با بازگشت به دهه ۵۰ ابتذال را بازتولید می‌کنند؛ عبور از خط قرمز با حس نوستالژی

* منتقدان «رهایم کن» تأکید دارند که این مجموعه نمایش خانگی با رقابت دو برادر بر سر یک دختر، عشق مثلثی، خیانت و البته دروغ و فساد را اشاعه می‌دهد.

* جدای از نمایش خانگی در سینما نیز برخی از کمدی‌ها به بهانه نوستالژی، بعضی از مسوولان فرهنگی را بازی داده و میلیاردی هم می‌فروشند!

بعد از انتقادهای تند و تیز رسانه‌های اصول‌گرا از سریال «رهایم کن» سازمان زیباسازی شهر تهران اعلام کرد: این مجموعه نمایش خانگی با اخذ مجوز رسمی از وزارت ارشاد اقدام به تبلیغات محیطی کرده است و این سازمان دخالتی در محتوای اکران شده ندارد. «رهایم کن» این روزها در حالی متهم به عبور از خط قرمز می‌شود که پیش از این، مجموعه‌هایی چون «نهنگ آبی»، «کرگدن»، «مانکن» و… با همین شمایل و با چاشنی خشونت، مافیا و قصه نافرجام، مخاطبان خود را گیج و گنگ رها کرده بودند و سریال‌هایی نظیر «دل»، «هم‌گناه»، «جیران» و «خسوف» روایت‌هایی از این دست ارایه می دادند حال منتقدان در رسانه‌های اصول‌گرا تأکید دارند: «رهایم کن» آشکارا با کشاندن روایت قصه به پیش از انقلاب خواسته است تا ضمن عبور از خط قرمز، تجاوز، رابطه جنسی، مستی، عشق مثلثی و البته پوشش‌های زنانه به نسبت باز را که تا قبل از این مجموعه در سریال‌های ایرانی بازنمایی نشده بود، به تصویر بکشد.

بر این اساس در راستای الگوگیری از سریال‌های درام ترکی و روایت داستان حول محور عشق‌های چندگانه با تِم خیانت، در شرایط موجود «رهایم کن» داغ‌ترین اثری است که بن مایه داستان به اصطلاح عاشقانه آن رقابت عشقی میان دو برادر خان‌زاده بر سر یک دختر می‌باشد.

«شهرام شاه حسینی» بعد از سریال نمایش خانگی «می‌خواهم زنده بمانم» که با فرمول مثلث عشقی توانست نظر مخاطبان را جلب نماید دوباره داستانی را در دهه ۵۰ با محوریت همین موضوع و با حس نوستالژیک (۱) ساخته است.

البته «رهایم کن» سه داستان موازی را با هم پیش می‌برد: قصه کارگران معدن و یافتن کهربا که منجر به کشته شدن عبدالله می‌شود، روایت یونس و مرگ او و سیر دادخواهی دوستانش از کسی که او را به ساواک لو داده و داستان اصلی عاشقانه خود یعنی علاقه همزمان دو برادر یعنی حاتم و هاتف به مارال، ضمن این که ماجرای افسانه و بهرام هم که خط فرعی مجموعه می‌باشد، حساسیت بسیاری ایجاد کرده است.

رسانه‌های اصول‌گرا دیدگاه‌های مجید مولایی نویسنده و تهیه‌کننده «رهایم کن» را برنتافته‌اند که گفته: «خیلی‌ها به من می‌گویند جای این صداقت، یک‌رنگی، برادری و حتی این عشق پاک در زندگی‌های امروزی خالی است» و تأکید دارند: مشخص نیست دقیقاً منظور وی از صداقت و یک‌رنگی در فیلم چه بوده است؟ چرا که شخصیت‌ها مدام در حال دروغ گفتن به یکدیگرند. در این خصوص نقدنویسان معتقدند: «اساس قصه رهایم کن را مثلث عاشقانه،‌ دروغ و طمع شکل داده است».

منتقدان همچنین باور دارند در این مجموعه شاهد تأثیر دومینووار دروغ در زندگی افراد هستیم. از دروغ نامعلوم و فاش شده همسر سابق حاتم گرفته تا رفتار مارال با حاتم که بعضاً با پنهان‌کاری همراه می‌شود و البته دروغ‌ بزرگ هاتف مبنی بر لو ندادن یونس به ساواک را نیز باید به این موارد اضافه کرد…

لذا باید نتیجه گرفت «رهایم کن» به جای آن که نمایشی شفاف از فساد باشد روایتی بی‌پرده و گستاخانه از جامعه ایرانی است (۲).

اما برآیند نقدهای صورت گرفته هم جالب توجه است، آنجا که یادآوری می‌شود: «رهایم کن» با پخش بدون مجوز و فرار از اصلاحات ساترا، به دلیل خوش ساخت بودن، موسیقی جذاب و حضور پرتعداد بازیگری‌های شناخته شده توانسته مخاطبان را به تماشای خود تشویق و در سایه آن از هر خط قرمزی عبور کند!

* حدیث نادم

* پی‌نویس:

(۱) نوستالژی: (Nostalgie) یک احساس غم‌انگیز همراه با شادی به اشیاء، اشخاص و موقعیت‌های گذشته است که از جنبه‌های اصلی آن دلتنگی برای زادگاه می‌باشد. برخلاف سال‌های دور که دریغ خوردن برای روزگار سپری شده نوعی بیماری تلقی می‌شد، امروزه اغلب معتقدند این احساس، نتایج بسیار مثبتی برای فرد به همراه دارد و هیجان و وقار را افزایش می‌دهد و عزت نفس و ارتباطات اجتماعی را ارتقاء می‌بخشد و با احساس مرگ مقابله می‌کند.

(۲) رسانه‌های اصول‌گرا در حالی از نوستالژی در نمایش خانگی و رونق مجموعه‌هایی چون «رهایم کن» احساس خطر می‌کنند که فیلمی همچون «فسیل» که خود را به عنوان نوستالژیک‌ترین کمدی تاریخ سینمای ایران معرفی می‌کند در حال بازتولید فضای موسیقایی قبل از انقلاب و ابتذال آن دوران است به گونه‌ای که برخی مسوولان فرهنگی هم ناخواسته در زمین آن بازی می‌کنند و برای فروش میلیاردی او هورا می‌کِشند!

 

امتیاز دهید

مقالات مرتبط