازی با قیمتها محور قرار گرفته، فلسفهاش خلط تمایز میان «سود» و «رانت» است. در این چارچوب، وقتی محور سنجش در اقتصاد فقط قیمت باشد، مانند نقابی است که مرز بین ارزشآفرینیهای مبتنی بر استثمار، تخریب محیطزیست، بیکیفیت کردن زندگی و نابودی منابع و ذخایر را میپوشاند؛ چراکه مسئله کمیابی را به قیمت میسپاریم و در نتیجه، از استثمار و نابودی حقوق عمومی «قباحتزدایی» میشود.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: حال میتوانیم به نظام تصمیمگیریهای اساسی کشورمان بگوییم که از صد کانال به شما گفتیم که مسیر صحیح را گم کردهاید و با کمال تاسف فایدهای نداشته است. آیا این تذکرات میتواند در آنان محل تامل ایجاد کند؟
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: جوزف شومپیتر در کتاب «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی» میگوید که از سرآغاز دومین موج انقلاب صنعتی، در صحنه واقعی دنیا، «قیمت» عنصر تعیینکننده مزیت رقابتی نیست، بلکه «کیفیت» عنصر تعیینکننده است.
مومنی اظهار کرد: اما الان در ربع دوم قرن بیستویکم، بخش اعظم قاعدهگذاریهای ما بهگونهای است که کیفیت را که تابع میزان بهرهوری تولیدی کشور و توانمندیهای فناورانه است، حذف کرده و میخواهد مزیتهای دوپینگی، استثماری و ضدتوسعهای را بهعنوان مزیت در کشور جا بیندازد. به اسم صادرات غیرنفتی، از طریق استثمار انسانها، ندادن حقوق حقه کارگران و نادیده گرفتن هزینههای تحمیلشده به محیطزیست (که پایداری نوع بشر را تضمین میکند)، برای خود مزیت رقابتی ایجاد میکنند. تعبیر این است که به اسم مزیت رقابتیِ مبتنی بر قیمت، اینها «فقر فروشی»، «محیطزیست فروشی» و «آیندهفروشی» میکنند و از این وضعیت شادمان هم هستند.
نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: همه نگران مردماند و تمام قاعدهگذاریها و مجوزهایشان هم اینگونه است اما چرا این شرمآور تلقی نمیشود که از سال ۲۰۱۹، گزارش رقابتپذیری جهانی که WEF (مجمع جهانی اقتصاد) منتشر میکند، میگوید سیستم ایران از نظر تنظیمگری، رتبه آخر در جهان را دارد و این یعنی ما یک بازار پولی درست کردیم که هر که قدرت داشته باشد، هر کاری را میتواند انجام دهد. ما بارها نشان دادهایم که برآیند این وضعیت چیست؛ یعنی شما اگر بخواهی یک وام چند میلیون تومانی بگیری، باید مدارک زیادی را ارائه دهی و ضامن به همراه داشته باشی اما اما وامهای چند هزار میلیارد تومانی، طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که من پیشتر خواندم، بدون وثیقه و با نرخ بهره صفر به افراد حقیقی و حقوقی خاص داده میشود.
مومنی گفت: وقتی مجمع جهانی اقتصاد میگوید نظام مدیریت پولی ایران رهاشدهترین نظام پولی دنیاست، من میپرسم چرا عزیزان از این وضعیت احساس شرم نمیکنند؟ چطور میشود که شما این رهاشدگی را ایجاد میکنید، در حالی که تولید ما و عامه مردم زیر آوار فشارهای رباخوارها در حال له شدن هستند.
وی تاکید کرد: تکاندهنده است که این رهاشدگی پول رخ داده، آن هم در شرایطی که در قرآن بالاترین حساسیت نسبت به مسئله ربا ابراز شده است. چطور میشود شمایی که اینقدر دغدغه ارزشها را دارید، راجع به سلطه ربا هیچ واکنشی نشان نمیدهید و حتی در شرایطی که فقط خدا میداند به آدم چه حالی دست میدهد کسانی با لباسهای خاصی آمدند و گفتند که فلان مسئله از این موضوع مهمتر است و آبی هم از آب تکان نخورد.
مومنی افزود: گزارشهای رسمی میگوید ۵۰ درصد کل جمعیت ایران در تمام طول عمرشان حتی یک بار هم موفق نمیشوند تسهیلات یا اعتباری، ولو بسیار اندک از سیستم بانکی دریافت کنند.
درباره نقدینگی آدرس غلط میدهند.
وی با هشدار نسبت به آدرس غلط در خصوص توزیع نقدینگی میان بازیگران اقتصادی گفت: گزارشهای رسمی نشان میدهد از کل سپردههای بلندمدت که تقریبا سهچهارم کل نقدینگی را در بر میگیرد تنها یک درصد از سپردهگذاران صاحب ۷۴ درصد منابع هستند و من گمان نمیکنم در هیچ عرصهای از عرصههای حیات جمعی ایران، این شدت از نابرابری ناموجه، ظالمانه و مخرب سابقه داشته باشد.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکیدکرد: مستندات رسمی نشان میدهد از وقتی بانکهای خصوصی شکل گرفتند، سوداگری روی حیاتیترین نیازهای انسان و کشور به اوج رسید و کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد.
مومنی ادامه داد: سوداگری روی ارز، سکه، زمین و مسکن گسترش یافت و اعتنا و تمایل سیستم بانکی برای پوشش دادن نیازهای بخش تولید به سمت صفر درصد میل کرد و این در حالی است که بر اساس موازین اسلامی و منطق بازدهی تولید، هزینههایی که تولیدکنندگان به رباخواران پرداخت میکنند در برخی سالها از ۳۰ درصد کل هزینههایشان فراتر رفته است.
ورود بانکمرکزی به گود سوداگری
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بانک مرکزی به عنوان یک نهاد حاکمیتی که رئیس آن در دهها مرکز تصمیمگیری کلیدی حضور دارد، به جای تثبیت ارزش پول ملی و کنترل تورم، خودش وارد گود سوداگری شده و درآمدهای چن&