• خون خاشقچی مانند خون فاطمی، پورشیرازی وگلسرخی که دامنگیر شاه ایران شد، گریبان بنسلمان را خواهدگرفت.
جمال خاشقچی روزنامه نگارسعودی ساکن امریکا وستوننویس واشنگتن پست ۱۱ مهر برای انجام اموراداری مربوط به ازدواج خود به کنسولگری عربستان دراستانبول مراجعه کرد اما خروج وی از ساختمان کنسولگری دیده یا ثبت نشد، سه روز بعد خبرگزاری رویترز به نقل از مقامات مسئول ترکیه گزارش داد که خاشقچی کشته شدهاست.
خاشقچی تا دوسال قبل روابط نزدیکی با هیات حاکمه سعودی داشت که از مهمترین این ارتباطات میتوان به سِمَت مشاوره برای ترکی فیصل رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان و دوستی نزدیک با شاهزاده ولید بن طلال میلیاردرسعودی اشارهکرد، پس به نوعی او اسرار سیستم حاکمیت عربستان را در سینه داشت او جعبه سیاه رژیم آل سعود بود که برای راهبردهای امنیتی عربستان تهدید جدی محسوب میشد وبن سلمان از ناحیه او احساس خطر میکرد به ویژه آنکه به تدریج به اخوانیها هم نزدیک میشد ومخالف دیکتاتوری و قتلهای محمدبنسلمان بود.
حال که قتل خاشقچی تایید شدهاست کشورهای هم پیمان مجبورخواهندشد دراین زمینه موضعگیری کنند. مهمترین موضعی که تاکنون ازامریکا مشاهده شده سخن ترامپ است که گفته اگر ثابت شود خاشقچی درکنسولگری کشته شدهاست ما اجازه نخواهیمداد پرونده بنسلمان به شورای امنیت برود وعلیه او حکمی صادرشود واگرچنین موردی صورت گیرد امریکا آن را وتو خواهدکرد.
کشورهای نزدیک به عربستان هم منافع خود را در اولویت قرار میدهند و برآیند موضع آنها این است که با عربستان قطع رابطه نکنند چرا که منافعی درارتباط با ریاض دارند و نمیتوانند سرمایهگذاریهای عربستان را در پایتختهایشان نادیده بگیرد.
اروپا هم به نوعی همین موضع را دارد که در نهایت فقط بنسلمان را محکوم میکند. البته اگر تاریخ مصرف بنسلمان به پایان برسد دو گزینه روی میز قراردارد: محمدبن نایف ولیعهد پیشین عربستان که امریکا روی او نظردارد واحمدبنعبدالعزیز برادرملکسلمان که اکنون در لندن است.
گفته میشود CIA از موضوع مطلع بودهاست اما نسبت به آن واکنش نشان ندادهاست تا ازاین پرونده برای خود فرصت بسازد، همچنان که دولت امریکا هنوز بخش اعظم گزارش مربوط به حادثه ۱۱ سپتامبر را منتشر نکرده و هروقت میخواهد امتیازی از سعودیها بگیرد ذرهای از آن رامنتشر میکند.
درتاریخ معاصر ایران نیزروزنامهنگارانی چون محمدمسعود، سید حسین فاطمی، کریم پورشیرازی و خسرو گلسرخی چه با ترور و چه با حکم اعدام جان باختهاند.
البته در تمام سالهای حکومت شاه، متهم اصلی قتل مسعود دربار و شخص اشرف بود تا این که بعد از انقلاب، احسان طبری تئوریسین حزب توده فاش کرد که مسعود را سروان عباسی به دستورخسرو روزبه ترورکردهاست روزبه هم بعدها اینگونه توجیه کرد که میدانسته قتل صددرصد به حساب دربار تمام خواهدشد.
در آن دوران رسانهها مانند امروز گسترده نبودند وافکار عمومی از پشت پرده مسایل آگاه نمیشدند اما خون روزنامه نگاران مقتولی چون فاطمی، پورشیرازی و گلسرخی بالاخره دامنگیر حکومت شاه شد.