«ولادیمیر پوتین» رییس جمهور روسیه سالهاست که خود را به برند اصلی جریان حکمرانی در کشورش تبدیل کرده است. به نحوی که بسیاری از افکار عمومی جهان، نام وی را معادل با کلیت کشور روسیه در نظر میگیرند. پوتین طی سالهای متمادی حضور خود در قدرت، شبکهای در هم تنیده از متحدان و دوستانش ایجاد کرده و سعی داشته تا جای ممکن تسلط خود را بر روسیه افزایش داده و تقویت کند.
با این حال، این رویکرد پوتین در نظام حکمرانی، با جنگ اوکراین، شرایط تازه و قابل تاملی را ایجاد کرد. چرا که تحلیلهای ابتدایی کرملین مبنی بر فتح چند روزه اوکراین و رسیدن به کیف محقق نشد و روسها عملا وارد نوعی جنگ فرسایشی و البته نیابتی با قدرتهای غربی و ناتو شدند. دامنه و شدت تقابلات میان مسکو و جهان غرب به نحو قابل توجهی افزایش یافت و شخص پوتین در سیاست داخلی با چالشهایی مواجه شد.
پوتین که بسیاری وی را «مرد آهنین» حکمرانی خطاب میکردند، در رابطه با الیگارشهای ثروتمند روسی، افکار عمومی این کشور و نخبگان سیاسی ونظامی، چالشها و مخالفتهای تازهای را تجربه کرد که آخرین مورد، شوک جدی شورش گروه «واگنر» تحت رهبری «یوگنی پریگوژین» الیگارش ثروتمند روسی و از نزدیکان سابق پوتین بود.
دکتر حشمتالله فلاحتپیشه، استاد دانشگاه و رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتوگو با «سرمایه و ثروت» به بررسی شورش گروه «واگنر» و تأثیر آن بر تحولات آینده روسیه پرداخته است:
* شورش گروه «واگنر» با روسیه چه کرد؟
– «یوگنی پریگوژین» رهبر واگنر اگرچه در این ماجرا مصونیت گرفت و کنار رفت ولی موجب شد تا زخم عمیقی در روسیه سر باز کند که حداقل نتیجه آن در چالش پوتین با اوکراین میتواند تکرار تحولاتی شبیه سال ۱۹۱۷ میلادی باشد. یعنی رییس جمهور روسیه بدون آن که به اهدافش در جنگ برسد از آن خارج شود.
لذا از این پس، تلاش مسکو، دادن پاسخ مثبت به پیشنهادهای صلح و سازش خواهد بود. در غرب هم متوجه شدند که کلید هستهای روسیه که از پوتین یک هیولای خطرناک ساخته بود میتواند در اختیار هیولاهای ترسناک دیگری قرار بگیرد که دنیا را با قمار نامعلوم مواجه سازند. با این حال امریکا و اروپا هنوز معتقدند تا زمانی که پوتین از جاهطلبی ابرقدرتی خود عدول نکند باید همچنان تحت فشار باشد که این موضوع یک اشتباه محاسباتی است.
* فضای داخلی روسیه چه تحولاتی را شاهد خواهد بود؟
– باید توجه داشت قدرتهایی که پشتوانه مردمی پایدار ندارند و با دستکاری صندوقهای رای، نتیجه انتخابات و قانون اساسی، برای حفظ صندلی خود تلاش میکنند بخش پنهان حکمرانیشان بسیار مخوفتر است که گروه واگنر نمونهای از آن میباشد. البته مثال دیگر حامیان مالی پوتین هستند که با رانت و انحصارات اقتصادی به قدرت رسیدند و اکنون با رییس جمهور روسیه دچار چالش شدهاند. براین اساس باید گفت معنای شورش اخیر این است که مسکو نمیتواند برنده جنگ اوکراین باشد چرا که در آن رخنه ایجاد شده است. به عبارت دیگر، فساد و انحراف پوتین در شعارهای ملیگرایانه بیرون زده و این مساله موجب شده تا قدرت، اقتدار و جاهطلبی رییس جمهور روسیه تنزل یابد و عزم ملی برای ادامه جنگ متزلزل شود.
* نکته جالب در شورش اخیر مواضع برخی از ایرانیان است که گفتند، همان طور که سوریه را در جنگ نجات دادیم، میتوانیم روسیه را هم از بحران خارج کنیم، واقعا تا کی باید منافع ایران را قربانی دیگران کرد؟
– منافع ملی ما با این طرز تفکرات کم تاوان نداده است. ادعاهایی نظیر زمستان سخت اروپا، مدیریت کشور بدون نیاز به اقتصاد بینالملل و تقدس تحریم که باعث شد خیلیها از این بابت به نان و نوا برسند اما ثروت ملی را به تاراج ببرند. نکته دیگر این که ما برای نجات سوریه در قبال همین روسیه تاوان دادیم و آن حضور هواپیماهای روسی در آسمان ایران بود. آن زمان من در مجلس، اخطار قانون اساسی دادم و گفتم به روسیهای که گرفتار نوسانات سیاسی است نباید این اجازه داده میشد. امروز همگان شاهد این مساله در ماجرای شورش گروه «واگنر» بودند. بد نیست بدانید روسیه در دهه ۱۹۹۰ به عرصه جاسوسانی تبدیل شده بود که اسرار امنیتی را به غرب میفروختند، اگر مسکو در جریان اخیر دچار آشوب شده بود امکان داشت اسناد مربوط به آسمان ایران هم به غربیها داده شود.
* در واقع باید راهبرد داشت که این دوستان از آن بهرهای نبردهاند؟
– چین و امریکا، کشورهایی هستند که تیر را شلیک میکنند ولی تفنگشان را پنهان میسازند و ادعا دارند که در امور دیگران مداخله را روا نمیدارند ولی در ایران با این که عدهای توان دخالت در خارج را ندارند ولی ادعاهایشان ملیگرایان کشورهای دیگر مانند عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و… را علیه جمهوری اسلامی تحریک میکند. خاطرتان هست همین چند وقت پیش در بازی امیدهای ایران و عراق، تماشاگران آن کشور در استادیوم فوتبال چه شعارهایی علیه کشورمان دادند، یعنی در دنیای امروز ضعیفترین ملتها هم وقتی ببینند کشوری ادعای دخالت در امور آنان را دارد برآشفته میشوند، لذا نباید اجازه داد این تحریک هم به روسیه کشیده شود. ضمن این که منافع کشور را نمیبایست با قدرتهای جاهطلب دنیا پیوند داد.
* عبدالله خلیلی