سازمان بینالمللی کار (ILO) در سال ۲۰۰۲ بر این شد یک روز جهانی را برای مبارزه با کار کودکان تعیین کند تا با جلب توجه و تلاش همگان بخصوص دولتها و نهادهای محلی، جامعه مدنی و جهانی، کارگرها و کارفرمایان، مشکل کودکان کار طرح و راه حلهایی برای رفع آنها پیشنهاد شوند.
برپایه دادههای ILO ، بزرگترین عامل کار کودکان فقر و بیکاری است. امروزه ۱۶۰ میلیون کودک کار در سراسر جهان وجود دارد که این تعداد تنها طی چهار سال گذشته، ۸.۴ میلیون نفر افزایش داشته است. بیشترین درصد کودکان درگیر کار (۷۰ درصد) در بخش کشاورزی مشغول هستند. در حال حاضر صدها میلیون دختر و پسر در جهان گرفتار کارند و به همین دلیل از آموزش و پرورش مناسب، بهداشت، تفریح، و آزادیهای اولیه بیبهرهاند. بیش از نیمی از این بچهها مشغول بدترین شکل ممکن از کارهای کودکان مانند کار در محیطهای خطرناک، بردگی یا دیگر شکلهای بیگاری؛ قاچاق مواد مخدر، تنفروشی و حتی حضور در درگیریهای مسلحانه هستند.
طبق آمارهای موجود در مناطقی ازآفریقا، آسیا و اقیانوس آرام، تقریبا از هر ده کودک، نه کودک کار کار می کنند. در قاره آمریکا تقریبا یازده میلیون( ۵ درصد)، اروپا و آسیای مرکزی شش میلیون(۴ درصد) و کشورهای عربی یک میلیون کودک(۳ درصد) از کودکان مشغول به کار اجباری هستند.
با این که درصد کودکان درگیر کار در کشورهای با درآمد پایین بسیار زیاد است، با این حال آمارها نشان میدهد ۸۴ میلیون کودک کار که در مجموع ۵۶ درصد از کودکان کار را تشکیل میدهند نیز در کشورهای با درآمد متوسط و دو میلیون کودک کار در کشورهای با درآمد بالا زندگی میکنند.
طبق تعریف ILO ، کودک کار به تمامی افراد زیر هجده سالی گفته میشود که در مشاغل یا کارهای زیان آور در بازار یا خانوادههای خود مشغول هستند. کودکانی که به دلیل اشتغال از لذت دوران کودکی خود محروم شده و این امر مانع از شکوفا شدن استعدادها و رشد جسمی و روانی آنها شده است به گونه ای که کار در مواردی منجر به محروم شدن آنها از فرصت رفتن به مدرسه، و یا ترک مدرسه به طور موقت و یا الزام به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا در هنگام تحصیل میشود.
کار کودکان در کشورهای در حال توسعه نیز نوعی استثمار دانسته می شود که به دلیل شرایط بد اقتصادی، پدید آمده است. با این حال در این جوامع گاهی اشتغال کودک نه تنها امری ناخوشایند نیست بلکه علاوه بر کمک به خانواده راهی برای تضمین آینده شغلی او نیزمحسوب می شود در واقع کودکانی که در کسب وکار با خانواده همراهی میکنند در صورتی که بتوانند به تحصیل و فعالیت های کودکانه خود ادامه دهند، نه تنها در دسته کودکان کار قرارنمی گیرند بلکه عمل آنها بسیار تشویق هم میشود زیرا آینده اقتصادی کودک روشن و هوش مالی آنها تقویت میشود، اما کودکانی که به دلیل شرایط نامطلوب اقتصادی خانواده از دوران کودکی محروم و مجبور به کار میشوند تا بتوانند در درآمد خانواده سهیم باشند، در زمره کودکان کار قرار می گیرند.
در واقع اعلام روز جهانی کار کودکان برای حمایت از دسته دوم یعنی کودکانی است که متحمل آسیب های جسمی، روانی و گاه جنسی شده، آینده شغلی و زندگی اجتماعی آنها در معرض نابودی قرار می گیرد. از اینرو سازمان جهانی کار برای مقابله با چنین پدیده ای هر ساله روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) را به این نام خوانده تا با یادآوری مصایب این کودکان، جنبش های جهانی بر ضد کار کودکان و حمایت های اجتماعی برای پایان دادن به کار آنها در جهان تقویت شود.
این سازمان هر ساله شعاری را برای استحکام پیوندها جهت مقابله با این پدیده شوم اجتماعی اعلام می کند که شعار سال ۲۰۲۴ «بیایید به تعهدات خود عمل کنیم: به کار کودکان پایان دهیم» یادآور همین پیمان بوده است.
این سازمان، جامعه جهانی را ترغیب کرده است اقدامات فوری و مؤثری برای لغو و ممنوعیت کار کودکان به هر شکل ممکن انجام دهد و زمان دستیابی به این هدف را سال ۲۰۲۵ تعیین کرده است لذا خود را متعهد به ارتقای شرایط کار ایمن و سالم برای همه کودکان بهویژه آنهایی دانسته که با خطر در محیط کار مواجه هستند و با دولتها، کارفرمایان، جامعه مدنی و سایرین برای توسعه و اجرای سیاستها و برنامههایی همکاری خواهدکرد که از گذار به سمت کار ایمن و سالم برای کودکان حمایت میکنند.
و اما در ایران علاوه بر نبود آمار دقیق در مورد تعداد کودکان کار، محل کار این کودکان نیز به خوبی مشخص نیست که این امر تا حدودی ناشی از سیل مهاجرت اتباع افغانستانی به کشورمان، نیز هست با این حال بر اساس آمارهای موجود تعداد کودکان کار در بازهای بین یک میلیون و ششصد هزار تا ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر بوده و این در حالیست که حدود ۳ میلیون و پانصد هزار کودک حاشیه نشین و بیش از ۷۰۰ هزار کودک مهاجر و پناهنده نیز برآورد شده است.
بزرگترین مشکل در زمینه بازنمایی شرایط کودکان کار در ایران، وجود اخبار متناقض در این خصوص است. برخی مطالعات نشان میدهد جمعیت کودکان کار در خیابان و کودکان خیابانی در شهرهای بزرگ ایران رو به گسترش است؛ مهمترین علت این افزایش علاوه بر شدت شکاف اقتصادی در جامعه، به نظررشد جمعیت مهاجران افغانستانی باشد.
طبق گزارش مرکز تحقیقات مجلس ۳۷ درصد قومیت کودکان کار در ایران افغانستانی است که در تهران ۶۶ درصد کودکان کار را تشکیل می دهند. از میان کودکان ایرانی، بیش از همه فارس سپس بلوچ و بعد کولیها و پس از آن تعدادی هم کودکان مهاجر بلوچ پاکستانی قراردارند که در حاشیه شهرها زندگی میکنند.
همچنین بررسیهای ارزیابان سازمان بهزیستی، در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶، نشان داده، ۶۰ درصد کودکان کار ۱۰ تا ۱۴ ساله و مابقی ۱۵ تا ۱۸ ساله بوده اند در حالیکه همین بررسی در سال ۱۳۹۹، ۷۱ درصد کودکان کار را ۱۰ تا ۱۴ ساله و مابقی ۱۵ تا ۱۸ ساله برآورد کرد. این موضوع نشان میداد طی سالیان اخیر درصد کودکان کار زیر ۱۴ سال بیشتر شده است.
براساس بررسیهای این سازمان در سال ۱۳۹۱، ۹۲ درصد کودکان خیابانی در ایران پسران هستند. با این وجود نسبت پسر به دختر در گروههای مختلف کودکان خیابانی یکسان نیست. داده های این سازمان در سال۱۴۰۰ تاکید دارد خانوادهها از یک سنی به بعد به ویژه از سن بلوغ کمتر اجازه میدهند دختران در خیابان یا در برخی مشاغل سخت حضور داشته باشند و در چنین شرایطی دختران در سنین بالاتر بیشتر در منزل کار میکنند. از اینروکارشناسان عامل کاهش تعداد دختران سنین بالاتر در خیابان را اولاً نگرانی خانوادهها از مزاحمت، تهدید و تعرض به دختران در سنین بالاتر دوماٌ ترجیح آنها به آماده شدن دختران برای ازدواج می دانند. شاید به همین دلیل هم هست که دختران بیشتر دستفروشی و گل فروشی انجام داده و پسران در کارهایی مانند زباله گردی، باربری و مانند اینها فعالیت دارند.
در همین راستا برخی پژوهش ها نیز نشان می دهد، کودکان کار به اشکال مختلف ادامه تحصیل می دهند هر چند به ندرت موفق به اتمام دوره متوسطه دوم می شوند با این حال طبق گزارش مرکز تحقیقات مجلس حداقل ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار کودک از چرخه تحصیل باز مانده اند.
سوسن پاکدل