* حاکمیت ترجیح میدهد پول و سرمایه خود را در اختیار نیروهای معتمد قرار دهد و از فیلمها به عنوان عنصر تبلیغاتی در جهت نگاههای سیاسی یک جریان خاص بهره ببرد.
* ترکیب فیلمهای بخش مسابقه امسال به گونهای است که بعید به نظر میرسد در سال ۱۴۰۳ فروش خوبی داشته باشند هر چند بسیاری از آنها برای سود و بازگشت سرمایه تولید نشدهاند.
مروری بر فهرست فیلمهای بخش مسابقه جشنواره چهل و دوم فجر نشان میدهد که تولیدات بخش خصوصی به شکل کامل تحتالشعاع آثار ساخته شده در نهادها و سازمانهای حاکمیتی قرار گرفتهاند.
بر این اساس باید گفت در جشنواره امسال تقریبا به ازای هر یک فیلم که بدنه سینمای ایران آن را ساخته، دو فیلم هست که نهادهای انقلابی یا تهیهکنندگانی وابسته یا نزدیک به جریان اصولگرا آن را تولید کردهاند. در این روند فیلمهای متعلق به بخش خصوصی مانند «ساعت ۶ صبح» مهران مدیری، «زودپز» رامبد جوان، «عزیز» مجید توکلی، «لاکپشت» بهمن کامیار و «کوکتل مولوتوف» حسین دوماری در جشنواره ۴۲ فجر در سایه آثار دولتی قرار گرفتهاند.
آرش خوشخو، روزنامهنگار و منتقد سینمایی در گفتوگو با «سرمایه و ثروت» به بررسی جشنواره چهل و دوم فیلم فجر پرداخته است. او تاکید دارد: فیلمهای بخش مسابقه جشنواره امسال به لحاظ انتخاب و ترکیب در سال ۱۴۰۳ فروش چندانی نخواهند داشت.
* چرا بخش خصوصی حضور فعال در جشنواره فیلم فجر ندارد؟
– سینمای مدنظر شما که روزی در دنیا به عنوان یک موج مهم شناخته میشد، به ته خط رسیده است و حاکمیت هم دوست ندارد چنین سینمایی در کشور دنبال شود لذا بخش خصوصی به سمت تولید کمدیهای مردمپسند سوق داده شده و سرمایه نهادهای حاکمیتی هم صرف ساخت فیلمهای فرهنگی و تاریخی میگردد. در این روند آثاری که در جشنوارههای مهم دنیا جوایزی از آن خود میکرد در سینمای ایران جایگاهی ندارد و فیلمسازان مهم آن به پلتفرمها کوچ کرده و سریال خواهند ساخت.
* ما چنین شرایطی را پیش از این در سینما تجربه کردهایم؟
– بله در دولت احمدینژاد و زمان وزارت صفار هرندی با تکثیر کمدیها مواجه شدیم که معروف به کمدیهای شانه تخممرغی بودند، البته سال ۸۸ با فیلم اصغر فرهادی جریان برگشت و بعد از یک دهه در سالهای ۹۰ به بعد فیلمهای متنوعی تولید گردید.
* برخی آن چه اکنون در حال روی دادن است را خالصسازی در سینما عنوان میکنند، شما چه میگویید؟
– من میگویم حاکمیت آن نگاه حمایتی که قبلا به سینما داشت برداشته و ترجیح میدهد پول و سرمایه خود را در اختیار نیروهای معتمدش قرار دهد و از فیلمها به عنوان عنصر تبلیغاتی در جهت نگاههای سیاسی یک جریان خاص استفاده کند، لذا به سمت دورهای میرویم که جشنواره ۴۲ فیلم فجر در حال تبدیل شدن به تابلوی آن است.
* نظرتان درباره فیلمهای بخش مسابقه فیلم فجر چیست؟
– آنچه به نظر میرسد این که خواستهاند بگویند به دنبال تنوع هستند ولی در نهایت ترکیب همانی است که برایتان گفتم لذا بعید است که این آثار در سال ۱۴۰۳ فروش خوبی داشته باشند هرچند بسیاری از آنها برای سود و بازگشت سرمایه تولید نشدهاند.
* شبیه آن چه در جشنواره فیلم سال ۱۴۰۱ شاهد بودیم؟
– سال گذشته شرایط خاصی بر کشور حاکم بود و برگزاری جشنواره هم عجیب به نظر میرسید، در این میان زمانی فیلمی که در جشنواره گل میکرد و بازتاب داشت، معمولا در اکران هم با استقبال و اقبال عمومی روبرو بود ولی فیلم «غریب» به عنوان اثر مطرح جشنواره سال گذشته در نمایش عمومی، بازخورد خاصی نداشت. این اتفاق ممکن است برای فیلمهای امسال جشنواره هم روی دهد، هرچند در سال جاری فیلمها، متفاوتتر هستند.
* نظرتان درباره کمدیهای این روزهای سینمای ایران چیست؟
– این فیلمها را یک گروه ۱۰، ۱۵ نفره میسازند که تهیهکننده، کارگردان، نویسنده و بازیگر مشترک دارند و فروش هم میکنند.
* نظارت ساترا بر شبکه نمایش خانگی را چگونه ارزیابی میکنید؟
– ساترا میخواهد بگوید که نگاه باز دارد و نباید از او ترسید و در ظاهر به گونهای عمل میکند که مزاحم فیلمها نباشد.
* چرا در سینمای ایران، دیگر به حضور در «اسکار» اهمیت داده نمیشود؟
– امسال فیلم «نگهبان شب» رضا میرکریمی جز ۱۵ فیلم این جایزه قرار نگرفت، دیگر تولیدات سینمای کشور هم به لحاظ کیفی شرایط خوبی نداشتند در واقع ما از دوران قله سینما در سالهای ۹۷ و ۹۶ فاصله گرفتهایم، در آن برهه فیلمسازانی چون اصغر فرهادی، حمید نعمتالله، شهرام مکری، مانی حقیقی، آیدا پناهنده، نرگس آبیار و… آثار درجه یک میساختند و رقابت برای فرستادن فیلم به اسکار بالا بود، البته در مواردی فیلمهایی مانند «قهرمان» در داخل و خارج قیمه قیمه میشدند و کارگردانان آنها را «وسط باز» میخواندند!
حال در این دوره ما حتی شانس این که جزو ۱۵ فیلم فهرست اولیه اسکار باشیم را نداریم و نمیتوانیم در جشنوارههایی نظیر کن، برلین، ونیز و… فیلمی برای بردن جایزه داشته باشیم، البته این سیاست دولت است. در این پروسه هم به کمدیهای پرفروش میدان میدهند، تا چرخ سینما بچرخد.
* عبدالله خلیلی