گذار از مدیریت دستوری

ابراهیم رئیسی بعد از تقریبا یک سال تاخیر، بالاخره لایحه برنامه هفتم توسعه را  به مجلس برد. برنامه ای که همچنان وعده های ساخت مسکن، رفع فقر، ارتقای سفره های مردم، ایجاد اشتغال و … در آن سوسو می زند.

وی در جریان ارائه این برنامه اظهار داشته، یک میلیون مسکن در سال نیاز واقعی کشور است که مصوب و وعده دولت نیز هست، اما اینکه چرا تحقق نیافته، پاسخ وی شنیدنی است: … کسانی که در دوره های گذشته باید سالی یک میلیون مسکن می ساختند، نساختند و باید پاسخگو باشند که چرا ۲۰۰، ۳۰۰ هزار مسکن در سال ساخته اند؟
تشخیص اینکه این سوال را از خود و کابینه سیزدهم پرسیده یا دولت های قبل، کار سختی است ولی این ادبیات که معمولا در آن ربطی بین پرسش و پاسخ وجودنداشته و عبارت های نامفهوم مخاطب را به سردرگمی می کشاند، آشنا و تکراری است!

رئیسی البته مدعی شده، دولت از تجربه های ناموفق برنامه های قبلی درس گرفته و بعضی از نکات جنجال برانگیز پیش نویس این برنامه هم از لایحه حذف شده است، لذا تاکید کرد: در این برنامه پیش بینی شده است که اقتصاد ایران سالانه هشت درصد رشد کند و هر سال یک میلیون نفر به شمار شاغلان اضافه گردد! او همچنین قول داد تا پایان برنامه هفتم، درصد جمعیت زیر خط فقر به صفر برسد! وعده ای که اگر مانند ساخت یک میلیون مسکن در سال از آغاز دوره ریاست جمهوری او باشد، نمی توان چندان به اجرای آن خوش بین بود چرا که احداث مسکن نه تنها عملا تحقق نیافت بلکه با عدم پذیرش نقص برنامه های عمرانی، علت وجودی نقطه ضعف های دولت سیزدهم همچنان به زمین دولت های پیشین پاس داده می شود و این در حالی است که وی بارها در مناظره های پیش از انتخابات با علم بر – به قول خود- ناتوانی و حتی فساد موجود در دستگاه دولت های سابق وعده اکید برای رفع معضلات اجتماعی و اقتصادی را داده بود. کما اینکه با تکیه بر اطلاعات قضایی پست پیشین خود و همچنین برخی از مردان کابینه سیزدهم، قول به رفع مفاسد اداری، اقتصادی و اجتماعی را بر تریبون انتخابات کوبیده بود.

با این حال بعد از گذشت دوسال از عمر دولت، نه تنها تغییر مثبتی در عرصه مشکلات اجتماعی و اقتصادی دیده نشد بلکه نرخ تورم رکوردهای بی سابقه ای را به ثبت رسانده است تا جایی که بنا بر یکی از همان پاسخ های رئیسی در دوره نامزدی ریاست جمهوری، سفره خانوارها را فاقد هزینه کرد چرا که درآمدی نیست تا خرج سفره شود و خط فقر با له کردن طبقات پایین و متوسط جامعه، هم اکنون مشغول دورچین کردن سفره قشر متمکن جامعه نیز شده است.

اینجاست که دور باطل سیاستگذاری های نافرجام از سوی مجلس و یا طرح ها و لایحه های نامعقول دولت ها، اساس زندگی مردم را دستخوش ناهنجاری هایی کرده که به صورت انواع خشونت های فردی، خانوادگی و اجتماعی تبلور یافته است.

انسداد در حوزه دستگاه اجرا، قانونگذاری و … کشور و عدم حضور شایسته سالاری طی ادوار گذشته تاکنون، پوسته ترک خورده ای از قوا را به منصه ظهور رسانده که با دست و پا زدن بیشتر، شاکله مضحکی از تلاش برای صرفا حفظ مقبولیت ، جلوی چشم شهروندان به نمایش گذاشته است.

سوانح بی شمارجاده ای، ریزش کوه، رانش زمین، سیل و خشکسالی، فرار مغزها، اعتراض هاو  مطالب ها ، فقر و به تبع آن افزایش آسیب های اجتماعی که به پشت درب خانه ها رسیده و جوانانی که در گرداب آن می لولند و … همه و همه طی دوره های مدیریتی دولت های گذشته تاکنون فقط موضوعی برای شعارهای انتخاباتی بوده و بس و همه این ها در حالی است که معضل زیست محیطی ناشی از تخریب زیست بوم های گیاهی و جانوری زنگ خطر نابودی محیط طبیعی و لاجرم جامعه را مدت هاست به صدا درآورده دریغ از آنکه گوشه ای از  برنامه های توسعه را به خود اختصاص داده باشد.

از این رو بایستی به مردان یقه سفید گوشزد کرد، دوره مدیریت دستوری مدت هاست به پایان رسیده بخصوص در عصر ظهور هوش مصنوعی و جریان آزاد اطلاعات. بنابراین اگر پتانسیل برنامه نویسی مدیریتی متناسب با نیاز نسل جدید را در خود نمی بینند، حداقل از مشاوران شایسته در این زمینه استفاده کنند. فقط کافیست درهای نهادهای تصمیم گیری برای ورود مغزهای جوان  فارغ از دسته بندی های سیاسی و جناحی گشوده و به سرمایه های انسانی کشور اجازه طرح ایده داده شود..

امتیاز دهید

مقالات مرتبط