بررسیها، حکایت از آن دارد که حجم زیادی از کنسانتره و گندله توسط دلالان احتکار شده و آنها در انتظار افزایش قیمت این دو محصول به سر میبرند تا بتوانند با بهای بالاتر به فولادسازان بفروشند.
فولادسازان هم که با کسری مواد اولیه روبرو هستند از سوی وزارت صمت تحت فشار میباشند تا تولید محصولات خود را در سال جهش تولید کاهش ندهند در این روند فولادیها مجبورند برای تامین نیاز و جبران کسری تن به قیمتهای بالای دلالان بازار دهند.
برای رفع این مشکل کارشناسان صنعت فولاد تاکید دارند، ارگانهای نظارتی همچون سازمان تعزیرات به موضوع ورود کرده و واحدهایی که کنسانتره ، گندله و آهن اسفنجی را با بهای بالاتر از نرخ مصوب میفروشند شناسایی کرده و از ادامه روند فروش با قیمت بالاتر جلوگیری کنند، همچنین وزارت صمت از واحدهای معدنی بخواهد که خریداران محصولات خود را در ماههای اخیر معرفی نمایند.
بر این اساس اگر شرکت های معدنی میزان تولید، فروش و خریداران محصولات خود را به صورت شفاف ارائه کنند میتوان از میان آنها دلالان، صادرکنندگان و …….. شناسایی کرد و راه را برای کنترل قیمت کنسانتره، گندله و آهن اسفنجی هموار ساخت.
یک اقتصاددان با بیان اینکه افزایش قیمت کنسانتره و گندله از اسفند ماه تاکنون دو برابر شدهاست گفت: صادرات سنگ آهن یک نوع خامفروشی است و متاسفانه ما شاهد هستیم که در برابر تولیدکنندگان فولاد، مافیایی به نام صادرات سنگ آهن که یک خانم در رأس آن قرار دارد این ماده را از معادن کردستان و دیگر معادن کشور به شکل خام صادر میکند.
دکتر بهمن آرمان که با خبرنگار «سرمایه و ثروت» سخن میگفت، افزود: زمانی در کنفرانسی به این خانم گفتم اگر شما عرق ملی دارید بیایید و سنگ آهن صادراتی به چین را تبدیل به گندله و آهن اسفنجی کنید تا برای کشور ارزش افزوده داشتهباشد، ولی متاسفانه مافیای صادرات سنگ آهن از چنان قدرتی برخوردار است که حتی اختیارات وزیر صمت برای مقابله با آن کافی نیست.
وی به محاسبه قیمت کنسانتره و گندله بر اساس درصدی از نرخ شمش اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: صادرات سنگ آهن به صورت خام منافعی برای عده ای به وجود میآورد و روی قیمت شمش تاثیر منفی دارد و آن را بالا میبرد، من بارها از وزیر صمت خواستهام که این اقدام اشتباه را متوقف کنند اما آقای مدرس خیابانی به آن توجهی نداشتهند.
این اقتصاددان، سهم عمده واحدهای معدنی از افزایش قیمت در بازار را یادآور شد و تصریح کرد: بدون شک شرکتهایی مانند گلگهر در این دام افتادهاند که سنگ آهن را به صورت خام صادر کنند و کسی هم جلودار آنها نیست در حالی که این وظیفه وزارت صمت است که جلوی صادرات سنگآهن خام را بگیرد.
دکتر آرمان گفت: نتیجه این اقدام آن است که چینیها با دریافت ماده خام از ایران در نهایت محصولات تمام شده را با قیمت بالاتر به ما میفروشند که این در اصل چوب حراج زدن به ثروت ملی است.
به گفته وی در این پروسه فولادیها مغبون اختلافات موجود هستند و دارند آسیب میبینند و دولت هم حمایتی از صنعت فولاد به عمل نمیآورد.
کارشناسان معدنی اعتقاد دارند یکی از دلایلی که اکنون با کسری کنسانتره و گندله در کشور مواجه شدهایم، کاهش میزان سرمایهگذاری بر روی بخش معدن از سوی شرکتهای معدنی و گرایش آنها به سمت تولید محصول نهایی فولاد است.
