واژگون شدن اتوبوس دانشجویان دانشگاه علوم وتحقیقات بابرجاگذاشتن دهها کشته و مصدوم، آخرین قسمت سریال حوادث دانشآموزی ودانشجویی کشورنخواهد ود تا زمانی که مسئولیت پذیری بین مسئولان نهادها وارگانهای اجتماعی امری درونی ومحترم شمرده شود.
هربارکه واژگونی اتوبوسی یا آتش سوزی مدرسهای خبرسازمیشود کتابچه خاطرات تلخ ملت ازاین داستان بیپایان نیزگشوده میشود. هنوزازیادها نرفته، سقوط اتوبوس حامل دانشجویان شریف درآخرین روزهای سال ۱۳۷۶هنگام بازگشت ازبیست ودومین دوره مسابقات ریاضی دانشگاه شهید چمران اهواز، اتوبوسی که نهتنها خانوادههایی را داغدارکرد بلکه ۷ تن از نخبگان ریاضی کشورراکه هریک وزنه مطرحی درالمپیادهای ریاضی جهان بودهاند، به همراه دوعضو هیات علمی با خود به قعردردناک سرمایهسوزی تاریخی کشورفروبرد کما اینکه تنها یکی از بازماندگان همین حادثه تاسفباریعنی مرحوم مریم میرزاخانی، سالها بعد توانست به عنوان اولین زن واولین ایرانی برندهٔ مدال فیدلز، افتخارجهانی برای کشورکسب کند.
همین اواخر، واژگونی اتوبوس دانش آموزان دخترمینابی به همراه دو سرپرست خوددر حوالی داراب که برای شرکت دراردوی فرزانگان عازم شیرازبودند با بیش از۱۰ جان باخته وتعداد زیادی مجروح، تنها مسئولان را وادار به شرکت درمراسم ترحیم و تسلیت گویی به خانواده هایی کرد که عمر خودرا صرف پرورش این استعدادهای بالقوه کردند در حالی که هرکدام می توانستند یک سرمایه علمی مطرح درسطح جهان باشند.
درحوادث جادهای بی مسئولیتی ها به راحتی گردن فرسودگی ناوگان حمل و نقل، خطاهای انسانی ویا مسیرهای حادثه خیزگذاشته میشود اما دربخشی ازاین کتابچه سوزناک حوادث، شعله های بیرحم آتش است وجانهای نحیف دانشآموزانی که هنوزغنچههای نوشکفتهای هستند با آینده طولانی درپیشرو.
شاید دلخراشترین آنها حادثه آتشسوزی اخیرمدرسه دخترانه اسوه حسنه در زاهدان باشد که ۴ کودک در شعلههای اهمالکاری و بی مسئولیتی منصب پرستان نالایق زنده زنده سوختند درحالیکه علیرغم گذشت تقریبا ۲۰ سال هنوزچشم های معصوم دختران جانباختۀ آتشسوزی مدرسه سودۀ رشت درگردی صورتهای کودکانه محصورمقنعههای سفیدبرفرازقبرهای بزرگشان در گورستان شهر، ازرهگذران سراغ آینده ازدسترفتهشان را می گیرد.
ویاحسرتهای زنانه دختران نیمه سوخته شینآبادی را کدام مسئولی قادربه جبران است وقتی هنوزحتی به وعدههای رسانهای درمانشان عمل نکردهاند واین در حالیست که پس از گذشت تقریبا ۶ سال از آن حادثه آتشین این دختران در آستانه بهترین سنین جوانی و زندگی، با پیامدهای جسمی و روحی سوختگی شدید خود به تنهایی دست و پنجه نرم می کنند.
معمولا وقتی صحبت از حوادث طبیعی میشود، مدیران و مسئولان با بالا انداختن شانهها و غیرمترقبه خواندن پدیده مذکور، صحبت از بایدها و نبایدهایی میکنند که یا بستر پیشگیریاش مربوط به مدیریت قبل ازآنهابودهاست ویا آنقدردستنایافتنی است که عدم تحققشان آنهارادرمقام پاسخگویی قرارنمیدهد واین در حالی است که واژگونی اتوبوسها و آتشسوزی مدارس که به همراه خود داغدارشدن تعداد بیشماری از پدران و مادران دلسوخته را به همراه داشته، بخش عظیمی از سرمایههای انسانی کشوررا مکرربر باد میدهد، در دستگاه پدیده شناسی جزء حوادث طبیعی قرارنمی گیرد کما اینکه امروزه پیشرفت تکنولوژی حتی کنترل و پیشبینی بلایای طبیعی را نیزتا حدودی امکانپذیر کردهاست.
بدون شک حوادث فوق ناشی ازعدم توان مدیریتی مسئولانی است که به طمع پشت میزنشینی و فخرفروشی از چنین پستهای پرطمطراق و حتی پردرآمد، هرگز حس مسئولیت اجتماعی و نقش پذیری را سرلوحه وظایف اجتماعی خودقرار نمیدهند که اگر غیراین بود؛ یا پرونده چنین حوادث اسفناکی تاکنون بسته شده بود و یا شاهد استعفای مدیرانی میشدیم که به نوعی درگیر حوادث مذکور بودهاند.
کما اینکه درحادثه واژگونی اتوبوس دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات، ریاست دانشکده با اشاره به انتصاب ۴،۳ ماهه خود به این منصب، کاملا اعلام برائت ازهرگونه مسئولیت و تقصیری نموددر حالی که هنوزبا خروج هر دانشآموز و یا دانشجو از منزل ویا خوابگاه، دل خانوادهها بر سردر مدارس و دانشگاهها لرزان خواهد ماند تا آیا فرزندشان به سلامت برخواهد گشت یا نه؟
وقت آن است بدون رودربایستی از منصب نشینان پرسیده شود، چند بخاری نفتی دیگر باید کلاس درسی را آخرین خاطره چشمهای معصوم کودکان این مرز و بوم کند تا جرات خرج کردن بودجههای اصلاح سیستمهای گرمایشی مدارس را پیداکنند ویا واژگونی اتوبوسهای دانشجویی و دانشآموزی چندین مغز نابغه کشور را دراوج جوانی وسرزندگی باید راهی گورهای سرد وتاریک کرده، کشور را از سرمایههای دستپرورده خود محروم کند تا از پشت میزهای ریاست پا به واقعیتهای حوزه مدیریتی گذاشته صدای مطالبات را درنوای زنده ها بشنود.
روایت تلخ و دنبالهدارمرگ ومیر دانشآموزان و معلمانشان ویا دانشجویان به همراه اساتیدشان چند بار دیگرنشتری بر زخمهای سینه وطن باید بزند تا نقشهای اجتماعی را جدی گرفته، توزیع مدیریتها براساس شایستگیهای علمی و نقشپذیری اجتماعی صورت گیرد؟