* «لیوی لی» که یک خبرنگار اقتصادی در مطبوعات امریکا بود با ترسیم نمودارهایی که پیشرفت در موسسات را القا میکرد، سهامداران را فریب میداد.
* روابط عمومیها در قبل از انقلاب بیشتر مسوول سفرهخانه بوند، البته در شرایط موجود هم روابط عمومیهایی داریم که همان مسیر را دنبال میکنند.
روابط عمومی به شکل سیستماتیک از سال ۱۹۰۰ میلادی پا گرفت، زمانی که دولتها و بنگاههای اقتصادی دریافتند که افکار عمومی در سرنوشت آنها موثر است. بر این اساس از طریق روابط عمومیها به فعالیت خود رونق بخشیدند. این روند تا آنجا پیش رفت که در سال ۱۹۶۴ روزنامه «فایننشال تایمز» از روابط عمومی به عنوان صنعتی بزرگ یاد کرد. در حال حاضر روابط عمومی در رشتههایی مانند مدیریت، مقام والایی دارد و به عنوان یکی از شعب تخصصی علوم اجتماعی در دانشگاهها تدریس میشود.
دکتر محمدعلی الستی، استاد دانشگاه و جامعهشناس ارتباطات در گفتوگو با «سرمایه و ثروت» چگونگی شکلگیری «روابط عمومی» در ایالات متحده را تشریح کرد:
* ظاهراً اصطلاح روابط عمومی به مفهوم کنونی برای نخستین بار در سال ۱۸۹۷ در سالنامه راهآهن امریکا مطرح شد و حتی ایالات متحده در سالهای جنگ جهانی اول سعی داشت مقاصد جنگی و خواستهای خود را از طریق روابط عمومیها مرتبط با مردم مطالبه کند.
– در سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴ فساد ماموران و مقامات دولتی امریکا تا جایی پیش رفت که جامعه درصدد رسوایی آنها برآمد. در این میان با
خبرنگاران به عنوان یک مجموعه مزاحم برای سازمانها مطرح شدند چرا که با افشاگری و مچگیری فرارهای مالیاتی، اختلاسها و آلودگیهای زیست محیطی مرتبط با صنایع آلاینده را علنی میساختند و بنگاههای اقتصادی با مشکل مواجه میشدند.
نکته دیگر این که سازمانها و شرکتها به دنبال این بودند که در مجامع سالانه به گونهای به سهامداران گزارش دهند که آنها مجاب شده و اجازه دهند مدیریتها ابقاء شوند. در واقع پاسخگویی به سهامداران برای خود معضلی بود.
در این روند حتی موسسات تلاش میکردند تا در رقابتهای صنعتی و بازرگانی به گونهای برای خود مزیت ایجاد کنند و سهم بازار بیشتری به دست آورند لذا درصدد چگونگی تبلیغ کالا و خدمات بودند.
از طرفی ارتباطات درون سازمانی موضوع مهمی بود چرا که پس از تغییر عنوان نیروی کار به سرمایه اجتماعی، راضی نگاه داشتن آنها، ذهن مدیران را مشغول کرده بود. در این روند اتحادیهها و سندیکاها هم میتوانستند با اعتصاب، صاحبان صنایع را تهدید کنند.
* مجموعه این اتفاقات، موضوع روابط عمومی را به میان آورد، اما چه کسی برای نخستین بار در این وادی گام نهاد؟
– «لیوی لی» که یک خبرنگار اقتصادی در مطبوعات امریکا بود و برای نخستین بار دفتر روابط عمومی را به شیوه نوین امروزی در شهر نیویورک و در سال ۱۹۰۶ تأسیس کرد و از همین رو به پدر روابط عمومی شهرت یافت. این فرد در گام اول، کار خود را بر روی رسانهها متمرکز کرد و به آنها گفت اگر شما از طریق افشاگری درصدد دستیابی به تیراژ بالا و فروش بیشتر هستید، من میتوانم سود شما را از طریق آگهیهای تبلیغاتی تضمین کنم.
در مرحله بعد «لیوی لی» تنظیم گزارشهای مربوط به مجامع سالانه موسسات اقتصادی را برعهده گرفت. او نمودارهایی ترسیم میکرد که القاءکننده پیشرفت دایم در بنگاهها بود و از این طریق به نوعی سهامداران را فریب میداد.
پس از آن بیشترین بها را به تبلیغات و معرفی محصول داد چرا که میدانست تبلیغ و انتشار رپرتاژهای آگهی درباره سازمانها میتواند افکار عمومی را تغییر داده و به نوعی جهتگیریها را مثبت سازد.
از سوی دیگر مسأله اعتصابات در نظام سرمایهداری غرب جزو حقوق کارگر است و با آن میتوانند چانهزنی کنند. بر این اساس، او با انتشار مطالب مختلف در رسانهها اعمال و اقدامات مدیریت بنگاههای اقتصادی را با آب و تاب انعکاس میداد و وانمود میکرد که موضوعاتی چون مسکن، بیمه، درمان و در یک کلمه رفاه کارگر، اولویت انکارناپذیر است.
* رسانهها چه نگاهی به «لیوی لی» داشتند؟
– او را یک روزنامهنگار خائن میدانستند.
* روابط عمومی در ایران قبل از انقلاب چگونه بود؟
– موضوعاتی چون افشای اختلاس، فرار مالیاتی و… و همچنین سهامداران در بنگاههای اقتصادی مطرح نبود ند چرا که اولا رسانهها جرأت مچگیری نداشتند و ثانیا با مسأله هزار فامیل بیشتر موسسات در اختیار افراد بود. با این حال سازمانهای ما با کپیبرداری از غرب روابط عمومی داشتند اما روابط عمومیها کارشان برگزاری میهمانی، مناسبتها، دادن تبریک و تسلیت و غیره بود و به نوعی مسوول سفرهخانه شدند.
* الان شرایط چگونه است؟
– ظاهراً تفاوت چندانی به وجود نیامده است چرا که رسانهها نمیتوانند از بنگاههای اقتصادی که جنبه حاکمیتی دارند انتقاد کنند و روابط عمومیها هم از این جهت دردسری احساس نمیکنند.
* نیلوفر خلیلی