دبیرکل انجمن سنگ آهن ایران در این باره گفت: در واحدهای معدنی عموماً وضعیت ماده معدنی و موقعیتی که در آن قرار گرفته مطرح است که بیشتر در نقاط کمتر برخوردار واقع هستند و سرمایه گذار بایستی سرمایه خود را به آنجا منتقل کند.
سعید عسکرزاده که با خبرنگار «سرمایه و ثروت» سخن میگفت، افزود: میزان سرمایه مورد نیاز برای یک واحد معدنی به شدت بالاتر از آن چیزی است که در بحث بهرهبرداری مشاهده میشود چرا که یک واحد معدنی تا تبدیل شدن به معدن هزینههای قابل توجهی را پشت سر میگذارد.
وی با بیان اینکه فرآیند پیجویی و اکتشاف هزینههای پرریسکی دارد و این مخارج ممکن است در ۱۰ محدوده زمین شناسی اتفاق بیفتد، تصریح کرد: در محدودههای مختلف ممکن است تنها در یک مورد ذخیره مطلوب وجود داشتهباشد که الزاماً به آن هم معدن نمیتوان گفت، لذا پس از آنکه ذخیره معلوم شد باید دید که آیا با تکنولوژی های موجود استخراج و معدن کاری و با توجه به توپوگرافی منطقه، حجم، شکل و محل قرارگیری ذخیره، قابلیت برداشت وجود دارد یا خیر و تازه بعد از اینکه پاسخ همه این سوالات مثبت بود میتوان به تبدیل شدن ذخیره به معدن امیدوار بود.
عسکرزاده با بیان اینکه پس از مرحله بهرهبرداری هم، برداشت بلافاصله ماده معدنی متصور نیست، اظهار داشت: در موارد بسیار، ذخیرهها، راحت الوصول نیستند و عیار پایین دارند بنابراین نیاز به عیارسازی و فرآوری دارند تا سنگ معدن ارزش حمل کردن داشتهباشد. لذا در مییابیم که سرمایهگذاری در معدن امر متفاوتی است و جالب آنکه از کل مراحل کاشت، داشت و برداشت دوستان تنها به معادنی که به مرحله برداشت رسیدهاند استناد میکنند و میگویند: فلان معدن در بورس اینقدر بازدهی و سود دارد.
وی گفت: بحث ما در توسعه معادن این است که چه باید کرد تا سرمایه گذار به سمت معادنی که بکر هستند و کاری روی آنها انجام نشده، سوق دادهشوند.همان طور که میدانید معادن مانند صنایع نیستند که در یک شهرک صنعتی با همه امکانات بتوان آنها را احداث کرد و حتی به تغییر محل نیز اندیشید. معدن در دور افتاده ترین نقاط کشور است و بایستی برای آن تمام زیربناها از آب، برق، راه و اسکان تا موضوعاتی مانند اکتشاف و استخراج را دید و برای همین است که میگویند معدن مهمترین وسیله برای توسعه محلی است و با خود آبادانی میآورد.
دبیرکل انجمن سنگ آهن ایران در پاسخ به اینکه چگونه میتوان در این عرصه جذابیت ایجاد کرد؟ یادآور شد: معدن فعلا جذابیتی برای بخش سرمایهگذاری ندارد آن چیزی که سرمایهگذارها به دنبال آن هستند این است که معدن آمادهای که همه گرفتاریهایش مرتفع شده در اختیارشان قرار بگیرد.
عسکرزاده تصریح کرد: معدنی که به صورت اصولی قرار باشد از پیجویی و اکتشاف کار آن آغاز گردد نمیتواند جذاب باشد چرا که ریسک بالایی برای سرمایهگذاری دارد و بایستی بروکراسی پیچیده اداری را پشت سر بگذارد.
وی در این باره توضیح داد: وقتی صحبت از ریسک میکنیم منظورمان آن است که بخش اکتشاف اولیه از سوی دولت به عمل نیامده، ضمن اینکه موفقیت در کار قابل پیشبینی نیست از نظر بروکراسی هم مسائلی مانند محیطزیست، منابع طبیعی و معارضین محلی وجود دارد و قوانینی که از طرف متولیان بخش معدن مانند پایین نگه داشتن قیمت فروش، سهمیهبندی و الزام معدندار که باید با چه کسی معامله کند اعمال میشود عمدتاً با تجارت و فعالیت اقتصادی سازگار نیست.