تغییرات ناگهانی در کابینه ترامپ به ویژه در پستهای مرتبط با سیاست خاورمیانه، گمانهزنیهایی درباره تاثیر این جابجاییها بر دیپلماسی با ایران ایجاد کرده است. در این روند رییس جمهور امریکا پس از ماهها نارضایتی «مایک والتز»، مشاور امنیت ملی خود را برکنار کرد، فردی که مشتاق توسل به گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی بود. والتز هماهنگیهای گستردهای با نتانیاهو نخست وزیر اسراییل برای بررسی اقدامات نظامی علیه ایران داشت، در حالی که هنوز راههای دیپلماتیک و مذاکرات بین تهران و واشنگتن به پایان نرسیده است.
پایگاه خبری «سرمایه و ثروت آنلاین» در گفتوگو با دکتر حشمتالله فلاحتپیشه، استاد دانشگاه و رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی مجلس به بررسی آینده مذاکرات ایران و امریکا، پرداخته است:
* برکناری مایک والتز را میتوان به ایران ارتباط داد؟
– نخیر؛ برای این که ترامپ سعی دارد تحولات و بحرانهای بینالمللی را در حلقه نزدیک به خود مدیریت کند. در این میان عدم امانتداری والتز و انتشار یکسری اطلاعات محرمانه در گروههای دوستی و فامیلی نیز مزید بر علت شد. نکته قابل تأمل این که با کنار رفتن والتز موضع امریکاییها در قبال ایران روند تند و سختتری به خود گرفت.
افرادی که ازجنگ سخن میگویند، تحریم برای آنها سود دارد.
* تاخیری که در مذاکرات صورت گرفت برای چه بود؟
– ظاهراً امریکاییها دستور کار سنگینتری را برای مذاکرات پیشنهاد کردهاند دلیل این مساله هم آن است که ترامپ میخواست در 100 روز اول دولت خود، دستاورد داشته باشد که این موضوع میتوانست در ارتباط با جنگ اوکراین یا پرونده هستهای ایران شکل بگیرد لذا وقتی با زلنسکی توافق حاصل شد با مساله ایران از موضع استغنا برخورد کردند. بر این اساس در امریکا جریانی به رهبری کسانی مانند «پیت هگست» وزیر دفاع در ارتباط با اسراییل تلاش میکند بهانهای به دست آورند تا اقدام نظامی محدود علیه جمهوری اسلامی ترتیب دهند.
* این بهانه چه میتواند باشد؟
– موضوع یمن؛ که با اصابت موشک نزدیک فرودگاه بن گوریون اسراییل، سعی در ایجاد فتنه در مذاکرات دارند از طرفی برای امریکاییها مهم این بود که ایران پای میز مذاکره بیاید و یک موضوع کلی تحت عنوان نداشتن بمب هستهای مطرح گردد اما بعد از سه دور از مذاکرات یک باره دستور کارهای دشواری پیش کشیدند. در این میان هم جریان معتقد به نقطهزنی علیه ایران از امریکا و اسراییل میخواهند اقدام نظامی محدود شکل دهند که این مهم هنوز با موافقت ترامپ همراه نشده، چرا که رییس جمهور امریکا نگران است که چنین اقداماتی با واکنش تند تهران مواجه شود ضمن این که نتانیاهو هر جنگی را شروع کرده، نتوانسته پایان دهد. در سمت دیگر هم باید دید که واسطهها چه نقشی بازی میکنند، واقعیت این است که برای اولین بار یک میانجی بدون منفعت یعنی عمان حضور دارد و سایر واسطههایی که با اراده امریکا کنار گذاشته شدند به گونهای در حال کارشکنی بودند.
اگر ایران و امریکا تابوشکنی نکنند به توافق نخواهند رسید.
* چشمانداز مذاکرات را چگونه میبینید؟
– اگر ایران و امریکا تابوشکنی نکنند به توافق نخواهند رسید چرا که زخم ناشی از اختلافات دو کشور به حدی عمیق شده که با یک پانسمان ساده نمیتوان جراحت و خونریزی آن را برطرف ساخت. این مهم بخشی به آمریکا و قسمتی هم به ایران ارتباط دارد و همین که موضوع یمن به عنوان عامل بحران توسط اسراییل و جنگطلبان امریکا انتخاب شده، نشاندهنده یک توطئه خطرناک است.
خلاء دیپلماسی به جنگ اسراییل میدان میدهد.
* از کدام توطئه سخن میگویید؟
– میدانید که کشورهای عرب منطقه مخالف جنگ هستند اما وقتی اسم یمن پیش میآید دولتی مانند عربستان که چالش سنتی با صنعا دارد با روند تضعیف حوثیها خوشحال خواهد شد واین نقطهای است که امکان دارد استراتژی جنگ اسراییل پیش برود. پس تهران باید کارهای زیرساختی انجام دهد به طور مشخص تمام میزهای وزارت خارجه اکنون تعطیل هستند و همه منتظرند که ببینند میز عمان چه میکند در صورتی که باید سازوکار امنیت منطقهای اتخاذ شود و همکاریهای گسترده با کشورهای همسایه شکل بگیرد که اولویت در این میان مذاکره تهران – ریاض است که به نوعی مناقشه یمن پایان یابد لذا خلاء دیپلماسی به جنگ اسراییل میدان میدهد.
* دیدگاه همسایگان ایران نسبت به مذاکرات چیست؟
– در مذاکرات سال 2015 کشورهایی مانند عربستان مخالف برجام بودند اما اکنون از تنشزدایی حمایت میکنند پس موضوع یمن میتواند تحریککننده دولتهای ریاض و ابوظبی باشد. از طرفی همدستی بین اسراییل و یکسری از افراد تندرو در ایران هم قابل تأمل است که از جنگ سخن میگویند چرا که مناقشه و تحریم برای آنها سود دارد. بر این اساس بایستی در جهت حاکم کردن منافع ملی، گام برداشت.
* کامیاب بهرودی
انتهای پیام

