در حال حاضر کشور با چالشهای جدی در حوزه انرژی مواجه است که رفتارهای همکنش با بحران مالی و رکودتورمی دارند.
خشکشدن بسترهای سطحی و زیرزمینی منابع آب، گاز، محدودیتهای تأمین سوخت برای نیروگاهها و کمبود تولید برق، معضلات مصرف سوختهای فسیلی و کاهش تولید و صادرات نفت، همه و همه در کنار سوءمدیریت و عدم توان کنترل قیمتگذاری در بازار چه بخش خوراکی و مصارف خانگی و چه حوزههای طلا، مسکن و غیره، به همراه تحریم و شفاف نبودن شرایط ژئوپلیتیکی علاوه بر شهروندان، سرمایهگذاران و تولیدکنندگان خرد و کلان را با مشکلات جدی مواجه کردهاست.
چالشهای امروز، نگرانیهای دیروز در حوزه زیستمحیطی و پیامدهای آن هستند.
آنچه امروز به صورت چالش گریبانمدیران جامعه و مردم را میفشارد، طی سالها تحت عنوان نگرانیهای زیستمحیطی وپیامدهای قریبالوقوع اجتماعی_اقتصادی ناشی از آن توسط کارشناسان دلسوز و رسانهها گوشزدمیشد ولی وقعی به آن گذاشتهنشد تا این که امروز همچون ویروسی فراگیر، کل کشور را مبتلا کردهاست.
با یک برآورد سرانگشتی قابل توجه است که رشد جمعیت چه موالید داخلی و چه ورود مهاجران، اولین تاثیری که بر ساختارجامعه خواهدگذاشت، افزایش تقاضاهاست.
بنابراین افزایش مصرف برق در بخشهای خانگی، صنعتی و تجاری، با توجه به شرایط جمعیتی کشور، امرپیچیده و غیرقابل درکی نیست. اما آنچه جای سوال دارد این که چرا متناسب با این نرخ رشد جمعیت و افزایش نیازها، زیرساختهای تولید و توزیع برق و گاز توسعه نیافت و چرا سیاستهای تامین یا حداقل حفظ سفرههای آب زیرزمینی در دستورکار قرارنگرفت تا امروز چنین چالشهایی دغدغه روزانه شهروندان و عامل زیان شرکتهای بزرگ تولیدی و صنعتی باشد.
دستیابی به توسعه پایدار در گرو احداث زیرساختهایی برای صنایع فرامدرن روز است.
در دنیای امروز انرژی حرف اول تولید و توسعه اقتصادی را میزند صنایع نوظهوری همچون خودروهای برقی، هوش مصنوعی، دیتاسنترها، نیمهرساناها و زیرساختهای نسل پنجم (۵G) با رشد سریعی که دارند، به طور قابل توجهی به برق وابسته هستند و این بدین معنی است که دیگر صِرف تامین برق خانگی، دغدغه کشورهایی که به دنبال توسعه پایدار و حفظ جایگاه خود در اقتصاد جهانی هستند، نیست بلکه زیرساختهایی نیاز است تا موتور محرک صنایع فرامدرن کنونی باشد و این در حالیست که چالش بزرگ حوزه انرژی در کشور ما هنوز تامین نیاز اولیه برق حتی برای شبکههای خانگیاست.
با توجه به این واقعیتها، خاموشیهای هرچند برنامهریزی شده نیز زیانهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی را قطعاً به دنبال خواهدداشت. در بررسی انجام شده از سوی پایگاه خبری سرمایه و ثروت آنلاین، در حال حاضر قطعی برق بخشهای مختلف اقتصادی، به ویژه صنایع تولیدی و خدماتی را با زیانهای سنگینی روبروکردهاست.
به گونهای که کمبود دسترسی به برق بهویژه در صنایع بزرگ، باعث توقف برخی خطوط تولید در نتیجه کاهش ظرفیت تولید و کاهش درآمد و بهرهوری شدهاست.

طبق آمار اعلامشده، این مساله بهویژه در صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و صنایع سنگین، که نیاز مداومی به تأمین انرژی دارند، بیشترین اثر را به جا گذاشته و باعث زیانهای مالی قابل توجهی شدهاست.
خاموشیهای مکرر در صنایع حساس به دما، باعث کاهش کیفیت محصول و افزایش قیمت آن شدهاست.
همچنین در صنایعی که محصولات حساس به دما یا نیازمند تأمین مستمر انرژی هستند، مانند صنایع غذایی، دارویی، مرغداریها و کشاورزی، قطعی مداوم و مکرر برق منجر به فساد محصولات شده که علاوه بر کاهش کیفیت تولید، میزان عرضه به بازار را نیز پایین آورده، تا جایی که برخی از این اقلام، با افزایش قیمت 100 درصد به دست مصرفکنندگان میرسند.
از سوی دیگر قطعی برق علاوه بر کاهش کمی و کیفی محصول، هزینههای جانبی را بر کسبوکارها تحمیل کرده که به طور غیرمستقیم افزایش قیمت نهایی محصول را رقم زدهاست. در واقع بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی برای جلوگیری از خسارات احتمالی ناشی از خاموشیها، اقدام به خرید و نصب ژنراتورها و منابع ذخیره انرژی کرده که نگهداری و تعمیرات دورهای آنها نیاز به صرف هزینه بالایی دارد ضمن اینکه برای زمان طولانی توان تامین انرژی مورد نیاز واحد فوق را نیز نخواهندداشت.
خسارت مالی چندین میلیارد دلاری به صنایع کشور ناشی از خاموشیها.
در حال حاضر برخی گمانهزنیهای کارشناسان خسارت مالی چندین میلیارد دلاری به صنایع کشور که عموماً شامل صادرات محورترین صنایع یعنی فولاد، سیمان و پتروشیمی هستند را برآورد میکند.
این امر نه تنها نگرانی سهامداران خرد و بازار سرمایه را تشدیدمیکند بلکه درآمدهای مفروض صندوقهای بازنشستگی که از سهامداران اصلی شرکتهای فولادی و سیمانی هستند را نیز متحمل کسری بودجه میکند.
بنابراین به واسطه تسلسل وابستکی عملکرد صنایع با واحدهای خدماتی و مالی، بسار سادهاندیشانه خواهدبود که دامنه زیانهای ناشی از قطعی برق را به مصارف خانگی محدودبدانیم. اعمال سیاست خاموشی شاید آسانترین و در دسترسترین راه برای مدیریت بحران برق در شرایط اضطراری باشد اما قطعاً پرهزینهترین انتخاب خواهدبود.
برای درک پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و مالی تکرار سیاست اعمال خاموشی در کشور کافیست به این عبارت از سخنرانی رییس جمهور ژاپن فکرکنیم، «اگر برق امریکا 2 ساعت قطع شود ما در تکنولوژی از این کشور پیشی میگیریم».
سوسن پاکدل
انتهای پیام