سلسله مباحث آسیب شناسی اجتماعی ایران . . .

باب پنجم : وقتی منافع ملی قربانی فوبیاهای اجتماعی می‌شود . . . . .
ربوده و گروگان شدن تعدادی از فرزندان محافظ مرزهای کشور به دست عوامل شرور و تروریست بیگانه تلنگری زد برتب داغ عده‌ای که همواره منافع ملی اولویت آخرآنها در انتخاب‌های اجتماعی‌شان است. افرادی که با بی اعتنایی نسبت به شرایط نامطلوب معیشت هموطنان خود، تعمدا ویا با عدم آگاهی نسبت به عملکرد کفه‌های عرضه و تقاضا دراقتصاد، آثار مخربی را ارمغان زندگی ایرانیان کردند.
بی تردید تلاطم اقتصادی ماه‌های اخیرکشورعلاوه برتاثیرسوء برمعیشت عمومی موجب تلخ‌‌کامی بزرگ فرهنگی‌مان شد چرا که زیاده طلبی و احتکار حداقل بین اقشاری ازجامعه واقعیتی باورنکردنی بود که به شکل یک بیماری خود ایمنی سیستم اعصاب مرکزی پیکره اقتصادی کشور را هدف گرفت.
این مساله تا آنجا پیش‌رفت که نوعی ستیزعلیه منافع جمعی به شکل ویران کننده به منصه ظهوررسید آنچنان که گمانه زنی در بروز احتمالی قحطی و کمبود کالا بخصوص مایحتاج عمومی به شدت جامعه را فراگرفت.
البته پرواضح است شایعات فضای مجازی که از سوی برخی مصلحت اندیشان معلوم‌الحال نیز دامن‌زده می‌شد، زمینه چنین ناهنجاری‌هایی را ایجاد ‌کرد با این حال نوعی فوبیای اجتماعی ازعدم وجود احتمالی هرچیزدرآینده‌ای نزدیک، خریدهای بیش ازحدنیاز وانباشت هر گونه کالا را به دنبال آورد که در این میان عملکرد غلط برخی از فروشگاه‌‌های بزرگ در جمع‌آوری کالاهای اساسی و خانگی و احتکار آنها در انبارها، بستر مضاعفی شد برای رفتارهای وحشت‌زده عموم جامعه و تلاش برای خرید هرچیزی که ممکن بود.
بگذریم از آنکه حتی برخی از خودروسازان بزرگ و تولید کنندگان محصولات خانگی نیز در چنین گیرودار اقتصادی با محدود کردن سایت‌های فروش و برانگیختن وسوسه پیش خرید اینترنتی بین اقشار جامعه، سوداگرانه محصولات بدون کیفیت و تلمبارشده در انبارهای خود را حتی برای آینده نامعلوم با افزایش قیمتی غیرواقعی به فروش رسانده تا آخرین رمق اقتصادی خانوارها را نیز از سفره کوچکشان خارج کنند.
نتیجه چنین فرایندی که ابتدا دراقلام غیر ضروری سکه وارز شکل گرفته بود این شد که حتی کالاهای نه چندان با اهمیتی چون رب گوجه نایاب شد وترس عمومی از عدم دستیابی به اقلام مورد نیاز، زمینه سودجویی برخی فروشندگان فرصت طلب خرده‌پا و محلی را نیز فراهم‌کرد به طوری که اقدام به عرضه محصولات ضروری بازار به قیمت چندین برابربهای واقعی آن نمودند.
دراین میان خروج غیر دیپلماتیک آمریکا از برجام وتشدید تهدیدها وتحریم‌‌های غیراخلاقی این کشور علیه ایران، حس نگرانی از افزایش قیمت و ولع عمومی درخریدن را افزایش داد به طوری که فضای ملتهب اقتصاد توان مقاومت در برابر رشد صعودی قیمت‌ها را از دست داد.
بدین ترتیب در شرایطی که هر فرد حقیقی ویا حقوقی در صدد مقصر قلمداد کردن دیگری بود فشارهای داخلی و خارجی تنها قلب اقتصاد خانوارهای طبقات متوسط و ضعیف جامعه را نشانه گرفت به گونه‌ای که تعیین خط فقر زیر۵ میلیون تومانی، بی رحمانه حقوق بگیران دولت را نیز با خود به قعر اقتصاد کشاند تا با مخدوش کردن کرامت انسانی این قشر، آنها را مستحق دریافت بسته‌های حمایتی کند.
گرچه عملکرد نامناسب خریداران و احتکار کنندگان ارز و سکه بیش از همه زیر ذره بین انتقادگران اقتصادی بوده ولی گستره این پدیده شوم در همه عرصه‌های اقتصادی حتی لوازم مورد نیاز کودکان موجب شد برخی وجدان‌های تقریبا بیدار مقایسه زودگذری بین رفتارهای جمعی ما با ملت‌های دیگر کشورهای جهان بخصوص ترکیه درشرایط مشابه انجام داده، تمام گلایه‌های اجتماعی زمان خود را در طرح یک سوال خلاصه کنند: چرا ملت ما در شرایط گرانی بیشتر خرید می کند؟
به راستی چرا این اتفاق می افتد؟ چرامردم ما درست مثل آدمی که کف کشتی‌ای را سوراخ می‌کرد که خودنیز سرنشین آن بود، دامنه بحران اقتصادی را آنقدر فراگیر می کند که اکثر تولیدکنندگان خرد دچار ورشکستگی شده به آمار بیکاران جامعه افزوده شود در حالیکه بیکاران جامعه فرزندان همین ملتند.
شاید یکی از پاسخ‌‌ها به این پرسش در تاریخ اجتماعی کشورنهفته باشد. در جایی که تاخت وتازهای بی رحمانه و متعدد بیگانگان در کنارحکومت‌های قومی و قبیله‌ای ـ که درآن حاکمان ملی یا محلی برای تصاحب قدرت ومنافع حتی به مال و جان وناموس صدرالعظم‌های خود رحم نمی کردند ـ شرایط زیست و معیشت مردم را برهم می زد، این حس اجتماعی درونی شد که هر فرد باید مراقب دارایی‌های مادی و معنوی خودش باشد، این باور طی حوادث جنگ‌های جهانی که ملت بدون حمایت‌ از سوی دولتمردان سپر حضور نظامی متفقین درکشور شده گرسنگی و قحطی شدیدی را تحمل کرد، به شکل یک فوبیای اجتماعی درآمد تا همواره سایه ترس از ناملایمات اقتصادی و سیاسی آنها را به سوی انباشت مایحتاج عمومی کشانده نوعی خود ایمنی غیر عقلانی را بوجودآورد.
ملتی که در طول تاریخ اعتماد به “دیگری”را از دست داده، نه تنها مستحق سرزنش بلکه نیازمند ارائه راهکارهای علمی است تا بتواند برای گذار از بحران‌های اقتصادی اعتماد به عقل جمعی را تجربه کند. تنها دراین صورت است که شهروندان هرجامعه حاضر به چشم پوشی از منافع فردی برای حفظ منافع ملی خواهند بود.

امتیاز دهید

مقالات مرتبط