شبی که زمین به آسمان و آسمان به زمین رسید

«پَکتیکا» و «خوست» درنخستین ساعات اولین روز تابستان قرن در افغانستان لرزیدند و هزاران نفری را به کام مرگ فرستادند که وقتی سقف ها و دیوارها فرومی ریخت حتی فرصت برخاستن از بستر خواب را نیافتند. کودکان، جوانان، زنان و مردانی که علی رغم رنج عدم ثبات سیاسی، بحران شدید اقتصادی، فقرعقلانیت و جاهلیت ایدئولوژی گروه های انحرافی، زیر خروارها آوار ناشی از جبر طبیعت مدفون شدند. جبری که علم امروزه آن را بخوبی شناخته و با راهکارهای عقل ابزاری توان مهارش را  به تجربه گذاشته است.

زلزله ۷.۳ ریشتری بامداد ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۹ گیلان نیز که همچون دیگر زلزله های ایران، ترکیه، افغانستان و … هزاران نفر را با خود به قعر زمین کشاند و واحدهای مسکونی، تاسیسات بهداشتی و ارتباطی بسیاری را در استان های گیلان و زنجان ویران و شهر منجیل و رودبار را با خاک یکسان کرد، روزی تیتر رسانه های داخلی و بین المللی بود اما به فراموشی سپرده شد.

همچنین زلزله ۷.۱ ریشتری «ازمیر» ترکیه که در  اوت۱۹۹۹ برابر با مرداد ۱۳۷۸ اتفاق افتاد، دهها هزار نفر از شهروندان این شهر را به کام مرگ فرستاد آن هم در شرایطی که ترکیه با شعار گذار از «در حال توسعه یافتگی به سوی توسعه یافتگی» با ادعای کسب موفقیت های اقتصادی، سودای قرار گرفتن کنار جوامع پیشرفته را در سر می پروراند.

همه این زمین لرزه ها و پس لرزه های آنها در حالی شهرها را به ویرانه های مملو از اجساد تبدیل کرده، فجایع انسانی آفریده که در جوامع توسعه یافته حتی زلزله های با قدرت بزرگ تر، تنها خرابی های تاسیساتی، قطعی برق و آب را به همراه داشته، در مواردی تلفات جانی اندکی بجا می گذارند. کما اینکه زلزله۷.۳ ریشتری که در «فوکوشیمای» ژاپن روی داد و قدرت بالای آن حتی پایتخت نشین ها را هم به وحشت انداخت، شدید ترین پیامدش خساراتی در حد قطع برق حدود ۳ میلیون خانوار در این ۲ شهر بزرگ و پر جمعیت بوده است البته زلزله ۸٫۹ ریشتر ۲۰۱۱ «سندای» ژاپن که جزء بزرگترین زلزله های تاریخ این کشور  محسوب می شود، راه های ارتباطی و شبکه های حمل و نقل را قطع و تلفات چند هزار نفری به جا گذاشت هرچند می بایست توجه داشت،  طبق قوانین علم ژئوفیزیک قدرت زلزله ۸٫۹ ریشتر قابل مقایسه با زلزله ۶ و یا ۷ ریشتر نیست.

اینجاست که باید پرسید این زلزله است که انسان ها را می کشد یا ساختمان ها و بناهای دست ساز بشر که بر سر آنها آوار و موجب مرگشان می شود؟

رویکرد علمی توسعه می گوید، این سازه های دست ساز بشراند که آنها را به کام مرگ می فرستند چرا که مناطق زلزله خیز قابل شناسایی و قوانین طبیعی حاکم بر آنها هم مشخص است لذا عموما جوامع توسعه نیافته و یا کمتر توسعه یافته که ساخت و سازها را بدون توجه به گسل های زیر پوسته زمین و قدرت و توان استحکام در برابر لرزش آنها، بنا می کنند، در واقع دست به عملیات انتحاری می زنند و در انتظار می نشینند چه زمان بر سرشان آوار شود.

ژاپن مثل ترکیه، ایران و افغانستان بر کمربند زلزله خیز قرار دارد اما از زمانی که فرایند توسعه پایدار را در کشور خود محقق ساخت، علی رغم وقوع زلزله هایی با قدرت بالای ۸ ریشتر، توانست از میزان تلفات انسانی بکاهد و این یعنی توجه به دستورالمل های علمی مواجهه با زلزله و پذیرفتن این واقعیت که زیستن در هر منطقه جغرافیایی، نیاز به انطباق با شرایط زیست محیطی همان منطقه را دارد، نه لزوما پس راندن و به فراموشی سپردن آن.
امروز افغانستان، دیروز ترکیه؛ فردا زمین زیر پای چه کسانی انرژی خود را تخلیه خواهدکرد؟

آیا برای این مساله تدبیری اندیشیده و به کار گرفته شده است؟

امتیاز دهید

مقالات مرتبط