داستان پنهان‌کاری ثروت‌آفرینان در ایران

مسعود دانشمند در گفت‌وگو با «سرمایه و ثروت» مطرح کرد:
* هر کس ثروتی دارد و مالیات خود را پرداخت کرده باشد، دارایی او مباح و حلال است.
* سریال‌های تلویزیونی وقتی می‌خواهند آدم بد نشان دهند، پولدار است و ماشین خوب و لباس شیک دارد.
* تفکیک رانت‌خوار و تولیدکننده ثروت از هم، کار آسانی نیست بنابراین ثروت‌آفرینان بعضا با آقازاده‌ها و زد و بندکنندگان اشتباه گرفته می‌شوند.

آیین‌نامه حمایت و رتبه‌بندی کارآفرینان بزرگ کشور با هدف الگوسازی از این ثروت‌آفرینان تدوین شد.
بخش تحقیق و پژوهش مجمع کارآفرینان ایران حدود ۲ سال روی این آیین‌نامه کار کرده و برای دریافت نظرات تکمیلی چند بار آن را به وزارتخانه‌های صمت و تعاون ارسال کرده است. در این آیین‌نامه مشوق‌هایی نظیر دیدار با رییس جمهور، وزرا و رییس کل بانک مرکزی، تخصیص خط اعتباری ویژه بانکی، دریافت تسهیلات از صندوق ذخیره ارزی، استفاده از خط سبز گمرکی و… برای کارآفرینان بزرگ پیش‌بینی شده است.
همچنین مکاتباتی با شوراهای اسلامی شهرها برای کمک به فرهنگ کار و کارآفرینی صورت گرفته تا با ساخت نماد و تندیس کارآفرینان،‌ درج نام آنها در میادین، بلوارها، راه‌های اصلی اتوبان‌ها و غیره به تقویت این فرهنگ پرداخت.
مجمع کارآفرینان ایران تاکید دارد: کارآفرینانی در کشور داریم که همه پول و سرمایه خود را در مسیر تولید آورده و خرج کرده‌اند. یکی از این کارآفرینان در عرصه محصولات لبنی است که ۱۷ هزار پرسنل دارد و با احتساب متوسط بُعد چهار نفر خانوار در ایران می‌توان گفت حدود ۶۸ هزار نفر را تحت پوشش دارد.
در حال حاضر در کشورهایی نظیر ژاپن، آلمان، ترکیه و کره جنوبی سرمایه‌گذاری اصلی‌شان روی کارآفرینان بزرگ بخش خصوصی بوده و اقتصاد کشور در اختیار آنها قرار دارد به طوری که این افراد نیز به ایجاد شرکت‌های بزرگ خانوادگی اقدام کرده و امروز برخی از آنها حدود ۵۰۰ هزار پرسنل دارند.
در ادوار گذشته و حتی دوره کنونی تحریم‌ها شاهد بوده و هستیم که پیشران‌های اقتصادی توانسته‌اند ارز وارد کشور کنند، کاری که از صنایع و بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط بر نیامده است.
«سرمایه و ثروت» درباره جریان گفتمان‌سازی کارآفرینی و نداشتن حوزه تخصصی در موضوع ثروت‌آفرینی در کشور با مسعود دانشمند، فعال اقتصادی گفت‌وگویی انجام داده است که در ادامه می‌آید:
* چرا کارآفرینان بزرگ و صاحبان ثروت با بدنه جامعه ارتباط ندارند و تجربیات آنها به نسل جوان انتقال نمی‌یابد؟
– قبل از انقلاب این گونه افراد باشگاه داشتند، دور هم جمع می‌شدند و حتی دانشکده مدیریت را به عنوان «هاروارد» تاسیس کردند، این روند بعد از انقلاب متوقف شد چون بخش عمده‌ای از فضای کسب و کار به سمت دولتی شدن رفت و بخش خصوصی علاقه‌ای به مطرح شدن نداشت. در واقع شفافیت جوامع و حمایت از صاحبان سرمایه و کارآفرینان موجب می‌شود تا آنها خود را بروز و ظهور دهند وقتی قوانین از آنها حمایت نکند آنها هم خود را مخفی می‌سازند.
* در این زمینه چه باید کرد؟
– باید فرهنگ‌سازی کنیم تا ثروت‌آفرینی به عنوان کار خوب معرفی شود. در شرایط فعلی مردم به کسی که اتومبیل شیک سوار شده با خشم و غضب می‌نگرند، این گونه افراد دو تیپ هستند یا رانت‌خوارند یا تولیدکننده ثروت؛ تفکیک این دو هم از هم کار ساده‌ای نیست در نتیجه این تصور به وجود می‌آید که هر کس اتومبیل شیک سوار می‌شود یا اهل زد و بند است یا آقازاده و این حرف‌ها می‌باشد.
لذا شرایط فرهنگی بایستی به سمتی برود که ثروت و ثروت‌آفرینی امری ممدوح به شمار رود نه مذموم. حال چگونه می‌توان گفت ممدوح؛ این که هر کسی ثروتی دارد و مالیات خود را پرداخت کرده باشد دارایی او مباح و حلال است.
شما در سریال‌های تلویزیونی که به نوعی پایه فرهنگ کوچه و بازاری عامه مردم محسوب می‌گردد می‌بینید که وقتی می‌خواهند آدمِ بد نشان دهند، پولدار است و ماشین خوب و لباس شیک دارد آدم خوب‌های مجموعه‌های ما معمولا فقیر هستند، این نگاه باید عوض شود.
یا آدم‌ها بد را با اسم‌های خشایار، کوروش، داریوش و… نام می‌برند مگر رفتار آدم‌ها به اسم‌شان است. اسم را که خودمان انتخاب نکرده‌ایم پس چرا آنها را با نام‌شان محکوم می‌کنیم. از این گونه مسیرهاست که صاحب سرمایه شدن و کارآفرینی حرمت پیدا می‌کند.
* بنابراین نمی‌توان به فکر راه‌اندازی مدرسه و دانشکده ثروت‌آفرینی بود؟
– نه، برای این که صاحبان ثروت در جامعه ما دوست ندارند خود را عرضه کنند چون در معرض خطر قرار می‌گیرند. ما حتی نمی‌توانیم برای آنها رقابت ایجاد کنیم که مثلا فلانی ۵۰ ، آن یکی ۶۰ و این یکی ۷۰ پرسنل دارد که زمینه رشدشان فراهم گردد. هنوز در جامعه بحث بر سر این است که کارفرما کیست و کارآفرین چیست؟ موضوعاتی از قبیل راه‌اندازی مدرسه و دانشکده ثروت‌آفرینی در جریان فرآیند کار اتفاق می‌افتد در شرایطی که تولیدکننده‌های ما گرفتار هستند واحدشان دارد تعطیل می‌شود و کارگران آنها حقوق ندارند چگونه می‌توان به این مقوله‌ها پرداخت؟ مسایلی از این دست در شرایط عادی اقتصادی قابل طرح و گفت‌وگوست.
* اما برخی از شرکت‌های دانش بنیان مانند اسنپ، دیجی کالا و… در همین شرایط بروز و ظهور داشته‌اند.
– نه، موضوع فرق می‌کند. در شرکت‌های دانش بنیان، تفکری مطرح و سپس در پارک علم و فناوری نمونه‌سازی می‌شود، پس از آن ایده مذکور انبوه‌سازی شده و به مرحله بازاریابی می‌رسد که فرآیند طولانی است.
* نهایتا در همین پروسه طولانی علم به ثروت تبدیل می‌شود؟
– نه، با شما هم عقیده نیستم…!

امتیاز دهید

مقالات مرتبط