قطع سریالی درختان و خواب پریشان زمین

از درختان خیابان های پایتخت گرفته تا جنگل های هیرکانی و از کهنسال ترین درختان گردوی کهمان لرستان تا پارک جنگلی ناژوان اصفهان، از تیغ اره ها و شعله های آتش در امان نیستند. اخبار قطع درختان تبدیل به داستانی سریالی شده است که هر از چند گاهی با آه و ناله دوستداران محیط زیست همراه شده، در سکوت مسئولان و مدیران سازمان های مربوطه، به فراموشی سپرده می شود.

ماجرای قطع درختان در دشتروم بویراحمد نیز از آن جمله بود که با انعکاس در برخی رسانه ها و سپس واکنش و گلایه شهروندان و تشکل‌های زیست محیطی به حافظه مطبوعات کشور سپرده شد، همچنین  قطع شبانه درختان سعدآباد و یا گم شدن  درختان یکی از پادگان های ارتش در پایتخت.
نکته جالب توجه این که پس از برانگیخته شدن واکنش های مردمی در شبکه های اجتماعی و یا پیگیری رسانه ها، عموما این خبرها تکذیب نمی شوند بلکه با بهانه هایی از جمله خشک و یا پوسیده بودن تنه درختان، وجود آفت و همچنین حفاظت از رهگذران در مقابل خطرات احتمالی سقوط آنها و یا چیزهایی از این قبیل توجیه می شوند و این در حالی است که کارشناسان معتقدند درختان مانند هر جاندار دیگری نیاز به رسیدگی و مراقبت داشته و اگر دجار بیماری، آفت و یا پوسیدگی می شوند به دلیل عدم مراقبت های علمی و مستمر است که قاعدتا هزینه بر می باشد لذا در مواجهه با چنین شرایطی باز می بایست مسئولان شهری و محیط زیست پاسخگو باشند.

ضمن اینکه به گفته آنها در مشاهدات صورت گرفته از تکه چوب ها و بریده های خرد شده به جا مانده کنار تنه درختان می توان دریافت تعداد قابل توجهی از آنها با دستگاه بریده شده  و کاملا سالم و سبز بوده اند. این مساله شائبه ای را نیز در خصوص قطع شبانه درختان خیابان ولیعصر به بهانه کنترل ترافیک در این محور دامن زده است.

در این میان، گاه به موارد شومی بر می خوریم که کاملا نمایانگر ضعف مدیریت شهری است از جمله خشکاندن چندین چنار سبز و تنومند توسط مالکان ساختمان های نوساز در برخی از خیابان های مطرح تهران و آن هم صرفا به این منظور که ظاهرا دید ملک ها را کور کرده بودند هر چند این تخریب ها به سرعت در فضای مجازی دست به دست شده، انتقاد‌های زیادی را از سوی مردم و به‌خصوص فعالان محیط‌زیست به همراه داشته است اما تکرار آن در چندین خیابان مهم تهران، گمانه زنی هایی را در خصوص عملکرد مالی شهرداری و بی تفاوتی آن در این زمینه به همراه داشت.

یکی از موارد در خور توجه قطع درختان اطراف ساختمان معاونت فنی شهرداری تهران در خیابان پزشک است که اخیرا به خاطر گودبرداری و ساخت و ساز در حیاط آن انجام شده است. درختان اطراف اداره فوق سال ها با قرار داشتن در حاشیه پیاده رو، سایبان خوبی برای رهگذران و نمایی زیبا برای ساکنان منطقه به همراه داشته است ولی اکنون اثری از آنها باقی نمانده و دیواره های بتونی با اعلان های عذرخواهی از مزاحمت  جهت ساخت و ساز، تنها چهره عبوس خود را در نگاه شهروندان می خشکاند.

و همه اینها در حالی است که کلان شهرهای ما بخصوص تهران سال هاست با پدیده آلودگی هوا دست و پنجه نرم می کنند و درختان به عنوان ریه تنفس طبیعت و به تبع آن ساکنان محیط های آلوده، نقش بسیار مهمی را می توانند ایفا کنند.

هر چند روند قطع درختان و نابودی تدریجی محیط زیست پدیده ای جهانی است اما بدون شک یک اجبار جمعی نیست بلکه انتخابی است که می توان با مدیریت ساخت و سازها، نه تنها از نابودی بی رویه آنها جلوگیری کرد، بلکه حتی در مناسبت های مختلف با کاشت نهال، اقدام به جایگزینی درختان قطع شده نمود تا علاوه بر تلطیف هوای شهرها، زندگی با طبیعت را به انسان شهرنشین هدیه داده، از سرعت تخریب محیط زیست کاست.

بدون شک تصور شهر، کشور و جهان بدون درخت، برای هیچ انسانی خوشایند نیست ولی زمانی از این پدیده شوم جلوگیری خواهد شد که عمل به واقع جدی در امر حفظ درختان مثمر و غیرثمرده صورت گیرد.

این مهم غیر قابل دستیابی نیست اما به اراده ای جمعی نیاز دارد و زمانی محقق خواهد شد که تمام آحاد جامعه اعم از مدیران و حتی مردم عادی به اهمیت حفظ طبیعت بخصوص در تداوم حیات موجودات زنده از جمله انسان واقف شده، نقش درختان را در  تنفس درک کنند امری که در بالاگرفتن شدت آلودگی هوا همه تجربه کرده و آرزوی هوای پاک را در دل گذرانده ایم.

در حال حاضر با روند موجود قطع روزافزون درختان در شهرها، روستاها و جنگل‌ها، می توان به جرات گفت، در آینده ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود که نفس کشیدن و یا به عبارتی، زنده ماندن، تبدیل به سخت‌ترین کار انسان در سرتاسر کره زمین گردد چرا که به طور میانگین هر درخت، اکسیژن لازم برای تنفس ۱۰ نفر را در سال تأمین می‌کند لذا قطع هر درخت به معنای حذف امکان تنفس ۱۰ نفر در طول سال است. آیا هیچ درآمدی، زیبایی نمای ساختنمانی و یا تولید محصولی ارزش چنین فاجعه انسانی و زیست محیطی را دارد و یا می تواند با این واقعیت برابری کند؟

پر واضح است در این فرایند مخرب، تهدید حیات انسان با به خطر افتان چرخه طبیعت نیز دو چندان می شود چرا که با قطع درختان و به هم خوردن اکوسیستم طبیعی، بسیاری از خزندگان، موجودات گیاه‌خوار، حشرات، پرندگان و به دنبال آن جانداران گوشت خوار نیز در معرض انقراض قرار خواهندگرفت، موجوداتی که مستقیم یا غیر مستقیم تداوم زیست انسان به آنها وابسته است و همه این ها در حالیست که به زمین افتادن درختان، فرسایش خاک را نیز تشدید کرده، با جلوگیری از ریشه دوانی گیاهان، بر سرعت کویری شدن دشت ها و سرزمین های سرسبز می افزاید و این به معنی افزایش تعداد سیلاب ها، نابودی اراضی کشاورزی، کاهش منابع موادغذایی انسان، آلودگی منابع آبی و سفره های زیرزمینی همچنین شکل گیری گردبادها و طوفان هایی خواهدبود که هر یک به تنهایی می توانند عامل نابودی حیات در مناطقی از کره زمین باشند.

سوسن پاکدل

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط