* سیاست باید پایش را از شیوه زندگی۵۳ مردم بیرون بکشد و به جای آن اقتصاد پویا، امنیت مطمئن و معیشت قابل پیشبینی برقرار سازد.
* مسایل اخیر را نباید تنها به دهه هشتادیها تقلیل داد چرا که اقشار جامعه از دانشآموز گرفته تا افراد سالمند، تمایزی با هم ندارند.
شکاف نسلی مفهومی بسیار گسترده و پیچیده است که در میان اعضای خانواده اختلاف و پرخاشگری به وجود میآورد و بحرانهای بیرونی را به محیط امن و آرام خانه میکشاند.
شکاف نسلها همچنین جامعه را از تکاپو و اشتیاق نوجوانان و جوانان محروم کرده، عرصه را برای خلاقیت و نوآوری تنگ میکند.
براساس محاسبههای آماری و یافتههای به دست آمده باتوجه به تأثیر انکارناپذیر شکاف نسلی بر وقوع رفتار بزهکارانه میتوان این گونه نتیجه گرفت، افراد زمانی که در رسیدن به اهداف و آرزوهای خود احساس محرومیت و ناکامی میکنند برای تأمین نیازهایشان مرتکب رفتارهای غیرمترقبه میشوند.
تصاویری که از ناآرامیهای اخیر انتشار یافت یک ویژگی برجسته داشت و آن حضور کمسن و سال ها در کف خیابان بود، علاوه بر آن مدرسهها و دانشگاهها هم درگیر مسایلی شدند که پیش از آن سابقه نداشت. این شرایط موجب گردید تا نگاهها متوجه نسل موسوم به «دهه هشتادیها» شود حال این نسل وارد مرحلهای شده که عصر جدیدی در کشور شکل میدهد.
عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در این باره تاکید دارد: مشکل این است که نسل قبلی که کنترل شرایط را دارد، ویژگیهای نسل جدید را نمیپذیرد لذا آنچه ما در جامعه شاهد آن هستیم این که نه تفاوت نسلی بلکه یک تعارض نسلی در حال وقوع است. به عبارت دیگر نسل قبلی نمیخواهد مختصات، ویژگیها و سبک زندگی نسل جدید را بپذیرد.
جبار رحمانی افزود: صرف نظر از درست یا اشتباه بودن سبک زندگی جوانان در درجه نخست باید آن را پذیرفت و درخصوص آن گفتوگو کرد، اما از آنجایی که ما نمیخواهیم درباره این سبکهای زندگی سخن بگوییم و بپذیریم با تضاد نسلی مواجه میگردیم.
وی با تاکید بر این که سیاستمداران به جای آن که وظایف خود را در تامین رفاه، امنیت و زیرساخت جامعه انجام دهند به مداخله در عرصههای زندگی اقشار مختلف میپردازند، یادآور شد: یک ابهام در تعریف نسل وجود دارد مبنی بر این که آیا نسل را یک دهه تعریف کنیم یا خیر. در ایران عرفاً یک نسل براساس دهه تعریف میشود. در این روند مسأله طیف وسیعی از جوانانی که وارد مناقشه شدهاند این است که شیوه مدیریت جامعه قابل پذیرش نیست.
عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: آن چه محل مناقشه است، این که چیزی که اعضای این نسل به دنبالش هستند مسایل نسلهای دیگر نیز میباشد، یعنی مناقشه کنونی امری است که اقشار جامعه به شکلهای مختلف از دانشآموز گرفته تا افراد سالمند درگیر آن هستند لذا تمایزی بین جوانان ۱۵ تا ۱۸ ساله با سایر اعضای جامعه نیست و نباید مسایل اخیر را تنها به دهه هشتادیها تقلیل داد. هرچند آنها در این ماجرا فعالتر هستند.
رحمانی با تاکید بر این که عرصه زندگی باید به خود مردم واگذار شود، تصریح کرد: سیاستمداران بیش از حد در امور مردم دخالت میکنند. جامعه میگوید مسایلی مانند سبک زندگی را به خود ما واگذار کنید و به جای آن اقتصاد پویا، امنیت مطمئن و معیشت قابل پیشبینی برقرار سازید. لذا به سیاست گفته میشود پایش را از شیوه زندگی مردم بیرون بکشد.
وی خاطرنشان ساخت: البته برخی از سبکهای زندگی نه فقط مشروعیت ندارد بلکه سرکوب هم میشوند. در واقع نسل جدید دیگر این حد از مداخله را نمیپذیرد، نسلهای قبلی به دلیل نوع جامعهپذیریشان با مداخلات کنار میآمدند اما نسل جدید این شیوه از عملکرد سیستم را نمیتواند هضم کند، در نتیجه به شدت پس میزند.
این پژوهشگر مسایل فرهنگی و اجتماعی با بیان این که سیستم باید به نقطهای برسد که سیاست بازشناختی داشته باشد، اظهار داشت: لازم است سبکهای مختلف زندگی مورد شناسایی قرار گرفته و از نو تعریف شوند. ضمن این که زمینه گفتوگو فراهم گردد. در واقع حکمرانی باید به این تکثرات مشروعیت دهد چرا که در غیر این صورت همواره با واکنشهای خشونتبار روبهرو خواهیم بود.
پینویس:
– شکاف نسلی در جوامع مختلف امر غیرعادی محسوب نمیشود. مهم این است که چگونه از طریق راهبردها و سیاستگذاریهای مناسب بتوان این از هم گسیختگی را آشتی داد و مدیریت کرد. لذا کوتاهی در این امر زنگ خطری برای فروپاشی نظام خانواده است که میتواند به یکی از موانع اصلی توسعه اجتماعی هم تبدیل شود. در واقع شکاف نسلها، بحرانی است که بحران میآفریند.